"مانا "
اقوام ابتدایی قبل اعتقاد به خدا و پرستش ارواح و اینا به مانا معتقد بودن.
مانا به نیروی یگانه و دارای جنبه فوق مادی میگن که توی جهان موجوده .
مانا از طریق پدیده های طبیعی و اینا تجلی میکنه .
اوایل مردم اعتقادشون به مانا بود ، و بعد کم کم بعد از قضیه ارواح و خواب و سحر و جادو ، در اواخر دوره شرک و چند خدایی
دچار تحول شد.
اول اینکه از تعداد خدایان کاسته شد و جنبه مادی و بشری خودشون رو تا حدودی از دست دادن و تکی اسمون ها و جایی دور از دسترس بشر جا گرفتن.
و بعد چون مردم بهشون دسترسی نداشتن ، برای اونها تمثال ها و پیکرایی ساختن و معتقد بودن خدایان بر اون ها حلول میکنن.
از اونجا 《بت پرستی》 شکل گرفت.
یه چیز جالب اینکه خدا ها هم دارای درجه بودن. مثلا خدای شهر های بزرگ از خدای شهر های کوچک عرج بیشتری داشت.
بحث تلتیث " یا سه خدایی
که عموما اون رو به پدر مادر پسر میشناسن.
و اونهایی که به تلتیث اعتقاد دارن بر این باورن که هر کدوم از خدایان قلمرو و وظیفه خاص خودش رو داره
معروف ترینشون تلتیث مصریه :
آزیریس (پدر) ایزیس (مادر) و هوروس (پسر)
که مظاهر خورشید ، زمین و ماه بودن.
بین النهریا به این تلتیث باور داشتن : بل یا انیل ، خدای زمین. اآ خدای دریاها و نی پور خدای اسمانها.
این سه خدا مشترکا افریدگار مخلوقات بودن و توی امور جهان تدبیر میکردن.
توی الهیات دین هندو ، تلتیث معروفی بوده که الان هم بین ادیان هندی گسترش یافته
برهما ، خدای افریدگار و حالق موجودات و کائنات که سمت رب الاربابی هم داشته (god of god) ویشنو ، خدای نگهبان و دستیار برهما که برقرار کننده نظم توی جهان بوده و شیوا ، خدای مرگ و تخریب و ویرانگری.
حتی الان هم که مسیحیت داره به انحراف میره توش شاهد تلتیثیم.
"پدر پسر روح القدس "
مبحث بعدی عقیده ثنویته که خدایان رو به دو دسته خیر و شر تقسیم میکنه. [نور و ظلمت]
که توی دوران ساسانی و دین مانی هم ایرانیان به این باور بودن.
در چین باستان : یانگ یعنی خدا و نیروی فاعله افریدگار موجودات
و یین_خدا یا نیروی منفعله و خدای مرگ
و از ترکیب این دو نیرو موجودات به شکل های مختلف طاهر میشدن.
بعدا میام درمورد زئوس که به اعتقاد خیلیا god of god بوده حرف میزنم ، الان باید برم ریاضی ❤️