eitaa logo
کانال اصول ۲ دروس فی علم الاصول ( سطح دو حوزه علمیه خواهران)
1.8هزار دنبال‌کننده
22 عکس
5 ویدیو
56 فایل
آیدی استاد: @Fssaedi (جهت سفارش کتب) کانالهای تدریس(خانم دکتر سعیدی) اصول ۱/https://eitaa.com/saedi61 اصول ۳/https://eitaa.com/saedi5 اصول ۴/https://eitaa.com/saedi4 اینستا saidi_fs 💬گروه(جهت رفع اشکال) https://eitaa.com/joinchat/792593407C35e76466d3
مشاهده در ایتا
دانلود
عرض سلام و احترام در این شب مقدس ، در حرم امن امام رئوف دعای گوی همه عزیزان و خانواده محترم هستم و از همگی التماس دعا دارم . بر سرم منت می گذارید اگر مادر مرحومم را هم دعا بفرمایید . سپاسگزارم 🙏
لطفا در ایتا مطلب را دنبال کنید
مشاهده در پیام رسان ایتا
اصول دو حوزه علمیه خواهران(حلقه ثانیه ) مبحث: وضع تعیینی و تعینی استاد: خانم دکتر سعیدی تدریس حضوری ادامه ترم دوم ۱۴۰۴
لطفا در ایتا مطلب را دنبال کنید
مشاهده در پیام رسان ایتا
اصول دو حوزه علمیه خواهران(حلقه ثانیه ) مبحث: اقسام وضع و موضوع له/ وضع نوعی و شخصی استاد: خانم دکتر سعیدی تدریس حضوری ادامه ترم دوم ۱۴۰۴
لطفا در ایتا مطلب را دنبال کنید
مشاهده در پیام رسان ایتا
اصول دو حوزه علمیه خواهران(حلقه ثانیه ) مبحث: مجاز استاد: خانم دکتر سعیدی تدریس حضوری ادامه ترم دوم ۱۴۰۴
چکیده های صوتهای بالا👆 🔻تقسیم وضع براساس سبب و علت وضع (با تصور لفظ، معنا متصور می شود ) 👌وضع تعیینی و تعینی 👈در وضع تعیینی، واضع لفظی را برای معنایی تعیین و وضع می کند لذا سبب وضع و اینکه از تصور این لفظ، فلان معنا به ذهن ما می آید وضع واضع است 👈در وضع تعینی ، سبب و علت وضع ، کثره استعمال آن لفظ در فلان معناست لذا در اثر این کثرت استعمال ، با شنیدن آن لفظ ، آن معنا به ذهن می آید. 👌شهید می فرمایند اگر وضع را طبق مسلک اعتبار و تعهد تعریف کنیم وضع تعینی صحیح نمی باشد چون طبق این دو مسلک ، علت وضع ، اعتبار واضع آن لفظ را برای فلان معنا و تعهد واضع به استعمال فلان لفظ برای فلان معناست لذا کثرت استعمال دلیل وضع نمی باشد .بلکه کثرت استعمال در واقع کاشف از اعتبار و تعهدی است که سابقا بوده است و باعث این استعمال و کثرت آن شده است. و در مورد وضع تعیینی طبق مسلک اعتبار و تعهد مشکلی نیست چون واضع اعتبار می کند یا متعهد می شود که فلان لفظ برای فلان معنا باشد. و کاشف از این وضع ( اعتبار و تعهد )، تبادر آن معنا به ذهن به محض شنیدن آن لفظ است. شهید می فرماید طبق تعریف ما از وضع ( همان قرن اکید ) وضع تعینی مشکلی ندارد و کثرت استعمال می تواند سبب وضع یعنی همان مقارنت و نزدیکی شدید بین لفظ و معنا باشد. 🌷🌷🌷 اقسام وضع و موضوع له دو تقسیم بندی دیگر برای وضع یکی به لحاظ تصور معنا و یکی به لحاظ تصور لفظ بیان کرده اند چون واضع مثل یک حاکم( که برا حکم کردن نیازمند تصور دو طرف هست) ، وقتی می خواهد لفظی را برای معنایی وضع و تعیین کند و بگوید این لفظ برای فلان معنا است بایستی دوطرف را تصور کند تا این وضع و قراردادن فلان لفظ برا فلان معنا ممکن باشد.