هدایت شده از محدود شدیم ، فعلا میریم محافظ ، لف ندید
یکم پنجره رو باز میکنی و از لای پنجره
بوی نم و بارون کل اتاقتو میگیره🛐🛐🛐🛐
من.؟ من چیزی برای از دست دادن ندارم...
من با بزرگترین ترسم رو به رو شدم ،،
من زندم.! چون منِ خاک بر سر جایی که باید میمردم ،
نمردم.!
هدایت شده از محدود شدیم ، فعلا میریم محافظ ، لف ندید
میدونم تقصیر من نیست ،،،
ولی من عذرخواهی میکنم...
هدایت شده از محدود شدیم ، فعلا میریم محافظ ، لف ندید
ببخشید که موقعه ی ساختنش دستام لرزید و خراب شد...
هدایت شده از محافظ Ghandy
میدونی... ادمایی که برای یچیز خیلی بزرگ گریه کردن ،،
دو مدل میشن :
۱ـ کسایی که انقدر پرن که با ی جمله ی ساده زااار میزنن
۲ـ کسایی که هرکاریشون کنی دیگه گریه نمیکنن.! انگار اشکشون خشک شده..:)!
هدایت شده از - 𝗧𝗁𝖾 𝗦𝗍𝖺𝗋 .
- آسمون عاشقِ گل شد هرروز گریه ميکرد تا گل بخنده .
فکر کنم دیگه وقتشه که مغزم خاموش بشه ،
اورثینک تموم بشه ،
ضربان قلبم بیاد پایین و سر دردمم خوب بشه ؛
و بگیرم بخوابم.!:)