پارت ۱۰ | اعتراف نصفه
آراد: رها؟
رها: رها خانوم هستم،بله؟
اراد: ام ،ببخشید رها خانوم.
آراد: اگه یه روز بفهمی که من...
ناگهان تلفنش زنگ خورد.
آراد با ناراحتی تماس را جواب داد.
رها منتظر ماند، اما او دیگر چیزی نگفت.
رها زیر لب پیش خودش گفت:
«اگه بفهمم چی؟»
خیلی مشتاق بود تا بفهمد اما چیزی نگفت