صبح من خیری ندارد بیطلوعِ چشمِ تو ؛
ذرهای چشمانِ خود را بازکن خورشیدِمن!
#صبحبخیرجآنآ
#عکاسیم
من هر نفسم بر نفس ناز تو بندست
من مشتری ام قیمت لبخند تو چندست
هر ماه رقیب آمده او هم شده شاکی
غر میزند و پشت سر هم گله مندست
چادر به سرت کن که دگر تاب ندارم
گیسوی سیاهت بخدا عامه پسندست
من هیچ خبر از دل عشاق نداری
ریزد به سر شانه اگر موی که بندست🪴✨
#مخاطب_دار
خیلی بده ادم تو حسرت کربلا بمیره
آقا جان من برات کربلامو از الان و امشبت میخوام
هر جا قدم به کوی تو بگذارم
دل خستهام را همانجا جا میگذارم
مبادا برانی که با صد امید
به حریم پاک تو رو میآرم
#عکاسیم