پارت ۲۰ | سؤال خطرناک
آراد: رها !!
اون مرد کی بود؟
رها: خواستگارم.
آراد چند ثانیه سکوت کرد.
آراد: دوستش داری؟
رها: براچی میپرسی؟
اراد : همنیحوری
رها:عااا، نه
آراد نفس راحتی کشید.
رها: چرا براتون مهمه؟
آراد: چون عه ام عه...
رها: چون چی؟
آراد: چون نمیخوام ناراحت باشی.
رها به چشمانش خیره شد.
چشمانی که قصه داشتند.
•.¸♡ عاشق دشمنم شدم ♡¸.•
تا ابد اونی میمونم که حتی وقتی بلاکم بهت شب بخیر بگمـ..