eitaa logo
فتوحات عرفانی
2هزار دنبال‌کننده
122 عکس
103 ویدیو
12 فایل
يا هُوَ يَا مَنْ لا هُوَ إلا هُوَ 📩 ارتباط @alirooholamin 👤 سیدعلی روح‌الامین ● دانشجوی دکتری فلسفه‌ی هنر ● طلبه درس‌خارج حوزه‌علمیه‌قم (نقل مطالب، با ذکر لینک کانال رواست)
مشاهده در ایتا
دانلود
هدایت شده از ๛ وارستگی ๛
‌ ‌ 💠 نیهیلیسمِ متدیّن؛ عمل بی‌معنای هزار رکعتی 🔸 در فضای سلوکیِ رایج، بسیار شنیده می‌شود که سالک باید در برابرِ خداوند اظهارِ ناتوانی و درماندگی کند. «خدایا من هیچ نیستم، هیچ نمی‌فهمم، هیچ نمی‌توانم.» امّا آیا این اظهارِ عجز، حقیقتاً بیانگرِ فروافتادنِ حجابِ «من» است، یا آنکه خود، صورتی پیچیده‌تر و ظریف‌تر از همان خودمحوری است؟ 🔹 برخی حتی عجزِ خود را «ابزاری» برای رسیدن به مقصود قرار می‌دهند: «من خودم را به در و دیوار می‌زنم تا خدا ببیند و درِ قفس را باز کند.» آیا این «به در و دیوار زدن» خود صورتی از «اراده» نیست؟ آیا کسی که با تمامِ قوا می‌کوشد تا خدا را به «دیدن» وادار کند، در حقیقت، اراده‌اش را کنار گذاشته است یا آنکه اراده‌اش را در لباسِ عجز پنهان کرده است؟ 🔸 هایدگر میانِ دو نحوۀ انتظار تمایز می‌گذارد: • انتظارِ چیزی: من منتظرِ نتیجه‌ای هستم، منتظرِ فتح‌الباب و گشایشی هستم که عملِ من به آن بینجامد. این انتظار، هنوز در افقِ اراده است، زیرا «من» غایتی در ذهن دارم و عملم را ابزارِ رسیدن به آن غایت قرار داده‌ام. • انتظارِ بما هو انتظار (گلاسنهایت): من در حالتِ گشودگی هستم، بی‌آنکه از پیش بدانم چه خواهد آمد. این انتظار، نه سکون است و نه حرکت؛ نه فعل است و نه انفعال. این انتظار، نحوه‌ای از بودن است. بودنی که در آن، انسان خود را در اختیارِ آنچه «می‌آید» قرار می‌دهد. ▪️ سالکی که «خود را به در و دیوار می‌زند تا خدا ببیند و در را باز کند»، هنوز در ساحتِ نخست است. او «منتظرِ چیزی» است: منتظرِ آنکه خدا «وارد» شود و کار را «تمام» کند. حتّی عجزِ او ابزاری است برای جلبِ نظرِ الهی. این عجز، نه عجزِ وجودی، بلکه عجزِ تاکتیکی است؛ گونه‌ای از «حیلۀ عقل» که در آن، سالک با نمایشِ ناتوانی، می‌کوشد خدا را به «عمل» وادارد. 🔹 سالکی می‌گوید: «من به نمازِ خودم امیدی ندارم، ولی همچنان روزانه هزار رکعت نماز می‌خوانم.» این گزاره، در نگاهِ نخست، بیانگرِ تسلیم و توکّل است. امّا تحلیلِ عمیق‌تر نشان می‌دهد که این وضعیّت، دقیقاً ساختارِ نیهیلیسم را بازتولید می‌کند: عملی بدونِ معنا، که صرفاً از سرِ عادت یا اجبارِ درونی تکرار می‌شود. 🔸 هایدگر در تحلیلِ نیهیلیسمِ نیچه‌ای نشان می‌دهد که نیهیلیسم لزوماً به معنای ترکِ عمل نیست. بر‌عکس، یکی از عمیق‌ترین صورت‌های نیهیلیسم، عملِ بی‌وقفه‌ای است که فاقدِ هرگونه جهت و معنا شده باشد. انسانِ نیهیلیست ممکن است شدیداً «فعّال» باشد امّا فعالیّتِ او از سرِ «اراده به اراده» است، نه از سرِ نسبتی حقیقی با وجود. او عمل می‌کند چون «باید» عمل کند، نه چون عملِ او حاملِ معنایی است. این همان چیزی است که از آن به «فرسودگیِ وجودی» تعبیر می‌توان کرد: سالکی که مدام عمل می‌کند، مدام مجاهده می‌کند، مدام خود را به در و دیوار می‌زند و مدام خسته‌تر و فرسوده‌تر می‌شود، بی‌آنکه احساسِ ثمری کند. 