eitaa logo
کانال اصول ۲ دروس فی علم الاصول ( سطح دو حوزه علمیه خواهران)
1.8هزار دنبال‌کننده
22 عکس
5 ویدیو
56 فایل
آیدی استاد: @Fssaedi (جهت سفارش کتب) کانالهای تدریس(خانم دکتر سعیدی) اصول ۱/https://eitaa.com/saedi61 اصول ۳/https://eitaa.com/saedi5 اصول ۴/https://eitaa.com/saedi4 اینستا saidi_fs 💬گروه(جهت رفع اشکال) https://eitaa.com/joinchat/792593407C35e76466d3
مشاهده در ایتا
دانلود
هدایت شده از Fs.saedi
همه این قیود در حکم دخیل هستند در مراد استعمالی( مدلول تصدیقی اولی) یعنی متکلم قصد کرد معنای این قیود را در ذهن مخاطب خطور دهد و علاوه بر ان ظهور حالی متکلم دال بر این است که هر انچه که در مرحله مراد استعمالی مد نظر متکلم است در مرحله  مراد جدی نیز مد نظر متکلم می باشد. به عبارت دیگر کل مایقوله ، یریده حقیقه( هر انچه را که می گوید ان را حقیقتا اراده کرده و مراد جدی اش است. این را اصطلاحا قاعده احترازیت قیود می گویند. به عبارت دیگر کلیه قیودی که متکلم در کلامش می اورد با ان قیود از غیر ان قیود احتراز( پرهیز) می کند و چیزی که ان را تاکید می کنیم این است که حکمی که متکلم در مرحله دلالت تصدیقی ثانی( مراد جدی) می اورد حکم مضیق ( محدودی) است که شامل غیر ان قیود نمی شود. مثلا اکرم الفقیر شامل اکرام غیر فقیر نمی شود و شخص این حکم شامل فقرا می شود البته اینکه شخص این حکم دلالت بر اکرام فقیر دارد نفی نمی کند که غیر فقیر می تواند تحت عنوان دیگری وجوب اکرام پیدا کند . مثلا غیر فقیر است اما سادات است و از باب سیادت تحت حکم وجوب اکرام دیگری قرار بگیرد لدا با نفی ان قید( فقر)، شخص این حکم منتفی می شود اما کلی حکم اکرام  منتفی نمیشه یعنی با نبود قید فقیر این وجوب اکرامی که رفته روی فقیر برداشته می شه اما ممکنه وجوب اکرام دیگری شامل این غیر فقیر بشه مثلا  چون سید است لدا قاعده احترازیت قیود فقط،شخص حکم را ثابت می کند یعنی قیودی که متکلم اورده ، مراد جدی اش هم بوده. اما اینکه اگر این قیود نبود طبیعی و کلی حکم منتفی می شود را دلالت ندارد بلکه به اندازه انتفا شخص این حکم دلالت دارد.
لطفا در ایتا مطلب را دنبال کنید
مشاهده در پیام رسان ایتا
اصول دو حوزه علمیه خواهران(حلقه ثانیه ) مبحث: مبحث: اطلاق و تقیید استاد: خانم دکتر سعیدی تدریس حضوری ادامه ترم دوم ۱۴۰۴
لطفا در ایتا مطلب را دنبال کنید
مشاهده در پیام رسان ایتا
اصول دو حوزه علمیه خواهران(حلقه ثانیه ) مبحث: مبحث: ادامه اطلاق و تقیید استاد: خانم دکتر سعیدی تدریس حضوری ادامه ترم دوم ۱۴۰۴
هدایت شده از Fs.saedi
تقیید؛: لحاظ،خصوصیتی زائد بر طبیعت مثلا طبیعت انسان را با وصف معینی مثل عدالت لحاظ می کنیم. و می گوییم انسان عادل اطلاق : عدم لحاظ خصوصیت زائد بر طبیعت لذا مثلا می گوییم انسان و وصفی را با ان لحاظ نمی کنیم در مقام مقایسه اطلاق و تقیید باید گفت هر دو در طبیعه مشترکند اما در تقیید طبیعه همراه با امر وجودی ( یعنی همان لحاظ خصوصیتی) و اطلاق همراه با امر عدمی ( عدم لحاظ خصوصیتی ) می باشد. مطلبی در خصوص اسم جنس ( مثل رجل، انسان، شجر): دو احتمال در خصوص اسم جنس مطرح است: [ ] احتمال اول؛ اسم جنس وضع شده برای ذات طبیعتی که قدرجامع ( قدر مشترک) بین مطلق و مقید است معنای موضوع له اسم جنس = طبیعت ( اعم از طبیعت مطلق و طبیعت مقید) [ ] احتمال دوم : اسم جنس وضع شده است برای طبیعت به قید اطلاق و عدم لحاظ قید به عبارت دیگر معنای موضوع له اسم جنس= طبیعت مقید به اطلاق دو امر بر دو احتمال مذکور مترتب می شود: ۱. استعمال در مقید : بنا بر احتمال اول ، استعمال در معنای حقیقی است به برکت تعدد دال و مدلول. و بنا بر احتمال دوم ، استعمال در معنای مجازی است چون استعمال در طبیعت مطلق نیست ۲‌.