هشتاد سالشه پیر خرفت ، باید دنبال گور باشه ...
بعد تازه یادش افتاده جنگ راه بندازه...
هدایت شده از مُکْتَشـِفْ ؛
7.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
ای اجل این چند روزه دور ما را خط بکش،،،
وعده ی دیدار ما، ظهر عاشورا کنار قتلگاه :)
#128
-جنگ بود
و من مادری بودم بی فرزند
معشوقهای بی عشق
و نسترنی بر روی گور
من نیزهای بودم که صلح را کشت!
او میآید.
اما یادمان باشد؛ اگر با طلوعِ خورشید از خواب ، بیدار شویم؛
نمازمان قضاست.