چکیده صوتهای بالا ☝️
مقدمه
دلیل شرعی بیانی است که از شارع مقدس صادر شده است.
استفاده از دلیل شرعی متوقف است بر سه مساله:
۱. دلالت دلیل شرعی: چه معنا و مدلولی دارد
۲. صدور دلیل شرعی از شارع مقدس: آیا این دلیل شرعی از شارع صادر شده یا نه
۳. حجیت دلالت دلیل شرعی: دلالت دلیل شرعی آیا حجت است یا خیر
💦دلیل شرعی لفظی💦
از آنجایی که دلیل شرعی لفظی ، عبارت از الفاظی است که نظام لغت از آن الفاظ حکایت می کند لذا مناسب است که از بعضی قضایای لغوی که برای اصول نافع و سودمند هست بحث کنیم
پس به بحث دلالت لفظ می پردازیم
برا لفظ سه نوع دلالت هست:
۱. دلالت تصوری : از شنیدن لفظ ، معنا به ذهن خطور می کند ولو لفظ را از آلت و وسیله ای مثلا برخورد دو تا سنگ با هم بشنویم. پس به متکلم ملتفت، برا دلالت تصوری ( خطور معنا به ذهن از شنیدن لفظ )، نیاز نیست
۲.دلالت تصدیقی اولی : متکلم از استعمال لفظ،قصد خطور معنا به ذهن مخاطب را دارد( اراده استعمالیه)
در دلالت تصدیقی اولی نیاز به متکلم ملتفت است.
۳.دلالت تصدیقی ثانی: متکلم نه تنها قصد خطور معنای آن لفظ را به ذهن مخاطب دارد بلکه مراد جدی اش هم همان معناست و به عبارت دیگر جاد است نه هازل نیست ( یعنی قصد جدی ان معنا را دارد و شوخی نمی کند)
در دلالت تصدیقی ثانی نیاز به متکلم جدی است نه هازل.
رابطه وضع با دلالات سه گانه
منشا وضع ( یعنی اینکه لفظ را می شنویم معنا به ذهن خطور می کند به عبارت دیگر سببیت تصور لفظ برای خطور معنا در ذهن ) چیست؟
سه نظر وجود دارد:
نظر اول: ذات لفظ. یعنی لفظ بذاته سبب خطور معنا در ذهن می شود
اشکال شهید: در حلقه اولی این نظر را رد کردند و فرمودند اگر ذات لفظ سبب تصور معنای آن باشد پس کسی که آشنا به آن زبان نیست باید معانی الفاظ زبان بیگانه را بفهمد. (چون ذات لفظ،سبب خطور معنای آن می باشد). و حال انکه اینگونه نیست.
نظر دوم: وضع واضع ( مسلک اعتبار)
واضعی، لفظی را برای معنایی وضع یا اعتبار می کند
البته در نوع معتبر اختلاف هست :
برخی :لفظ را به عنوان سبب تصور معنا اعتبار می کند
برخی: لفظ را به عنوان اداتی برای تفهیم معنا اعتبار میکند
برخی : لفظ را به عنوان علامت و نشانه ای برای معنا اعتبار می کند
اشکال شهید به نظریه اعتبار در حلقه اولی گذشت. ( از اعتبار واضع لفظی را برای معنایی ، وضع ( تصور لفظ ، موجب تصور معنا) ایجاد نمی شود.
نظر سوم: وضع واضع ( مسلک تعهد)
در این نظر، وضع تفسیر می شود به تعهد واضع نه به اعتباراو. به این صورت که متکلم متعهد می شود که این لفظ را به کار نمی برد مگر قصد فلان معنا را داشته باشد . (یعنی اگر این لفظ را به کار بردم قصد فلان معنا رادارم.)
فرق بین مسلک اعتبار و تعهد:
۱. وضع بنا بر مسلک تعهد ، سبب و موجبی است برای دلالت تصدیقی بر خلاف مسلک اعتبار. وضع بنابر مسلک اعتبار سببی است برای دلالت تصوری
۲. بنابر مسلک تعهد، هر مستعملی ( هر متکلمی) واضع است. هر متکلمی حین استعمال لفظ. متعهد میشود که این لفظ را به کار نمی برم مگر قصد فلان معنا را داشته باشم.
اما در مسلک اعتبار، یک واضع لفظی را برای معنایی اعتبار می کند و مستعملین و متکلمین آن لفظ را در آن معنا به کار می برند. بدون اینکه نیاز به تکرار وضع از سوی هر متکلمی باشد.
دو اشکال شهید به مسلک تعهد.
اشکال اول:
چنین تعهدی به این قضیه شرطیه در متکلمین، یافت نمی شود. چون اگر چنین تعهدی بود که من این لفظ را به کار نمی برم مگر در فلان معنای خاص، دیگر نباید آن لفظ را در معانی مجازی به کار برد، در حالی که لفظ را در معنای مجازی هم به کار می برند.
