چکیده صوتهای بالا☝️
تبعیت دلالت التزامی از دلالت مطابقی در حجیت
بیان کردیم اماره در مدالیل التزامی خود اعم از شرعی و غیر شرعی حجت است به این معنا که از مدلول مطابقی اماره ، پی به وجود مدلول التزامی آن نیز می بریم و مدالیل التزامی در واقع در اصل وجود تابع مدلول مطابقی هستند.
و در این قسمت می خواهیم بررسی کنیم آیا همان طور که مدلول التزامی در اصل وجود تابع مدلول مطابقی است، در حجیت هم تابع مدلول مطابقی است؟! بدین معنا که اگر مدلول مطابقی از حجیت ساقط،شود آیا مدلول التزامی هم از،حجیت ساقط،می شود؟!
مثال :
امر داریم نسبت به صلاه
( مدلول مطابقی: وجوب صلات و مدلول التزامی اش : وجود ملاک و مصلحتی که باعث وجوب صلات و امر به صلات شده است)
حالا بر اثر تزاحم این تکلیف با تکلیف دیگری مثل وجوب ازاله نجاست از مسجد که وجوب فوری هم هست، مدلول مطابقی امر به صلات از حجیت ساقط می شود و ما مجبور می شویم که اول مسجد را از نجاست پاک کنیم ، حالا محل بحث ما این است در این شرایطی که مدلول مطابقی امر به صلات،( یعنی وجوب صلات) از حجیت ساقط،شد ، آیا آن مدلول التزامی وجود ملاک و مصلحت برای این وجوب صلات هم از حجیت ساقط،شد و دیگر ملاک و مصلحتی برا نماز در این شرایط وجود ندارد؟
👌( توجه: تزاحم دو تکلیف باهم در واقع به این معنا که نمی توان هر دو را همزمان اطاعت کرد و اطاعت تکلیف مهم تر ، مقدم می شود)
👌نکته: دقت بفرمایید ما دو جور مدلول التزامی داریم
_ مدلول التزامی مساوی با مدلول مطابقی:
که در اینجا بحثی نیست و کاملا مشخص است هر وقت مدلول مطابقی از حجیت بیفتد مدلول التزامی مساوی با مطابقی هم از حجیت می افتد مثل روز بودن که مدلول التزامی اش ، طلوع خورشید است حالا اگر بگیم روز نیست خب قطعا طلوع خورشید از حجیت می افتد
_ مدلول التزامی اعم از مدلول مطابقی:
بحث ما اینجاست مثل مثالی که زدیم مثلا وجوب صلات که از حجیت افتاد( مثلا به خاطر تزاحم با تکلیف ازاله نجاست از مسجد) آیا وجود ملاک برا این نماز ، (اعم از اینکه این نماز الان واجب باشد و یا در این شرایط واجب نباشد،) آیا از حجیت می افتد؟؟
✌️دو نظر وجود دارد:
👈 نظر اول:( عدم تبعیت)،؛ مدلول التزامی اعم، در حجیت تابع مدلول مطابقی نیست.
دلیل نظر اول: چون مدلول مطابقی و مدلول التزامی دو مدلول مستقل و جداگانه هستند و سقوط یکی از حجیت موجب سقوط دیگری از حجیت نمی شود
👈 نظر دوم: (تبعیت)؛ مدلول التزامی اعم در حجیت تابع مدلول مطابقی هست.
دلیل اول برا نظر دوم؛ از آنجایی که مدلول التزامی در اصل وجود تابع مدلول مطابقی است پس در حجیت هم تابع مدلول مطابقی هست.
اشکال به دلیل اول: درسته مدلول التزامی در اصل وجود تابع مدلول مطابقی است اما می توانند هر کدام موضوع مستقلی برا حجیت باشند
دلیل دوم برا نظر دوم: اگرچه صحبت ما از مدلول التزامی اعم است اما باید دقت کنیم اما در محل بحث باید دقت کرد یک جورایی مراد از این مدلول التزامی اعم ، آن حصه ای که مساوی با مدلول مطابقی است مد نظر می باشد نه تمامی حصه ها . لذا وقتی مدلول مطابقی از حجیت ساقط شود مدلول التزامی هم از حجیت ساقط می شود.
مثلا زید در آتش افتاد( مدلول مطابقی)
زید مرد( مدلول التزامی) اعم از اینکه به خاطر آتش مرد( حصه مساوی با مدلول مطابقی ) یا در اثر پرت شدن از کوه مرد یا در اثر خوردن سم مرد و ..
