پارت ۴۴ | بازگشت کامران
رها رفت داخل پیام و دید که
کامران پیام داده:
«فکر کردی با نامزدی همهچیز تموم شد؟»
رها پیش خودش گفت که این چطور فهمیده.؟
مگه جی پی اس داره؟
زیر نظر داره مارو؟
این سری رها گذاشت تا اراد همه کار و انجام بده.
رها وقتی به شرکت امد.
گوشی را به آراد نشان داد.
آراد این بار آرام ماند.
«نمیذارم کسی آیندهمون رو خراب کنه.»
رها انگار که قند تو دلش اب شده باشد بغض کرد.و حس امنیت داشت!
اراد تصمیم گرفت از مسیر قانونی موضوع را پیگیری کند.
هدایت شده از ☆ܭَـߊܠܝئ ܣࡅ߭ــــــ𝔃𝓪𝓻𝓲ــــــر🎨
هدایت شده از 𓄂𝐦𝐦𝐝𓆃
ارادت؛
عک•سو پرکنید پراویت بنده بفرستین.🤡
Me:@Zi_Zi_golo
We:https://eitaa.com/joinchat/498927353Cb1677c893c
جوین باشه بچه.
هدایت شده از 𓄂𝐦𝐦𝐝𓆃
بیرون با موتور دیگه؟😩
مگه چیکارت کردم مرتیکه که خفم کنی😒💔
https://eitaa.com/joinchat/498927353Cb1677c893c
جوینی پسر؟
چنل دیلیت میخوره .
https://eitaa.com/joinchat/3807250127C7e5f6372a3
بیاید اینور .
چنلم با اصالت میطلبه .
https://eitaa.com/joinchat/3807250127C7e5f6372a3
هدایت شده از 𓄂𝐦𝐦𝐝𓆃
ارادت؛
عک•سو پرکنید پراویت بنده بفرستین.🤡
Me:@Zi_Zi_golo
We:https://eitaa.com/joinchat/498927353Cb1677c893c
جوین باشه بچه.
هدایت شده از 𓄂𝐦𝐦𝐝𓆃
ارادت؛
عک•سو پرکنید پراویت بنده بفرستین.🤡
Me:@Zi_Zi_golo
We:https://eitaa.com/joinchat/498927353Cb1677c893c
جوین باشه بچه.