ساعت ۱۲ شب
خونه تاریکه ،
همه خوابن ،
سکوت خونه رو گرفته ، هدفون رو میزاری رو گوشت
دستاتو میزاری رو کلاویه ها و شروع میکنی به زدن....
زدن اون اهنگی که برات سرشار از خاطرست:)
هدایت شده از محدود شدیم ، فعلا میریم محافظ ، لف ندید
دوباره تیک های عصبی ،
و افکار بدت برمیگرده
و دوبارع میشی
همون ادمی
که به زور ترکش کردی...🚮🚮
هدایت شده از محدود شدیم ، فعلا میریم محافظ ، لف ندید
یکم پنجره رو باز میکنی و از لای پنجره
بوی نم و بارون کل اتاقتو میگیره🛐🛐🛐🛐