🔹 این وضعیّت، نه حاصلِ کمبودِ ایمان، بلکه حاصلِ خطا در نحوۀ نسبت با حقیقت است. سالک، حقیقت را «هدفی» قرار داده که باید با تلاشِ ارادی به آن «رسید». و چون حقیقت اساساً از جنسِ «هدف» نیست -بلکه از جنسِ «رخداد» است- هرچه بیشتر تلاش می‌کند، بیشتر از آن دور می‌شود. 🔺 @varastegi_ir 🔎 www.varastegi.ir/3958 ✍🏻 سیدعلی روح‌الامین ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌
‌ ‌ 📿 روزی کسی ایراد گرفت که خوف بر حاجی غلبه دارد. حاجی گفت: باید همین‌طور باشد باید خوف غلبه داشته باشد. خدا هم بهشت را آفرید و هم جهنم را، اما تا کسی از جهنم عبور نکند، نمی‌تواند به بهشت برسد. پل صراط از وسط جهنم رد می‌شود. ایراد گرفتند: اهل رجاء به خدا پناه برده‌اند تو که اهل خوفی، از غضب و قبض خدا به که پناه می‌بری؟ - به خودش مثل بچه آهویی که از غرش شیر به خود شیر پناه می‌برد! و تعریف کرد: روزی وضو گرفت و خواست به مسجد برود، به سرش ندا دادند که به طهارت خودت مطمئن هستی که با این گستاخی می‌خواهی به خانه ما پا بگذاری؟ حاجی از آن هیبت، خ خیس عرق شد. از راه مسجد برگشت. ندا آمد از درگاه ما رو برمی‌گردانی؟ کجا می‌خواهی بروی؟ این‌بار هیبت ندا آن‌قدر بود که حاجی بی‌اختیار نعره ای کشید. بلافاصله ندا آمد: با ما درشتی می‌کنی؟ سر جایش میخ‌کوب شد و خاموش ایستاد. ندا آمد ادعای صبر و تحمل می‌کنی؟ این‌جا بود که عبدالله حاجی اشک‌هایش سرریز شد و دهانش به تضرع باز شد: المستغاث منک الیک/ از تو به خودت پناه. ‌ ‌ 💠 کانال فتوحات عرفانی: @fotuhat ‌ ‌ ‌ ‌
و هذا یوم فرحت به آل زیاد و آل مروان...
مثل علی زندگی کرد و مثل حسین به شهادت رسید... پس‌از عمری مجاهدت و زندگی علوی، سرانجام در شب‌های پرفیض ماه مبارک رمضان و در کنار اعضای خانوادۀ خود، به‌دست جنایتکارترین افراد به فیض عظیم شهادت نائل آمد و به آرزوی دیرینه‌اش رسید... ‌ ‌
آخرین سخنرانی الامام الشهید سیدعلی حسینی خامنه‌ای ▪️ ملّت ایران درسهای اسلامی و شیعیِ خودش را خوب بلد است؛ میداند که چه‌ کار کند. امام حسین (علیه السّلام) فرمود: مِثلی لا یُبایِعُ مِثلَ یَزید؛ کسی مثل من، با کسی مثل یزید بیعت نمیکند. ملّت ایران در واقع میگویند: ملّتی مثل ما، با این فرهنگ، با این سابقه، با این معارف عالی، با سردمدارانی مثل افراد فاسدی که امروز در آمریکا بر سر کارند، بیعت نخواهد کرد. ‌ ‌ ‌ ‌
با زبان روزه و لب تشنه شهید شد...
‌ ‌ او همان خدایی است که شمر را روی سینه اباعبدالله الحسین علیه‌السلام دید... ما چه داریم جز توکل به او؟ افوض أمري إلى الله إن الله بصير بالعباد... ‌ ‌