5.jpg
حجم:
8.2M
کد تصویری رنگ چشم دلخواه مانند تصویر
تصویر را دانلود و روزانه در گالری مشاهده نمائید
برای پس زمینه موبایل میشه از اسکرین شات استفاده کرد ولی برای تماشا و یا چاپ از فایل اصلی استفاده شود.
🌷لطفا اوایل کمتر نگاه شود مثلا روزی دو بار هر بار دو سه دقیقه و اگر راحت بودید در روزهای بعد کمی بیشتر تا روزی 9 بار هر بار دو سه دقیقه .
بین 3 تا 12 ماه باید نگاه شود .
سابلیمینال رنگ چشم دلخواه مورگانا
https://eitaa.com/freesubliminal/14362
سابلیمینال رنگ چشم دلخواه هاردین
https://eitaa.com/freesubliminal/15587
😍سابلیمینال سرعتی تحقق آرزوها👇👇
https://eitaa.com/freesubliminal/22476
🌹لطفا الان از رنگ چشمتان عکس بگیرید نتیجه با عکس قبل و بعد باشه 🙏
کد تصویری را با سابش گوش دهید بهتره. نتایج در هر فردی فرق داره.
مدام روی نوشته های کد تصویری زوم نکنید.نیازی به خواندن آن ها نیست. بخشی از تاکیدات عمدا واضح و بخشی محو است .
هدایت شده از تولید و پخش شمیم رضوی 🇮🇷
الله
🔴 جريان شيخ علی حلّاوی و جمعی كه ادعای جانفشانی در ركاب امام زمان عليهالسّلام داشتند و امتحان حضرت از آنها
آقای میرجهانی که از وعّاظ شهیر خراسان و از محترمین آستانهٔ قدس و مرد دانشمندی هستند نقل نمودند، و ایضاً بنده این نقل را از آقا میرزا احمد مصطفی سنگر در نجف اشرف و سایر رفقا شنیدهام که:
در حلّه مردی بود بسیار عابد و زاهد و عالم، مردم را به انتظار فرج حضرت بقیّةالله عجل الله [تعالی] فرجه دعوت مینمود، و به گریه و ندبه و دعا بر تعجیل ظهور دعوت میکرد، تا آنکه جماعتی از مردم [که] غمّ و همّشان دعا بر فرج بود مجالسی ترتیب داده و در آن دعا مینمودند همگی شمشیر خریده و انتظار ظهور آن حضرت را داشتند؛ نام این مرد آقای شیخ علی حلّاوی بوده، و هماکنون بعد از سالها مقام حضرت حجّت در خانهٔ او برپاست.
روزی آقا شیخ علی از کاظمین به حلّه میرفته است، در راه خدمت حضرت مشرّف میگردد و بسیار اظهار ادب نموده و تقاضای ظهور میکند.
حضرت میفرمایند: هنوز عدّهای که خداوند وعده داده فراهم گردند فراهم نشده است و سیصد و سیزده تکمیل نگشته.
عرض میکند: قربانت گردم هماکنون در حلّه بیش از هزار نفر انتظار فرج را دارند، و اگر ظهور کنید تمام این افرادی که تا به حال مجالس دعا ترتیب داده در فراقت میگریستند، در رکاب مبارک، حاضر برای انجام خدمت خواهند بود.
حضرت میفرمایند: چنین نیست، و از محبّین ما در حلّه دو تن بیش نیستند، یکی تو هستی و دیگری جوانی است قصّاب؛ حال که به حلّه رفتی تمام مدّعین را در خانۀ خود دعوت کن و بشارت مقدم مرا بده، و به طوری که کسی نفهمد دو گوسفند در بام خانه قبلاً برده و در آنجا ببند تا من بیایم.
شیخ علی به حلّه درآمد و مردم را دعوت به منزلش نموده بشارت تشریف فرمائی آقا را داد. محبّین جمع شدند و شادیها کردند، عطرها پاشیده، عودها برافروخته، چراغانی نموده، همگی تشریففرمائی حضرت را ساعتشماری میکنند. در این هنگام نوری سبز رنگ از جانب قبله حرکت نموده بر بام خانۀ شیخ علی فرود آمد.
حضرت ولیّعصر عجل الله [تعالی] فرجه الشریف از میان نور در بام خانه قرار گرفتند. اولاً حضرت جوان قصّاب را صدا زدند، جوان بر بام برآمد؛ حضرت دستور دادند که یکی از گوسفندها را نزدیک ناودان ذبح کند، جوان ذبح نموده خون از ناودان جاری شد؛ مردم همه با هم گفتند: عجبا حضرت جوان را کشتند! مبادا ما را هم صدا زده و روی بام ذبح کنند! در این حال حضرت، آقا شیخ علی را صدا زدند، شیخ علی بر بام بالا آمد؛ حضرت فرمودند که: شیخ علی گوسفند دیگر [را] نزدیک به ناودان ذبح نماید. ذبح نموده خون گوسفند در ناودان جاری شد؛ ترس و وحشت مردم را فراگرفت و هر کسی به دیگری میگفت که شیخ علی هم کشته شد! هماکنون است که حضرت یک یک از ما را صدا زده و سر ببرند! هر یک بر جان خود بیمناک شده، از گوشهای به طوری که رفیقش نداند مخفی شده راه فرار اختیار کرد.
کمکم همه رفتند و یک تن باقی نماند، در این حال حضرت فرمودند: آقا شیخ علی رفقای خود را صدا کن برای نصرت و یاری من بیایند بالای بام آنها را ببینم!
آقا شیخ علی هرچه صدا زد جوابی نشنید، سپس نزدیک آمد دید در خانه یک نفر هم نیست!
حضرت فرمودند: این بود یارانی که گمان میکردی در فراق من راحت ندارند و همه حاضر برای نوشیدن شربت شهادت در رکاب من هستند.(1)
📚 جُنگ خطی 10، ص56
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1- الزام الناصب فی اثبات الحجة الغائب، ج٢، ص٣١، حکایت ٢٠.
📡 #نثر_فوری_حداکثری
🔴 مخدر ویرانگر قرص BT
مخدر ویرانگری که در بسته بندی های بسیار شیک و با طعم انواع میوه ها وجود دارد، این است که نه تنها جوان و یا حتی نوجوان را مورد هجمه قرار داده اند بلکه نوک پیکان شومش را به سمت کودکان و خردسالان دانش آموز نشانه رفته است و گویا قصد دارد تمام جامعه را شخم بزند! برای تهیه بی تی کافیست سری به سوپر مارکت محله مان یا حداکثر دست فروشان بزنیم.
فاجعه ی سنگین تر، ناشناس بودن این محصول، به عنوان مخدر نزد خانواده ها، معلمان، مدیران، دانش آموزان و حتی غالب مصرف کنندگان است!
تعجب نکنید، در بسیاری موارد مشاهده شده که فرد خردسال مصرف کننده نمی داند این چه چیزی است که مصرف می کنند و فکر می کند پاستیل، آدامس و یا امثال این هاست!
نکته تاسف بار دیگر این که برخی کودکان دبستانی این ماده را در جلوی چشم پدر و مادر و حتی مدیر و معلم خود مصرف می کنند، بی آن که خود و یا پدر و مادر و معلم او بدانند این سرطان چیست.