در نهایت ، هیچ چیز باقی نمیماند ، هیچ چیز اَبَدی نیست. نه لبخندهای از تَهِ دل و نه غمهای نفسگیر ، نه تو وَ نه من.
من هیچوقت یهویی نرفتم، اول شور و اشتیاقم رفت، بعد امیدم، بعد غرور و باورم، بعد احساسم و آخر سر هم خودم...