اشکال دوم:
طبق مسلک تعهد، وضع ( تصور لفظ به دنبالش تصور معنا) یک عملیات دقیقی است که در بردارد قضیه شرطیه را . (که من متعهد می شوم لفظ را به کار نمی برم مگر در فلان معنا) در حالی وضع( از تصور لفظ، تصور معنا صورت گرفتن) از ابتدا حتی قبل فکر اندیشه کردن برای انسان هست.
نظر شهید: صحیح در حقیقت وضع آن است که وضع ( تصور معنا از تصور لفظ) قرن اکید بین لفظ و معنا ست. اقتران موکدی که بین لفظ معنا ایجاد می شود باعث می شود از تصور لفظ به تصور معنا برسیم . در واقع وضع بر اساس قانون تکوینی قائم است که خداوند ذهن بشر را اینجور خلق کرده که هر زمان دو تا چیز با یکدیگر اقتران موکدی پیدا کنند تصور یکی ، موجب تصور دیگری می شود.
_اقتران بین لفظ،و معنا گاهی به شکل اتفاقی ایجاد می شود مثل اینکه فرد صدای نعره شیر را می شنود و سپس شیر را می بیند و این باعث می شود هر وقت صدای نعره شیر را شنید ، خود شیر را تصور کند.
عرض سلام و ادب و احترام خدمت همه اعضای کانال
انشالله امسال به برکت نام امیر المومنین سلام الله علیه، سالی پر از رزق معنوی برای همه ما باشد . و عاقبت همه ما ختم به خیر گردد🌸🙏
از همه شما دوستان عزیز! در این شب های معنوی، التماس دعا دارم. در لابه لای ارتباط با خدای مهربان، بنده را به عنوان خواهر کوچکتان و مادر مرحومم را فراموش نفرمایید.
در جوار حرم امام رئوف ، اگر قابل باشم همه شما و پدرو مادرهاتون رو دعا کردم. انشاالله همگی تحت توجهات خاص اهل بیت باشیم.🌸
از همه عزیزان در این شب مقدس التماس دعا دارم . ممنون میشم مادر مرحوم بنده را هم یاد بفرمایید.
اگر قابل باشم در جوار امام رئوف دعاگوی همه عزیزان هستم. انشالله به حرمت این شبها عاقبت خودمان و فرزندان و خانواده هایمان ختم بخیر باشد . و خداوند اموات همه را مورد آمرزش قرار دهد.
از همه التماس دعا دارم.🌸🙏
عرض سلام و احترام
در این شب مقدس ، در حرم امن امام رئوف دعای گوی همه عزیزان و خانواده محترم هستم و از همگی التماس دعا دارم . بر سرم منت می گذارید اگر مادر مرحومم را هم دعا بفرمایید .
سپاسگزارم 🙏
لطفا در ایتا مطلب را دنبال کنید
مشاهده در پیام رسان ایتا
اصول دو حوزه علمیه خواهران(حلقه ثانیه )
مبحث: وضع تعیینی و تعینی
استاد: خانم دکتر سعیدی
تدریس حضوری ادامه ترم دوم ۱۴۰۴
لطفا در ایتا مطلب را دنبال کنید
مشاهده در پیام رسان ایتا
اصول دو حوزه علمیه خواهران(حلقه ثانیه )
مبحث: اقسام وضع و موضوع له/ وضع نوعی و شخصی
استاد: خانم دکتر سعیدی
تدریس حضوری ادامه ترم دوم ۱۴۰۴
لطفا در ایتا مطلب را دنبال کنید
مشاهده در پیام رسان ایتا
اصول دو حوزه علمیه خواهران(حلقه ثانیه )
مبحث: مجاز
استاد: خانم دکتر سعیدی
تدریس حضوری ادامه ترم دوم ۱۴۰۴
چکیده های صوتهای بالا👆
🔻تقسیم وضع براساس سبب و علت وضع (با تصور لفظ، معنا متصور می شود )
👌وضع تعیینی و تعینی
👈در وضع تعیینی، واضع لفظی را برای معنایی تعیین و وضع می کند لذا سبب وضع و اینکه از تصور این لفظ، فلان معنا به ذهن ما می آید وضع واضع است
👈در وضع تعینی ، سبب و علت وضع ، کثره استعمال آن لفظ در فلان معناست لذا در اثر این کثرت استعمال ، با شنیدن آن لفظ ، آن معنا به ذهن می آید.
👌شهید می فرمایند اگر وضع را طبق مسلک اعتبار و تعهد تعریف کنیم وضع تعینی صحیح نمی باشد چون طبق این دو مسلک ، علت وضع ، اعتبار واضع آن لفظ را برای فلان معنا و تعهد واضع به استعمال فلان لفظ برای فلان معناست لذا کثرت استعمال دلیل وضع نمی باشد .بلکه کثرت استعمال در واقع کاشف از اعتبار و تعهدی است که سابقا بوده است و باعث این استعمال و کثرت آن شده است.
