«لستِ أمام عيني، لكنّكِ كُل مَا أرى.»
در برابر چشمانم نیستی ،
امّا تمام آنچه
میبینم ، تـُویی : )
ابقای چون منی به چه ارزد ، به کم ز هیچ !
خون مرا بریز و هدر کن ، بفدای علي ع ..
ماه کنعانم برفت از کلبهی احزان ولی ،
عکس رویش بر در و دیوار مییابَم هنوز .
هدایت شده از مَنِ او
باید یاد بگیرم که یه جای مسیر رو خودمون تنها باید ادامه بدیم : )