eitaa logo
اندوه‌پرست.
431 دنبال‌کننده
15 عکس
0 ویدیو
0 فایل
"دختری که گلهای ارغوانی می‌خورد." - https://daigo.ir/secret/730214248
مشاهده در ایتا
دانلود
اندوه‌پرست.
ستاره مُرد.
و تو از گَردش جان گرفتی.
Bluerra-saiOld_Doll_(Slowed).m4a
زمان: حجم: 2M
قلب عروسکی، پژمرده، پیچش، زخم، بوسه.
خورشید
با یاد او از گور من، گلهای غم برآید.
و این منم، زنی تنها در آستانه‌ی فصلی سرد، در ابتدای درک هستی آلوده‌ی زمین و یأس ساده و غمناک آسمان و ناتوانیِ این دستهای سیمانی. نجات‌دهنده در گور خفته است و خاک، خاک پذیرنده، اشارتیست به آرامش. زمان گذشت و ساعت چهار بار نواخت.
در کوچه باد می‌آید. در کوچه باد می‌آید و من به جفت گیریِ گلها می‌اندیشم. به غنچه‌هایی با ساق‌های لاغر کم خون و این زمان خسته‌ی مسلول. "ستاره‌های عزیز. ستاره‌های مقواییِ عزیز، وقتی در آسمان دروغ وزیدن می‌گیرد، دیگر چگونه می‌شود به سوره‌های رسولان سر شکسته پناه آورد؟" ما مثل مرده‌های هزاران‌ هزار‌ساله به هم می‌رسیم و آنگاه، خورشید بر تباهی اجساد ما قضاوت خواهد کرد. چرا نگاه نکردم؟ انگار مادرم گریسته بود آن‌شب. آن‌شب که من به درد رسیدم و نطفه شکل گرفت. آن‌شب که من 
عروسِ خوشه‌های اقاقی
 شدم. و من در آینه می‌دیدمش که مثل آینه، پاکیزه بود و روشن بود و ناگهان صدایم کرد و من عروس خوشه‌های اقاقی شدم. انگار مادرم گریسته بود آن‌شب. 
چه روشنایی بیهوده‌ای در این دریچه‌ی مسدود سر کشید. چرا نگاه نکردم؟ تمام لحظه‌های سعادت می‌دانستند که دست‌های تو ویران خواهد شد و من نگاه نکردم. آیا دوباره گیسوانم را در باد، شانه خواهم زد؟ آیا دوباره باغچه‌ها را بنفشه خواهم کاشت؟ و شمعدانی‌ها را در آسمانِ پشت پنجره خواهم گذاشت؟ آیا دوباره روی لیوان‌ها خواهم رقصید؟
زمان گذشت. زمان گذشت و شب روی شاخه‌های لخت اقاقی افتاد. شب، پشت شیشه‌های پنجره سر می‌خورد و با زبان سردش، ته‌مانده‌های روزِ رفته را به درون می‌کشید. من از کجا می‌آیم؟ من از کجا می‌آیم که این‌چنین به بوی شب آغشته‌ام؟ نگاه کن که در اینجا، چگونه جان آن کسی که با کلام، سخن گفت و با نگاه نواخت و با نوازش از رمیدن آرمید، به تیره‌های توهم مصلوب‌ گشته است و جای پنج شاخه‌ی انگشت‌های تو که مثل پنج حرف حقیقت بودند، چگونه روی گونه‌ی او مانده است. شاید حقیقت آن دو دست جوان بود. آن دو دست جوان که زیر بارش یکریز برف مدفون شد. سال دیگر، وقتی بهار با آسمان پشت پنجره هم‌خوابه میشود و در تنش فوران می‌کنند فواره‌های سبزِ ساقه‌های سبکبار، شکوفه خواهد داد ای یار. ای یگانه‌ترین یار. "ایمان بیاوریم به آغاز فصل سرد"
- فروغ
فرخزاد
اون زیبایی رو توی همه‌چیز پیدا می‌کنه، به جز خودش.
💋💋💋💋💋💋💋💋💋 بوس رو موهای تو