وقتی کسی خبر آورد که زید در آتش نیفتاد ، آن حصه از مدلول التزامی اعم که مساوی با مدلول مطابقی است از حجیت می افتد و میگیم زید نمرد. مردنی که بر اثر آتش باشد مد نظر ماست نه مردن در اثر خوردن سم یا افتادن از کوه
لذا مدلول التزامی در حجیت تابع مدلول مطابقی است. با توضیحی که داده شد.
قیام اماره مقام قطع موضوعی
آیا اماره می تواند جای قطع موضوعی بنشیند؟
در اینکه اماره می تواند جای قطع طریقی بنشیند بحثی نیست چون اصلا حجیت اماره ( منجزیت و معذریت) به همین معناست . یعنی چطور وقتی قطع به حکمی داریم آن حکم منجز و معذر است همانطور وقتی به جای قطع ، اماره به آن حکم داشتیم ( یعنی مثلا خبر واحد ثقه ای) از آن حکم خبر داد، آن حکم منجز و معذر است. مثلا خبر ثقه گفت شراب حرام است پس این حکم منجز است و تکلیف آور است و باید از شراب دوری کرد.
اما بحث ما این است که آیا اماره می تواند جای قطع موضوعی هم بنشیند و مولد حکم باشد مثل قطع موضوعی؟
مثلا میگیم مقطوع الخمریه ، واجب است اراقه ان( یعنی چیزی که قطع به خمر بودن آن داری واجب است آن را بریزی) اینجا قطع در موضوع اگر ایجاد شود، حکم وجوب اراقه، تولید می شود و می آید. حالا اگر به جای قطع به خمریت این مایع ، اماره ای مثلا خبر ثقه ای گفت این مایع خمر است آیا باز هم حکم وجوب اراقه این مایع ، تولید می شود و می اید؟!
پاسخ این است که این بحث بر مي گردد به اینکه ایا در قطع موضوعی ، قطع بما هو انکشاف صد در صد مهم است یعنی قطع از آن جهت که انکشاف صد در صد است مهم است یا قطع بما هو حجت مهم است؟
اگر قطع از آن جهت که انکشاف صد در صدی است مهم است که اماره نمی تواند جای قطع موضوعی بنشیند جون اماره انکشاف صد در صد نیست اما اگر قطع از آن جهت که حجت است مهم است در این صورت اماره می تواند جای قطع موضوعی بنشیند. چون اماره هم حجت است
جواز اسناد اماره به مولا
آیا همانطور که اگر قطع به حکم پیدا می کردیم جایز بودیم آن حکم را به مولا نسبت بدهیم و بگوییم مولا آن حکم را فرموده است، می توانیم اگر به جای قطع ، اماره داشتیم بر آن حکم( مثلا خبر ثقه آن حکم را بیان کرد) آیا می توان و آیا جایز هستیم آن حکم را به مولا نسبت دهیم؟!
برخی می گویند خیر جایز نیستیم چون اماره ظنی است و علم به وجود آن حکم برای ما ایجاد نمی کند و ما چیزی را که علم به آن نداریم نمی توانیم به مولا نسبت دهیم.
برخی دیگر می گویند این بحث بر می گردد به اینکه اماره می تواند جای قطع موضوعی بنشیند یا نه.
قطع به حکم، به دنبالش حکم جواز اسناد به مولا می باشد.
اماره به حکم چطور آیا می تواند جای این قطع موضوعی بنشیند تا به دنبالش جواز اسناد به مولا باشد؟ و این باز به همان بحث سابق بر می گردد که اگر قطع در قطع موضوعی، از جهت انکشاف صد در صد مهم باشد، اماره جای قطع موضوعی نمی نشیند و پس حکم جواز اسناد حکم به مولا را در جایی که اماره به حکم وجود دارد را نداریم .اما اگر قطع از جهت اینکه حجت است مهم باشد در این صورت چون اماره هم حجت است می تواند جای قطع موضوعی بنشیند و می توان جایی که اماره به حکم داریم آن حکم را به مولا نسبت داد.
هدایت شده از حلقه اولی ( اصول یک)
نمونه هایی از محبت شما عزیزان نسبت به بنده.
از همه شما سپاسگزارم.
