eitaa logo
•.¸♡ عاشق دشمنم شدم ♡¸.•
85 دنبال‌کننده
9 عکس
0 ویدیو
0 فایل
هرگونه کپی برداری از چنل پیگرد قانونی دارد. ارتباط با نویسنده: @Parniyan0093
مشاهده در ایتا
دانلود
هَستید پارت جدیدو بزارم بخونیمِش عَروســـکَم؟🥰📙
پارت ۴ | اولین حسادت رها با همکارش، امیر، مشغول خندیدن بود. آراد از پشت شیشه دیدشان. چند دقیقه بعد امیر به اتاق آراد احضار شد. آراد: کارتون تموم شده که این‌قدر وقت برای خنده دارین؟ امیر: بله آقا. آراد: پس برگرد سر کارت! وقتی امیر رفت، آراد به خودش گفت: «به من چه که با کی می‌خنده؟!» اما خودش هم می‌دانست که این‌طور نیست
پارت ۵ | شام اجباری آراد: امشب با من شام میای. رها: ببخشید؟! آراد: جلسه کاریه. رها: پس چرا بقیه نمیان؟ آراد: چون جلسه فقط با توئه. رها: شما واقعاً غیرقابل تحملین! شب، رها وارد رستوران شد. آراد با دیدنش برای چند ثانیه ساکت ماند. رها لباس آبی زیبایی پوشیده بود. آراد: امشب... خیلی فرق کردی. رها: یعنی همیشه زشتم؟ آراد: من همچین چیزی نگفتم! تو همیشه قشنگی خوشگلم رها:چیگفتی؟ اراد:هیچی
/ - خاطـِرش نیـست ! ولـی خوب به خــٰاطر دارم ؛ که در آغــوش ِ خــُودم قــُول ِ نــَرفتـَن می‌داد .. ⦜
شب زیباتون بخیر فردا پارت داریم🧸🎀
_💫Hello جیگــَر_
««سُراغ پارتـــ بِریم حالا»»🗯📋
پارت ۶ | راز نگاه‌ها در طول شام، آراد مدام به رها نگاه می‌کرد. رها: چیزی شده؟ آراد: نه. رها: پس چرا نگام می‌کنی؟ آراد: چون... رها: چون چی؟ آراد: چون غذات داره سرد می‌شه! رها خندید. آراد برای اولین بار صدای خنده‌اش را دوست داشت.
پارت ۷ | یک تماس عجیب نیمه‌شب، رها تماسی دریافت کرد. صدای مرد: بهتره از آراد دور بمونی. رها: شما کی هستین؟ مرد: اگه دوستت رو دوست داری، به حرفم گوش کن. تماس قطع شد. رها ترسیده بود. نمی‌دانست چه کسی از آراد متنفر است و چرا پای او را وسط کشیده.