eitaa logo
•.¸♡ عاشق دشمنم شدم ♡¸.•
78 دنبال‌کننده
5 عکس
0 ویدیو
0 فایل
هرگونه کپی برداری از چنل پیگرد قانونی دارد. ارتباط با نویسنده: @Parniyan0093
مشاهده در ایتا
دانلود
‏امیدوارم تو زندگیت هیچوقت گیر پارتنر بی ذوق، دوست حسود، همکار بد ذات و انسان تازه به دوران رسیده نیوفتی.
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
آماده این واسه پارت جدید..😍🔥
پارت ۱۳ | حقیقت نازنین نازنین به دفتر رها آمد. نازنین: تو رها هستی؟ رها: بله. نازنین: آراد خیلی ازت تعریف می‌کنه. رها با تعجب سر بلند کرد. رها:مثلا چی میگه؟ نازنین خندید: بیخیال؛ «نگران نباش،عزیزدلم راستی من نامزدش نیستم هااا! فقط دوست خانوادگی‌شونم.» رها سرخ شد. رها:اوکی؛ولی چرا به من میگی؟ نازنین با لبخند گفت: «فکر کردم یه نفر اینجا عاشق شده!» رها لپاش گل انداخت.
بزن رو پیوستن که دو رمان جذاب و هیجانی داریم😍🔥. شما با بنر واقعی عضو چنل ما شدین🤍 در طی روز های دیگه دارک تر میشه.
پارت ۱۴ | باران بعد از کار، باران شدیدی گرفت. رها نهچتری داشت نه ماشین آراد ماشینش را جلوی او نگه داشت. آراد: سوار شو. رها: خودم می‌رم. آراد: رها، لجبازی نکن. مریض می‌شی. رها:مریض شم توکی من میشی که برات مهمه؟ اراد:با لحن تندی گفت بهت گفتم سوار شو!!!! رها بالاخره سوار شد. در ماشین سکوت بود. هیچ کس حرف نمیزد آراد آرام گفت: «وقتی نیستی، شرکت خیلی ساکت می‌شه.» رها لبخندش را پنهان کرد.