🌸🌸🌸🌸
🙏🙏🙏
👇👇👇👇
سلام استادعزیزم❤️❤️من شاگرد کلاس شما نیستم و کیلومترها فاصله دارم، ولی با مطالعه فایلهای کتاب النامیه ی شما،حسرت میخورم ای کاش شاگرد کلاس حضوری شما بودم،اجرتون با امام حسین علیه السلام خداوند شما رابرای اسلام و هرکسی که شوق یادگیری علوم دین را دارد،حفظ بفرماید🤲🤲🌹🌹❤️❤️
ممنونم استاد جان
خیلی عالی هستین خداوند به فهم و علم و وقتتون برکت بده 🤲
بنده همیشه دعا گوی شما هستم و از تدریس خوبتون لذت میبرم
مطالب خیلی خوب ملکه ذهن میشه چون شما برای هر مطلبی که تدریس میکنید مطلب قبلی رو هم یاد آوردی میکنید
خانم سعیدی عزیز بنده از طلاب حوزه هستم که عاشق درس اصول فقه هستم، ولی بعضی مباحث این درس برایم سنگین بود، چون غیر حضوری درس گرفتم وبیانات استاد مجازی برام قابل درک نبود مجبور بودم کل درس رو ترجمه کنم وبنویسم واز جزواتی که در گروه بود استفاده کنم، تا اینکه به صوت تدریس روان وشیوای شما گوش کردم، واقعا روان وروشن مطالب رو مو شکافی کردین، واقعا عالی بود، شنیدم کتاب این درس رو تالیف کردین، خیلی خوشحال میشم اگه یه نسخه جدید این کتابی که تألیف کردین داشته باشم.اگه هزینه ای هم داشته باشه در خدمتم،
خیلی ممنونم خدا خیرتون بده، دعاگو هستم، امشب شب چهاردهم ماه مبارک رمضون هست وفردا ولادت امام حسن مجتبی علیه السلام هست، بيايد با هم برا همه محرمین و مظلومین دعا کنیم، که گشایشی در زندگیشون ایجاد بشه، بخصوص مردم غزه، 🤲🤲🤲🤲🤲🤲
هدایت شده از اصول ۴ اصول عملیه (حلقه ثانیه )
استاد سعیدی عالی هستند به معنای واقعی کلمه من ۴ تا اصول را با استاد سعیدی گذروندم و واقعا عاشق اصول شدم ...اگر دید بدی نسبت به اصول دارید حتما از صوت های استاد استفاده کنید
سلام علیکم استاد گرامی 🌹
طاعات و عباداتتون قبول باشه ✨
من مدت هاست که با وویس های پربار شما اصول رو پیش میبرم
چون با تدریس اساتید خودم اصلا درس رو نمی فهمم
اما بیان شما اینقدر شیواست و اینقدر مطالب رو عالی بیان می کنید که من واقعا به این درس علاقه مند شدم و نمرات خوبی کسب کردم
خیلی ممنونم از زحمات گرانقدر شما و براتون آرزوی سلامتی و طول عمر و توفیقات روزافزون دارم❤️
خدا یار و نگهدارتون😇
چکیده صوتهای بالا ☝️
مقدمه
دلیل شرعی بیانی است که از شارع مقدس صادر شده است.
استفاده از دلیل شرعی متوقف است بر سه مساله:
۱. دلالت دلیل شرعی: چه معنا و مدلولی دارد
۲. صدور دلیل شرعی از شارع مقدس: آیا این دلیل شرعی از شارع صادر شده یا نه
۳. حجیت دلالت دلیل شرعی: دلالت دلیل شرعی آیا حجت است یا خیر
💦دلیل شرعی لفظی💦
از آنجایی که دلیل شرعی لفظی ، عبارت از الفاظی است که نظام لغت از آن الفاظ حکایت می کند لذا مناسب است که از بعضی قضایای لغوی که برای اصول نافع و سودمند هست بحث کنیم
پس به بحث دلالت لفظ می پردازیم
برا لفظ سه نوع دلالت هست:
۱. دلالت تصوری : از شنیدن لفظ ، معنا به ذهن خطور می کند ولو لفظ را از آلت و وسیله ای مثلا برخورد دو تا سنگ با هم بشنویم. پس به متکلم ملتفت، برا دلالت تصوری ( خطور معنا به ذهن از شنیدن لفظ )، نیاز نیست
۲.دلالت تصدیقی اولی : متکلم از استعمال لفظ،قصد خطور معنا به ذهن مخاطب را دارد( اراده استعمالیه)
در دلالت تصدیقی اولی نیاز به متکلم ملتفت است.
۳.دلالت تصدیقی ثانی: متکلم نه تنها قصد خطور معنای آن لفظ را به ذهن مخاطب دارد بلکه مراد جدی اش هم همان معناست و به عبارت دیگر جاد است نه هازل نیست ( یعنی قصد جدی ان معنا را دارد و شوخی نمی کند)
در دلالت تصدیقی ثانی نیاز به متکلم جدی است نه هازل.