💨 💥💥💥💥💥💥 🔻تقسیم بندی وضع به لحاظ تصور معنا: *(در این تقسیم بندی وضع ، عام بودن و یا خاص بودنش را از خلال تصور معنا کسب می کند) 👇وضع به لحاظ تصور معنا به ۴ قسم تقسیم می شود (که ۳ قسم آن ممکن و یک قسم ناممکن است.): 👈قسم اول: وضع عام ، موضوع له عام اینکه واضع معنای عامی را تصور کند ( وضع عام) و لفظی را برای آن معنای عام وضع کند( موضوع له، عام) مثل اسما جنس : رجل، شجر ( معنای کلی مرد یا درخت را تصور می کند و این لفظ عام را برای آن معنا قرار می دهد) 👈قسم دوم :وضع خاص، موضوع له خاص اینکه واضع معنای خاصی را تصور کند و لفظ،را برای آن معنای خاص قرار دهد. در اینجا وضع خاص( معنای متصور خاص است) و موضوع له خاص ( لفظی که برای آن معنا قرار داده شده، نیز خاص است) مانند اعلام شخصیه. مثل اینکه نوزاد خاصی را تصور کند و لفظ زید را برای او قرار دهد. 👈قسم سوم: وضع عام ، موضوع له خاص معنای کلی را تصور کند( وضع عام) و لفظ را برای افراد آن کلی قرار دهد( موضوع له خاص ) در خصوص اینکه ایا این قسم سوم امکان دارد یا خیر اختلاف نظر وجود دارد افرادی که قائلند این قسم سوم ممکن است به وضع حروف ، مثال می زنند. مانند حروف . مثلا معنای کلی ربطیت را که دارای افرادی است تصور می کند و لفظ ( من) را برای یک فرد ان یا ( واو) را برای فرد دیگر آن قرار دهد. 👈قسم چهارم :وضع خاص، موضوع له عام یعنی واضع معنای خاصی را تصور کند اما لفظ عام و کلی را برای آن قرار دهد . قسم چهارم ، غیر ممکن است چون آن معنای خاص و فرد نمی تواند بر آن لفظ عام منطبق شود و بر آن اشاره کند. 💥💥💥💥💥 🔻 تقسیم بندی وضع به لحاظ تصور لفظ به لحاظ تصور لفظ، وضع به دو قسم تقسیم می شود: 👈قسم اول : وضع شخصی در وضع شخصی واضع هنگام وضع لفظ،را بنفشه تصور می کند 👈قسم دوم: وضع نوعی در وضع نوعی واضع نمی تواند لفظ،را بنفسه و تفصیلا تصور کند بلکه لفظ را به صورت کلی و اجمالی تصور می کند یعنی یک عنوان کلی را تصور می کند و آن را نمونه و مرآت افراد دیگر قرار می دهد مثل وضع هیات ها. هیات ها معنایی مستقل از ماده خود ندارند . و ماده های متعددی وجود دارد و واضع نمی تواند تک تک آنها را با هم تصور کند لذا مثلا در هیات اسم فاعل هر ماده ای که به این وزن و هیات برود را اسم فاعل می دانند.پس وزن فاعل را به صورت عنوان کلی تصور می کنند که مرآت و اینه تک تک موادی است که به این وزن می رود و هر ماده ای که به این وزن می رود ، اسم فاعل و کننده کار است
اینم ادامه بارگزاری مطالب و صوتها برا اون دسته از عزیزانی که با پیگیری هاشون و درخواست ادامه مطالب در پی وی بنده رو کچل کردند🥴😜 مشروط به اینکه دعا برا مادر مرحومم یادتون نره . روحش شاد . که باعث شده تو این همه مشغله ای که دارم صوتها رو بارگزاری و چکیده ها رو براتون بنویسم تا انشالله دعاشون بفرمایید😁
مجاز: لفظ،وضع میشه برا معنای حقیقی یا به عبارت دیگر قرن اکید بین لفظ و معنای حقیقی هست اما گاهی به خاطر شباهتی که بین معنای حقیقی با معنای مجازی وجود دارد لفظ،را در معنای مجازی هم استفاده می کنند. در حالت عادی که قرینه ای در کلام نباشد لفظ در معنای حقیقی استفاده شده و اگر بخواهیم بگوییم در معنای مجازی استفاده شده نیازمند قرینه است. آیا برای صحت استعمال لفظ در معنای مجازی نیاز به وضع آن لفظ برای معنای مجازی هست یا خیر؟ به این معنا که مثلا بگوییم این لفظ با وجود قرینه برای معنای مجازی وضع شده است؟؟ شهید می فرمایید مراد شما از صحت استعمال چیست؟ اگر مراد شما حسن استعمال است که وقتی می فرمایید استعمال این لفظ در این معنا صحیح است این همان حسن استعمال لفظ در آن معنا است. و حسن استعمال چیزی جز صحت استعمال نیست اما اگر مراد شما صحت استعمال در آن لغت و در آن زبان است که در اینصورت این بر می گردد به اوضاع آن زبان و قواعد آن. که آیا این لفظ در این معنای مجازی طبق قواعد آن لغت( زبان) استعمال می شود یا خیر.
