پارت ۴۴ | بازگشت کامران
رها رفت داخل پیام و دید که
کامران پیام داده:
«فکر کردی با نامزدی همهچیز تموم شد؟»
رها پیش خودش گفت که این چطور فهمیده.؟
مگه جی پی اس داره؟
زیر نظر داره مارو؟
این سری رها گذاشت تا اراد همه کار و انجام بده.
رها وقتی به شرکت امد.
گوشی را به آراد نشان داد.
آراد این بار آرام ماند.
«نمیذارم کسی آیندهمون رو خراب کنه.»
رها انگار که قند تو دلش اب شده باشد بغض کرد.و حس امنیت داشت!
اراد تصمیم گرفت از مسیر قانونی موضوع را پیگیری کند.
18᪹ نفور « rman , kade »
مهر ، داری چیکار میکنی مهر خودتم نمیدونی !