رابطه وضع با دلالات سه گانه
منشا وضع ( یعنی اینکه لفظ را می شنویم معنا به ذهن خطور می کند به عبارت دیگر سببیت تصور لفظ برای خطور معنا در ذهن ) چیست؟
سه نظر وجود دارد:
نظر اول: ذات لفظ. یعنی لفظ بذاته سبب خطور معنا در ذهن می شود
اشکال شهید: در حلقه اولی این نظر را رد کردند و فرمودند اگر ذات لفظ سبب تصور معنای آن باشد پس کسی که آشنا به آن زبان نیست باید معانی الفاظ زبان بیگانه را بفهمد. (چون ذات لفظ،سبب خطور معنای آن می باشد). و حال انکه اینگونه نیست.
نظر دوم: وضع واضع ( مسلک اعتبار)
واضعی، لفظی را برای معنایی وضع یا اعتبار می کند
البته در نوع معتبر اختلاف هست :
برخی :لفظ را به عنوان سبب تصور معنا اعتبار می کند
برخی: لفظ را به عنوان اداتی برای تفهیم معنا اعتبار میکند
برخی : لفظ را به عنوان علامت و نشانه ای برای معنا اعتبار می کند
اشکال شهید به نظریه اعتبار در حلقه اولی گذشت. ( از اعتبار واضع لفظی را برای معنایی ، وضع ( تصور لفظ ، موجب تصور معنا) ایجاد نمی شود.
نظر سوم: وضع واضع ( مسلک تعهد)
در این نظر، وضع تفسیر می شود به تعهد واضع نه به اعتباراو. به این صورت که متکلم متعهد می شود که این لفظ را به کار نمی برد مگر قصد فلان معنا را داشته باشد . (یعنی اگر این لفظ را به کار بردم قصد فلان معنا رادارم.)
فرق بین مسلک اعتبار و تعهد:
۱. وضع بنا بر مسلک تعهد ، سبب و موجبی است برای دلالت تصدیقی بر خلاف مسلک اعتبار. وضع بنابر مسلک اعتبار سببی است برای دلالت تصوری
۲. بنابر مسلک تعهد، هر مستعملی ( هر متکلمی) واضع است. هر متکلمی حین استعمال لفظ. متعهد میشود که این لفظ را به کار نمی برم مگر قصد فلان معنا را داشته باشم.
اما در مسلک اعتبار، یک واضع لفظی را برای معنایی اعتبار می کند و مستعملین و متکلمین آن لفظ را در آن معنا به کار می برند. بدون اینکه نیاز به تکرار وضع از سوی هر متکلمی باشد.
دو اشکال شهید به مسلک تعهد.
اشکال اول:
چنین تعهدی به این قضیه شرطیه در متکلمین، یافت نمی شود. چون اگر چنین تعهدی بود که من این لفظ را به کار نمی برم مگر در فلان معنای خاص، دیگر نباید آن لفظ را در معانی مجازی به کار برد، در حالی که لفظ را در معنای مجازی هم به کار می برند.
اشکال دوم:
طبق مسلک تعهد، وضع ( تصور لفظ به دنبالش تصور معنا) یک عملیات دقیقی است که در بردارد قضیه شرطیه را . (که من متعهد می شوم لفظ را به کار نمی برم مگر در فلان معنا) در حالی وضع( از تصور لفظ، تصور معنا صورت گرفتن) از ابتدا حتی قبل فکر اندیشه کردن برای انسان هست.
نظر شهید: صحیح در حقیقت وضع آن است که وضع ( تصور معنا از تصور لفظ) قرن اکید بین لفظ و معنا ست. اقتران موکدی که بین لفظ معنا ایجاد می شود باعث می شود از تصور لفظ به تصور معنا برسیم . در واقع وضع بر اساس قانون تکوینی قائم است که خداوند ذهن بشر را اینجور خلق کرده که هر زمان دو تا چیز با یکدیگر اقتران موکدی پیدا کنند تصور یکی ، موجب تصور دیگری می شود.
_اقتران بین لفظ،و معنا گاهی به شکل اتفاقی ایجاد می شود مثل اینکه فرد صدای نعره شیر را می شنود و سپس شیر را می بیند و این باعث می شود هر وقت صدای نعره شیر را شنید ، خود شیر را تصور کند.
عرض سلام و ادب و احترام خدمت همه اعضای کانال
انشالله امسال به برکت نام امیر المومنین سلام الله علیه، سالی پر از رزق معنوی برای همه ما باشد . و عاقبت همه ما ختم به خیر گردد🌸🙏
از همه شما دوستان عزیز! در این شب های معنوی، التماس دعا دارم. در لابه لای ارتباط با خدای مهربان، بنده را به عنوان خواهر کوچکتان و مادر مرحومم را فراموش نفرمایید.