eitaa logo
•.¸♡ عاشق دشمنم شدم ♡¸.نفور کو*نی
99 دنبال‌کننده
13 عکس
0 ویدیو
0 فایل
هرگونه کپی برداری از چنل پیگرد قانونی دارد. ✨‌18᪹✨‌ ارتباط با نویسنده: @Parniyan0093
مشاهده در ایتا
دانلود
پارت ۳۵ | آشتی رها باشرمنده وارد شرکت شد . اراد سمتش امد و دستش را گرفت و سمت اتاق خود برد و در و قفل کرد👇 (قضاوت نکنید😂) رها: ببخشید که زود قضاوت کردم. آراد: منم باید زودتر توضیح می‌دادم. چند لحظه به هم نگاه کردند. بعد آراد دستش را به حالت بغل باز کرد رها لبخند زد و جلو رفت. آراد او را در آغوش گرفت. رها آرام گفت: «دلم برات تنگ شده بود.» آراد: من بیشتر.
پارت ۳۷ | پیشنهاد عجیب آراد تصمیم گرفت رابطه‌شان را جدی‌تر کند. آراد: رها، دوست دارم با خانواده‌ات آشنا بشم. رها: یعنی چی؟ آراد: یعنی نمی‌خوام رابطه‌مون مخفی بمونه. رها لبخند زد، اما کمی نگران بود. چون پدرش مرد سخت‌گیری بود.
اجتماعی بودنم مثل ساعت شنی میمونه ، بعد یه تایمی تموم میشه و با تمام سرعت باید برگردم به غارم😂🚷
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
𝖽𝗈𝗋𝗎𝖽 𝖻︎𝖾𝖺𝗋𝗌🐻ᰔ ׅ ֹ ៸៸ چ‍‌ال‍‌ش ی‍‌ه‍‌وی‍‌ی داری‍‌م ای‍‌گ ن‍‌ک‍‌ن🌟ᰔ ׅ ֹ ៸៸ ت‍‌ی‍‌ز و ت‍‌ن‍‌د پ‍‌رای‍‌وت‍‌م ((👒)) ب‍‌ف‍‌رس‍‌ت🍪ᰔ ׅ ֹ ៸៸ ج‍‌ای‍‌زه م‍‌ی‍‌دم س‍‌ری‍‌ع ب‍‌اش‍‌ی‍‌د ب‍‌ب‍‌ری‍‌د❕ᰔ ׅ ֹ ៸៸ پ‍‌ی‍‌وی‍‌م :🐻ᰔ ׅ ֹ ៸៸ @n_Nazaninn🌟ᰔ ׅ ֹ ៸៸ چ‍‌ن‍‌ل‍‌م‍‌ه : 🍪ᰔ ׅ ֹ ៸៸ @ChanelDelaroz❕ᰔ ׅ ֹ ៸៸