#حق🖐🏿!
فقطکهخودمنیستمبالاخرهزنوبچههمتواموالم
حقیدارند.
ولیازنطرخداحقفقراهمتومالتبایدمشخص
باشه!!(:🚶🏻♂
#حق🖐🏿!
خداکنهشیطانبراتمشکلدرستنکنه!
مگهشیطانمیتونهازاینکارابکنه؟
ماکهجایخودداریمبراپیامبرانهمدردسر
درستکرده!!🚶🏻♂
بو على سينا در كتاب اشارات جملهاى دارد و به طورى كه يادم مىآيد مىگويد:«ايّاكَ وَ فَطانَةً بَتْراءَ» بترس از زرنگى ابتر، يعنى از زرنگى ناقص و نيمه زرنگى.منظور اين است كه انسان خوب است يا ساده باشد و يا عاقل و فهميده كامل.
آدمهاى ساده خودشان هم معمولًا مىفهمند كه ساده هستند ولى افراد نيم زرنگ كه در بعضى موارد زرنگ هستند خيال مىكنند خيلى زرنگند و همواره كارهاى خود را خردمندانه مىدانند. اينگونه افراد احمقترين مردم و گرفتارترين آنها هستند.
غزالى جملهاى دارد كه مىگويد: همه چيز وجود ناقصش از عدم محض بهتر است جز علم و دانش. يعنى مثلًا سلامتى و يا مال و ثروت اگر انسان هر مقدارى داشته باشد از آنكه هيچ نداشته باشد بهتر است ولى علم و دانش اينگونه نيست.
انسان كم سواد از بىسواد بدتر است چون خيال مىكند خيلى باسواد است و هيچ گاه دنبال تكميل آن نمىرود.
اين بيت گويا از سنايى است كه مىگويد:
رنجش هركسى ز يك چيز است
رنجش من ز نيمديوانه است
اين شاعر مىگويد: عقل هم نظير علم است. يا انسان بايد ديوانه كامل باشد و يا عاقل كامل. نيمه عاقل و نيمه ديوانه از ديوانه كامل ضررش بيشتر است.
افراد نيرنگباز و خدعهكار در جامعه، معمولًا همين انسانهاى «نيمه» هستند، يعنى آنها كه نيمه زرنگى دارند و تمام زرنگى ندارند؛ زيرا زرنگهاى كامل اگر به هيچ چيز اعتقاد نداشته باشند اين مقدار مىفهمند كه سعادت و موفقيت در صداقت و راستى است.
ولى افراد نيمه زرنگ- كه من در عمر خودم با بسيارى از آنان برخورد داشتهام- موفقيت خود را در اين مىدانند كه با هيچ كس به صداقت رفتار نكنند.
اينها در عمر خود حتى يك دوست پيدا نمىكنند و هيچ كس به حرفهاى آنان اعتماد نمىكند، زيرا با هركس كه حرف مىزنند همه مىدانند كه از روى زرنگى سخن مىگويند.
مجموعه آثار استاد شهيد مطهرى (آشنايى با قرآن(1 - 5))، ج26، ص: 142
#بدونید🖐🏿!
پدرمادرباجواناتونرفیقشید(:
بذارید حرفاشونو بهتونبگن
چقدرجوونامونسراینقضیہ
کهپدرمادراشونودلسوزخودشون
ندونستنتباهشدن ...!💔🚶🏻♂
‹ اِلهی هَب لی قَلباً یُدنیهِ مِنکَ شُوقُه ›
خدایا!به من قلبی عطا کن که
مشتاق مقام قرب تو باشد.🌱(:
شما مسئله حقوق زن و آزادى زن را در امروز مىبينيد و مىشنويد كه اروپاييها پيشقدم شدند، براى زن حق مالى قائل شدند، چنين و چنان كردند. وقتى انسان تاريخ اين مسئله را درست مىخواند مىبيند در اين هم باز يك خرده شيشهاى وجود داشته است، چه خردهشيشهاى! ويل دورانت در كتاب لذات فلسفه مىنويسد كه آغاز نهضت زن- كه در انگلستان شروع شد و مخصوصاً به زنها استقلال اقتصادى دادند- چه بود.
مىدانيد كه تقريباً تا يك قرن پيش دنياى اروپا براى زن حق مالكيت قائل نبود يعنى كار زن را متعلق به شوهرش مىدانست، اگر زن كارى مىكرد و زحمتى مىكشيد اجرتش را بايد به شوهرش مىدادند. اصلًا زن استقلال نداشت. اگر احياناً به ارث هم چيزى به او مىرسيد باز اختيار آن دست شوهرش بود.
چطور شد كه به زن استقلال اقتصادى دادند؟ وقتى ما تاريخ را مىخوانيم مىبينيم پس از آنكه كارخانههاى عظيم پيدا مىشود و شهرها احتياج به كارگر پيدا مىكنند، مخصوصاً كارگرى كه مزد كمتر بگيرد و آن كارگرى را كه مزد كمتر مىگيرد در ميان زنان و كودكان و اطفال پيدا مىكنند، و بعد مىبينند مردها اجازه نمىدهند زنان و بچههايشان بيايند در كارخانهها كار بكنند چون زندگى و خانوادهشان مختل مىشود، مىآيند قانون مىگذارند كه بعد از اين زنان و كودكان استقلال اقتصادى داشته باشند، پدرها حق نداشته باشند جلو بچهها را بگيرند و شوهرها حق نداشته باشند جلو زنها را بگيرند.
به اين وسيله استقلال اقتصادى به زن دادند. دنياى اروپا استقلال اقتصادى به زن داد براى چه؟ آيا به خاطر خود زن؟ دلش به حال زن سوخته بود يا دلش به حال خودش سوخته بود و كارگر ارزان مىخواست؟
مجموعه آثار استاد شهيد مطهرى (نهضت آزادى بخش اسلام(پانزده گفتار))، ج25، ص: 156
کرانه عشق (:enc_16588866629771535404906.mp3
زمان:
حجم:
5.1M
خوابوخیالِماشدھحَـرَم!
پسبطلبماروبِالحُجَھ :)
کرانه عشق (:enc_16851942489823771223327.mp3
زمان:
حجم:
4.1M
وقتیخودمدلمبراتتنگشدھ . .
چہجوریمیتونمجوابتکنم؟(: