جودی عزیزم
گاهی وقتا یکی وارد زندگیت میشه که حاضری به خاطر یک بار بغل کردنش کیلومتر ها راه رو طی کنی.
بابا جون که میاد
3 تا بوسم میکنه
بوی سیگارش کل بینیم رو پر میکنه
نیشم رو باز میکنم و تاکید میکنه چقدر لاغر تر شدم
کیسه اش رو میده که برای بچهها مربا هویج اوردم(تنها چیزی که من با اشتها میخورم)
میگه کی درس میخونه
و مامانم میگه پرنیا
دوتا شکلات میده بهم و با نیش باز میفرستم تو اتاق :)