زمانی که کلمه انسان( که اسم جنس است) موضوع حکم قرار بگیرد و نمی دانیم طبیعت انسان به صورت مطلق مدنظر است یا طبیعت انسان مقید به حصه خاصی. در اینجا بنابر احتمال دوم : اطلاق و طبیعت مطلقه با دلالت وضعیه ثابت است چون اطلاق در معنای موضوع له اخذ و قید شده است. بر اساس قاعده احترازیت قیود هر انچه در کلام اورده همان را اراده جدی کرده است. پس وقتی انسان را مطلق اورده پس مراد جدی اش هم همان اطلاق است بنا بر احتمال اول که اسم جنس وضع شده برای طبیعتی که قدر مشترک بین مطلق و مقید است، بایستی اینکه بالاخره انسان مطلق امده یا مقید از طریق قرینه حکمت می توان فهمید. زیرا اطلاق و تقیید خارج از مدلول وضعی و معنای موضوع له هستند لذا از طریق قرینه حکمت می توان فهمید مطلق است یا مقید نظر شهید: صحیح این است که احتمال اول صحیح است یعنی اسم جنس وضع شده است برای ذات طبیعتی که قدر مشترک بین مطلق و مقید است. یک مطلبی که صحت احتمال اول را تایید می کند این است که استعمال اسم جنس در مقید ، بالوجدان استعمال مجازی نیست. لذا از انجایی که نظر شهید صدر به صحت احتمال اول است که اسم جنس وضع شده برای طبیعتی که قدرمشترک بین اطلاق و تقیید است لذا برای اثبات اطلاق نیاز به قرینه حکمت است لذا برای اثبات اطلاق به قرینه حکمت تمسک می کنیم . که در واقع قرینه حکمت ، ظهور حالی متکلم است در اینکه متکلم در مقام بیان تمام مراد جدی اش است و قیدی نمی اورد پس معلوم می شود قیدی در مراد جدی اش دخیل نیست. به عبارت دیگر متکلم در مقام بیان تمام مراد جدی اش است ولی قیدی نیاورده پس قیدی مد نظرش نیست لذا اطلاق که عدم لحاظ قید است ثابت می شود. ظهور حالی متکلم در قرینه حکمت مغایر لست با ظهور حالی متکلم در قاعده احترازیت قیود. تغایرش در این است که در احترازیت قیود کل مایقوله یریده. یعنی انچه را ( هر قیدی را) متکلم می گوید همان را اراده کرده است. ولی در قرینه حکمت می گوییم مالایقوله لایریده ( انچه را متکلم نگفته ، اراده هم نکرده است) گاهی بر احتمال اول اعتراض کرده اند که از انجایی که طبق احتمال اول ، اسم جنس وضع شده برای ذات طبیعت و اطلاق و تقیید هیچکدام در معنای موضوع له نیست پس چگونه اطلاق ثابت می شود؟؟ پاسخ این اعتراض این است که همین که متکلم قیدی را نیاورده و لحاظ نکرده همان اطلاق است چون اگر قیدی مدنظرش بود حتما باید بیان می کرد و می اورد اما وقتی قیدی مدنظرش نیست لازم نیست چیزی را بیان کند. همین نیاوردن قید یعنی مدنطرش نبوده که نیاورده لذا اطلاق ثابت می شود. خلاصه : لذااطلاق بنابر احتمال اول( که اسم جنس وضع شده برا ذات طبیعت) اطلاق از طریق قرینه حکمت ثابت می شود و بنا بر احتمال دوم ( که اسم جنس وضع شده برا طبیعت مقید به اطلاق،) اطلاق از طریق احترازیت قیود، ثابت میشه یعنی هر قیدی اورده، ان مراد جدیش بوده و قید اطلاق در معنای موضوع له وضع شده ، لذا اطلاق از باب احترازیت قیود ثابت می شود اطلاق شمولی ، بدلی، افرادی و احوالی اطلاق شمولی: اطلاق شمولی اقتضای فراگیری( استیعاب) حکم برای همه افراد طبیعت است. لذا وقتی مولا می فرماید لاتکذب این حکم شامل همه افراد کذب می شود کذب از روی حسادت، کذب از روی کینه ،کذب از روی رقابت... اطلاق بدلی: در اطلاق بدلی برای امتثال حکم ، ایجاد بعضی افراد حکم کفایت می کند مانند صل ( نماز بخوان) این حکم نسبت به اینکه اول وقت یا وسط وقت یا اخر وقت ( افراد اقامه نماز ) ، نماز را بخوانیم، مطلق است و اینکه یکی از این افرد را امتثال کنیم کفایت می کند.
هدایت شده از Fs.saedi
اطلاق افرادی: اطلاق به لحاظ افراد است مثلا در لاتکذب یعنی همه افراد انسان باید امتثال کند و دروغ نگویند. اطلاق احوالی که اطلاق رفته روی احوال. وقتی می گوید اکرم زیدا ( زید را اکرام کن) منظورش، اکرام زید در هر حالی که باشد. در اینجا زید یکنفر است اما حالات مختلفی می تواند داشته باشد. زیدا را مطلقا در هر حالتی باشد اکرام کن. می خواهد خوابیده باشد ، ایستاده باشد، مهمان باشد یا .... . لذا اطلاق به لحاظ،حالت های مختلف زید است
نمونه هایی از محبت ها و لطف شما عزیزان به بنده.👇👇👇👇 خوشحالم که تدریس ها و مطالب کانال براتون مفید بوده است❤️❤️❤️🌺🌺