eitaa logo
نفور « rman , kade »
111 دنبال‌کننده
14 عکس
2 ویدیو
0 فایل
هرگونه کپی برداری از چنل پیگرد قانونی دارد. ✨‌18᪹✨‌ ارتباط با نویسنده: @Parniyan0093
مشاهده در ایتا
دانلود
Hi stars⭐️
شرمنده دو روز نبودم نت نداشتم،امروزبیشتر پارت میزارم🎈 بریم برای پارت جدید و فوق العاده مون😂🔞
پارت ۴۲ | انگشتر اراد و نازنین قرار گزاشتن که نازنین با رها بره رستوان دوتابی غذا بخورن و اونجا اراد بیاد و سوپرایزش کنه و همینطور پیش رفت. نازنین:الو؟ رها:سلام خوبی؟ نازنین:اره امروز ساعت ۳ بیا رستوران کارت دارم. رها:باش. بالاخره ساعت ۳ شد رها داخل اومد. نشستن و غذا خوردن و اراد از پشت صندلی رها امد و اورا ترسوند. رها:وای زهر ترک شدم خدا نکشتت اراد. آراد انگشتر را در انگشت رها گذاشت. رها: این چیه؟ اراد: نمیدونی؟ رها:باورم نمی‌شه! آراد: باور کن، چون هنوز کلی سورپرایز دارم. رها از روی صندلی پاشد و جلوی همه او را بغ/ل کرد. آراد آرام گفت: «قول می‌دم برای خوشحال کردنت هرکاری کنم.»
پارت ۴۳ | خبر خوش از ان روز گذشت و اراد به رها قول نامزدی را داده بود. و رها درپوست خود نمیگنجید. و نخود تو دهنش خیس نمیخورد. رها خبر نامزدی را به دوستش گفت. رها:الو؟ دوستش:بله! رها:اراد بهم قول نامزدی داد!!!!! دوستش: معلوم بود! رها: چی معلوم بود؟ دوستش: از همون روز اول معلوم بود عاشقشی! رها خندید. اونجور که میگی هم نیست اما درست همان لحظه، گوشی‌اش زنگ خورد. شماره ناشناس بود.