لطفا در ایتا مطلب را دنبال کنید
مشاهده در پیام رسان ایتا
اصول دو حوزه علمیه خواهران(حلقه ثانیه ) مبحث: علامات حقیقت( تبادر) استاد: خانم دکتر سعیدی تدریس حضوری ادامه ترم دوم ۱۴۰۴
لطفا در ایتا مطلب را دنبال کنید
مشاهده در پیام رسان ایتا
اصول دو حوزه علمیه خواهران(حلقه ثانیه ) مبحث: علامات حقیقت( صحت حمل / اطراد) استاد: خانم دکتر سعیدی تدریس حضوری ادامه ترم دوم ۱۴۰۴
چکیده صوتهای بالا ☝️ علامات حقیقت سه چیزاست : ۱. تبادر ۲. صحت حمل ۳.اطراد توضیحات 👈۱. تبادر: تبادر یعنی سبقت گرفتن یک معنا به ذهن از بین سایر معانی، به محض شنیدن لفظ وقتی لفظی را می شنویم و یک معنا به ذهن سبقت می گیرد و به ذهن متبادر می شود ،این نشان می دهد آن معنا، معنای حقیقی آن لفظ است. گاهی اعتراضی کردند و اشکال گرفتند اگر تبادر علامت معنای حقیقی بودن آن معنا برای لفظ ( یعنی علامت وضع) باشد ، در ایم صورت دور پیش می آید و دور باطل است. لذا تبادر نمی تواند علامت وضع ( یعنی معنای حقیقی بودن آن معنا برای لفظ باشد ) توضیح دور تبادر آن معنا به ذهن ، فرع بر این مطلب است که علم به وضع ( معنای حقیقی بودن آن معنا برای ان لفظ) داشته باشیم یعنی علم به وضع داشته باشیم تا ان وضع و معنای حقیقی به ذهن متبادر شود و از طرف دیگر باید علم به وضع و معنا حقیقی نداشته باشیم تا با تبادر تازه به آن علم پیدا کنیم به عبارت دیگر تبادر متوقف است بر علم به وضع و علم به وضع متوقف است بر تیادر . شهید می فرمایند این اعتراض وارد نیست و دور پیش نمی آید با دو دلیل این اعتراض اینطور جواب داده شده: دلیل اول: تبادر متوقف است بر علم ارتکازی به وضع علم تفصیلی به وضع متوقف است بر تبادر علم ارتکازی یعنی علم اجمالی که در ذهن ریشه دارد و انسان از آن غافل است و علم تفصیلی یعنی علم به کلیه جزئیات با دقت و بدون غفلت. در واقع تبادر برای این که حاصل شود نیاز به علم ارتکازی به وضع دارد ولی با تبادر به وضع، علم تفصیلی پیدا می کنیم لذا این دو مدل علم است و دور پیش نمی آید دلیل دوم: این است که خیلی وقت ها فردی که جاهل به وضع است از طریق تبادر معنا در نزد دیگران که عالم به وضع هستند ، علم به وضع پیدا می کند. شهید می فرماید جواب مناسب تر این است که اصلا اشکال دور زمانی متصور است که بگیم تبادر فرع علم به وضع است در حالیکه تبادر فرع بر واقع وضع یعنی واقع قرن اکید بین لفظ و معناست. آن قرن اکید بین لفظ،و معنا باعث تبادر آن معنا به ذهن و در نتیجه علم به وضع و معنا ی حقیقی می شود. پس دور پیش نمی آید. اگر کسی اشکال بگیرد و بگوید اگر واقعا تبادر متوقف بر واقع قرن اکید بین لفظ و معناست پس چرا کسی که علم به وضع ندارد و علم به این قرن اکید بین لفظ و معنا ندارد ، برایش تبادر حاصل نمی شود. جواب می دهیم چون در نزد آنها همان واقع قرن اکید وجود ندارد. 