2.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
مینویسم ز یاد هر لقب و هر لبخند ، هر گریه و هر اخم ، مینویسم گر بدانی که عشقم به وجودت چقدر است میدانی جان فدا کردن تن با بودنت هیچ است ، مینویسم گر یادت باشد نامی چون سرافیم ، هر بالی که بود نشانی از پرستیدنی ، پرستیدن تن و جانی بی همتا ، تن و جان گر شش بال بود ، یک بال به نام و نشان تو بر وجودم ، یک بال به غمگینی درد و رنج هایت ، یک بال به زیبایی چشمانت که همچون کهکشانی خاکی ، خاکی پر از عشق پر چشمانی با آبی از پاکی ، می نویسم گر بال دیگرم فدای صدایت کنم ، بال پنجم فدای چشمت کنم ، بال ششم فدای رگ های کنم که عشقی از وجودت بر رگ میبارد ، چنانچه عشقت چون شهاب سنگی بر قلبم ریزد ، زره زره وجودش برو درون رگم بریزد ، بریز چنانچه ندانی چه زیاد است این عشق ، که رنگ قلب چو طلا میدرخشد از این عشق .