جناب ِآقای ِعلی اکبر ،
کاش در میانه روضه شب هشتمت، جانم را بگیری که لحظه لحظه در فکر کردن به روضه ات میسوزم و میسوزم و میسوزم..
ارباً اربای حرم ،
کاش در میانه سیل زائران ضریح و مقامت ، نام مرا. هم بنویسی که از دوری و فراق ، جانی دراین تن خسته و رنجور ندارم..
پناه ِرقیه جان ،
کاش در میانه دریای بیکران لطف و محبتت ، برایم مثل رقیه خاتون ، برادری کنی و حواست به من هم باشد و هوای دلم را داشته باشی..
خوش قد و بالای ِحرم ،
کاش در میانه صف محشر که همه ترسان و لرزانند ، تو شفاعتی کنی و در میان هاین روزگار غبار گرفته ترسناک ، تو دست مرا بگیری و ازین هیاهو نجاتم دهی..
آخر میدانی ، دیگر جانم به لب رسیده و اشک چشمانم ، دیگر حرف دلم را نمیفهمد.. مدد یا علی اکبر(:❤️🩹
#حرّه_نوشت #دلی_نوشت
بـهاندازهایکهطاقـتعذابداری؛
گناهکن..!
+ما که طاقت نداریم یه قطره آب داغ روی دستمون بریزه ؛
اینکه بدون مرز گناه میکنیم عجیبه):
[حضرتأبوتراب]
ميگفت جاري شدن اشـكها وحُزنِ قلبها ؛
رحمتي از جانبِ خداوند هستند .. !🪴✨️