eitaa logo
•.¸♡ عاشق دشمنم شدم ♡¸.نفور کو*نی
88 دنبال‌کننده
15 عکس
2 ویدیو
0 فایل
هرگونه کپی برداری از چنل پیگرد قانونی دارد. ارتباط با نویسنده: @Parniyan0093
مشاهده در ایتا
دانلود
پارت ۲۷ | اولین هدیه بعد از صحبت هاشون. آراد جعبه کوچکی از کنارش دراورد و به رها داد. داخلش یک گردنبند ظریف بود. رهابا ذوق در جعبه رو باز کرد و خوشحالی گفت: خیلی قشنگههه!!،برای منه؟ اراد:به نظرت پس برا کی خریدم عااا،مرسیییی آراد: می‌خوام وقتی بهش نگاه می‌کنی، یادم بیفتی رها: مگه می‌شه یادت نیفتم؟ آراد لبخند زد. اراد:خوبه انشب رها به خودش قول داد که هیچ وقت ان گردنبد را از گردنش درنیاورد.و درنیاورد.