💥💥💥💥💥 👈۲. صحت حمل یکی از علامات حقیقت، که می توان فهمید فلان معنا ، معنای حقیقی فلان لفظ است این است که حمل آن معنا بر آن لفظ به حمل اولی و به حمل شایع صناعی صحیح باشد. ( لفظ ، موضوع و معنا میشه محمول) مانند انسان، حیوان ناطق است ( صحیح است حمل معنای حیوان ناطق بر لفظ انسان به حمل اولی ) و یا ( انسان فطرتا حقیقت جو است به حمل شایع صناعی) 👌توجه «حمل اولی» این است که موضوع و محمول در مفهوم و مصداق یکی هستند مثل اینکه انسان،حیوان ناطق است. انسان و حیوان ناطق هم مصداقا و هم مفهوما یکی هستند. اما در «حمل شایع صناعی » موضوع و محمول مصداقا یکی است اما مفهوما مغایرت دارند. انسان فطرتا حقیقت جو هست. انسان و فطرتا حقیقت جو مصداقا یکی هستند اما مفهوما دو مفهوم مغایر و جدا هستند. شهید اشکال می گیرند به اینکه صحت حمل معنا بر لفظ به حمل اولی ، علامت معنای حقیقی بودن آن معنا برای لفظ باشد توضیح اشکال : از کجا معلوم که آن معنا حقیقی باشد می تواند مجازی باشد چون حمل معنای مجازی بر لفظ هم صحیح است و اگر بخواهید بگویید مرتکزات ( چیزهایی که در ذهن ریشه دارد ) و قرینه ها مشخص می کند آن معنا حقیقی یا مجازی است پس ما جوال می دهیم در این صورت پس صحت حمل نبود که نشان داد آن معنا حقیقی است بلکه آن مرتکزات و ... باعث شد بفهمیم آن معنا حقیقی است. 💥💥💥💥💥 👈۳. اطراد یکی دیگر از علامات حقیقی بودن معنا برا لفظ اطراد است اطراد یعنی شیوع و کثرت استعمال لفظ در تمامی افراد آن معنا و در حالات مختلف آن معنا . مثلا انسان مذکر، مرد است. استعمال لفظ مرد در انسان مذکر شیوع دارد یعنی نسبت به تمامی افراد مذکر و حالات مختلف آن، استفاده می شود و این اطراد و شیوع استعمال این لفظ( مرد) در این معنا ( انسان مذکر) علامت این است که انسان مذکر معنای حقیقی مرد است. و الا اگر معنای مجازی بود شیوع استعمال پیدا نمی کرد. نظر شهید صدر در خصوص علامت حقیقت بودن اطراد: اطراد و شیوع استعمال لفظ در معنایی نمی تواند همیشه علامت معنای حقیقی بودن آن معنا باشد زیرا استعمال لفظ در معنای مجازی هم می تواند اطراد و شیوع استعمال پیدا کند . وقتی یکبار لفظی را در معنای مجازی استفاده کردیم می توان نسبت به همه افراد ان معنا و حالات مختلف انها استعمال کرد و شیوع استعمال پیدا کند. مثلا استعمال لفظ بشکه در انسان چاق.
( انسان چاق ، بشکه است) بشکه معنای مجازی برای انسان چاق است اما در افراد مختلف چاق و حالات مختلف این افراد استعمال می شود و شیوع استعمال دارد لذا طبق نظر شهید اطراد و شیوع استعمال یک لفظی در یک معنا ، نمی تواند علامت معنای حقیقی بودن آن معنا باشد