احساس شمشیری را دارم که از خونریزی خسته است، ولیکن تنها برای این کار ساخته شده است.
من قرار نیست خودم را بکشم، اما میتوانم بگویم اگر هنگام رد شدن از زیر ساختمانی پیانویی از بالا سقوط کند، برای کنار رفتن از زیر آن عجله نمیکنم.
هدایت شده از •·کالیگو·•
دیوار اتاقش را
مملو از تابلو هایی کرده بود
تمام تابلو ها ابعادی آبی رنگ را نشان میدادند اما
آبیِ هر تابلو
برایش معنای متفاوتی داشت؛
زندگی او هم
یکی از ابعاد آبی ست
که جای خالی تابلو اش را
پس از تمام شدن زندگی اش پر خواهد کرد..
میخواست چیزی بگوید، ولی کلماتش را پیدا نکرد آنچه میخواست بگوید در او جوشید ولی بزرگتر از آن بود که بتواند بیرون بیاید.
اگر چیزی که به اندازه کل دنیا برای فردی ارزش دارد را خراب کنی، هیچ مرحمی برای آن زخم وجود نخواهد داشت.