و در مورد وضع تعیینی طبق مسلک اعتبار و تعهد مشکلی نیست چون واضع اعتبار می کند یا متعهد می شود که فلان لفظ برای فلان معنا باشد. و کاشف از این وضع ( اعتبار و تعهد )، تبادر آن معنا به ذهن به محض شنیدن آن لفظ است.
شهید می فرماید طبق تعریف ما از وضع ( همان قرن اکید ) وضع تعینی مشکلی ندارد و کثرت استعمال می تواند سبب وضع یعنی همان مقارنت و نزدیکی شدید بین لفظ و معنا باشد.
🌷🌷🌷
اقسام وضع و موضوع له
دو تقسیم بندی دیگر برای وضع یکی به لحاظ تصور معنا و یکی به لحاظ تصور لفظ بیان کرده اند
چون واضع مثل یک حاکم( که برا حکم کردن نیازمند تصور دو طرف هست) ، وقتی می خواهد لفظی را برای معنایی وضع و تعیین کند و بگوید این لفظ برای فلان معنا است بایستی دوطرف را تصور کند تا این وضع و قراردادن فلان لفظ برا فلان معنا ممکن باشد.💨
💥💥💥💥💥💥
🔻تقسیم بندی وضع به لحاظ تصور معنا:
*(در این تقسیم بندی وضع ، عام بودن و یا خاص بودنش را از خلال تصور معنا کسب می کند)
👇وضع به لحاظ تصور معنا به ۴ قسم تقسیم می شود (که ۳ قسم آن ممکن و یک قسم ناممکن است.):
👈قسم اول: وضع عام ، موضوع له عام
اینکه واضع معنای عامی را تصور کند ( وضع عام) و لفظی را برای آن معنای عام وضع کند( موضوع له، عام)
مثل اسما جنس : رجل، شجر ( معنای کلی مرد یا درخت را تصور می کند و این لفظ عام را برای آن معنا قرار می دهد)
👈قسم دوم :وضع خاص، موضوع له خاص
اینکه واضع معنای خاصی را تصور کند و لفظ،را برای آن معنای خاص قرار دهد. در اینجا وضع خاص( معنای متصور خاص است) و موضوع له خاص ( لفظی که برای آن معنا قرار داده شده، نیز خاص است)
مانند اعلام شخصیه. مثل اینکه نوزاد خاصی را تصور کند و لفظ زید را برای او قرار دهد.
👈قسم سوم: وضع عام ، موضوع له خاص
معنای کلی را تصور کند( وضع عام) و لفظ را برای افراد آن کلی قرار دهد( موضوع له خاص )
در خصوص اینکه ایا این قسم سوم امکان دارد یا خیر اختلاف نظر وجود دارد افرادی که قائلند این قسم سوم ممکن است به وضع حروف ، مثال می زنند.
مانند حروف . مثلا معنای کلی ربطیت را که دارای افرادی است تصور می کند و لفظ ( من) را برای یک فرد ان یا ( واو) را برای فرد دیگر آن قرار دهد.
👈قسم چهارم :وضع خاص، موضوع له عام
یعنی واضع معنای خاصی را تصور کند اما لفظ عام و کلی را برای آن قرار دهد .
قسم چهارم ، غیر ممکن است چون آن معنای خاص و فرد نمی تواند بر آن لفظ عام منطبق شود و بر آن اشاره کند.
💥💥💥💥💥
🔻 تقسیم بندی وضع به لحاظ تصور لفظ
به لحاظ تصور لفظ، وضع به دو قسم تقسیم می شود:
👈قسم اول : وضع شخصی
در وضع شخصی واضع هنگام وضع لفظ،را بنفشه تصور می کند
👈قسم دوم: وضع نوعی
در وضع نوعی واضع نمی تواند لفظ،را بنفسه و تفصیلا تصور کند بلکه لفظ را به صورت کلی و اجمالی تصور می کند یعنی یک عنوان کلی را تصور می کند و آن را نمونه و مرآت افراد دیگر قرار می دهد مثل وضع هیات ها. هیات ها معنایی مستقل از ماده خود ندارند . و ماده های متعددی وجود دارد و واضع نمی تواند تک تک آنها را با هم تصور کند لذا مثلا در هیات اسم فاعل
هر ماده ای که به این وزن و هیات برود را اسم فاعل می دانند.پس وزن فاعل را به صورت عنوان کلی تصور می کنند که مرآت و اینه تک تک موادی است که به این وزن می رود و هر ماده ای که به این وزن می رود ، اسم فاعل و کننده کار است