و آدمها در نهایت تبدیل به کابوسهای نیمهشب، اجتناب از یک عطر و موسیقی خاص، سکوتهای ناگهانی وسط مهمانی، و گریههای بلند در خیابان میشوند.
هدایت شده از Codeine
شنیدن اون حرف چند ثانیه زمان برد و کنار اومدن باهاش چند ماه.
انسانها شبیههمعمر نمیکنند
یکیزندگیمیکند یکیتحمّل
انسانها شبیههمتحملنمیکنند
یکیتابمیآورد
یکیمیشکند
انسانها شبیههمنمیشکنند
یکیاز وسطدونیممیشود
دیگریتکهتکه
تکهها شبیههمنیستند
تکهاییکقرنعمر میکند
تکهای یکروز.
هدایت شده از فوآدبهرنگِآبی
«آدمها میترسند شعر بخوانند، برای همین اکثرشان سیگار میکشند. سرطان ریه آسانتر از یادآوری خاطرات است.»
گویا فاصله ای میان مرگ و زندگی معلق مانده بود ؛
فاصله ای میان خواب و بیداری ، فاصله ای میان رویا و کابوس ، همان حد فاصلی که همچون برزخ تلقی میشد ، همان برزخ یخ زده از حقیقتِ انکار شده!