ایدهای ندارم.
برداشت اول / آزادی
آزادی، یک معقوله ذهنیاست.
مفهومیست که اگر درون انسان زاده نشود، بیرون از او نیز هرگز به دست نمیآید.
وقتی دولت، آزادی را در محفظهای شیشهای نگه میدارد و در میدان شهر به نمایش میگذارد
ان گاه مردم خیال میکنند آن را دارند.
غافل از اینکه آنچه میانشان تقسیم شده، تنها تصویری پوچ از آزادیست—نه خود آن.
تا وقتی که ذهنها در اسارتاند،
قانونهایی که به آزادی بیان،پوشش، دین و ازادی در تصمیم های یک فرد منتهی میشوند، چیزی جز رویایی مضحک نیستند.
و مضحکتر از آن اینست که انسان در بند،
با زنجیرهای نامرئیاش
به داشتنِ آزادی فخر میفروشد.
پس پرواز کنید فرزندان خدا! نگذارید که کنترلتان کنند. نگذارید که بال های پروازتان را بگیرند. برای پرواز شما، جوان های بسیاری زیر خاک آرمیده اند.
امیدوارم بند های اسارت خود را پاره کنید که در اینگونه ، در تاریک ترین سلول های زندان هم توان در بند کشیدنتان را نخواهند داشت.