eitaa logo
𝑻𝒓𝒆𝒏𝒅 𝑪𝒂𝒇𝒆́ 🤎
206 دنبال‌کننده
1.4هزار عکس
153 ویدیو
0 فایل
𝐓𝐑𝐄𝐍𝐃 𝐕𝐈𝐁𝐄𝐒 ✨ اینجا قراره کلی چیزای ترند و جذاب ببینی؛ از ایده‌های دخترونه و جینگولی ☘️ تا عکس، متن، استایل و چیزای خفنِ روز 🐆🪽 𓂃 ࣪˖ ִֶָ☕️ «هرچی ترنده، اینجاست» ִֶָ☕️ ࣪˖𓂃 𝑺𝒕𝒂𝒚 𝒄𝒖𝒕𝒆 ♡ 𝑺𝒕𝒂𝒚 𝒕𝒓𝒆𝒏𝒅𝒚 https://eitaa.com/fuvfuv
مشاهده در ایتا
دانلود
اینجا ناشناس هستش 🌸🤩
فاطی امار و دریاب
Happy [152]🥺❤️ .
واییییییییییی داستآن عالیه 😱❤️❤️❤️❤️ ^^^ سلام زیبآ مرسی نظرتون و گفتید🥺 فردا دو پارت دیگه تو راهه💕❣🤏🥲
۱۵۱ ✈️ ۱۶۰
صبح بخیر خوشگلا🤏🥺 .Z
شلامممم😂🕯 .
بریم برای پارت 3
🕯✨🕯✨🕯✨🕯✨🕯✨🕯✨🕯✨🕯✨🕯✨🕯✨🕯 ✨🕯✨🕯✨🕯✨🕯✨ 🕯✨🕯✨🕯✨🕯✨ 🕯✨🕯✨🕯✨🕯 🕯✨🕯✨🕯✨ ب‍‌‍‌ہ ن‍‌‍‌ام‍‌‍‌ خ‍‌‍‌دای‍‌‍‌ م‍‌‍‌ه‍‌‍‌رب‍‌‍‌آن‍‌‍ ࣪ 🌓 کتابخانه ارواح 🎥 👇 مقدمه 👇 یک هفته پس از آمدنم به آپارتمان عمو مونتی مشغول تمیز کردن صندوق بزرگ شدم که درون آن پر از وسایل مارمویی بود . برخی از آنها هنوز برچسب قیمت مغازه های روح گیری را داشتند که عمویم به آن ها سر زده بود. یک ظرف شیشه ای را از صندوق بیرون کشیدم که چیزی شبیهه به دماغ آبی در آن بود و ناگهان صورت زشت و ترسناکی خودش را از درون به دیواره شیشه کوبید و سرم جیغ کشید . شیشه از دستم افتاد و شکست. بویی حال به هم زن بت یک روح بدون بدن از آن خارج شد .من، برای لحظه ای که گوییی تا ابد ادامه دارد . دورِ دفتر کار عمو مونتی دنبال روح می دویدم وهر چه تلاش می کردم که بتوانم آن شیشه خالی مایونز گیر بیندازم ، بی فایده بود .روح آرام وقرار نداشت . همین موقع بود که صدای دست زدن آهسته ای شنیدم و فهمیدم کسی تمام مدت مت را زیز نظر داشته است . عمو مونتی میان چهارچوبِ درِ دفترش ایستاده بود وهمان طور که آهسته برای من دست می زد، می‌گفت:(میدونستم که تو این قدرت رو داری !) وبا گفتن این جمله لبخندی طعمه آمیز روی صورتش نقش بست . همان لحظه بود که فهمیدم زندگی من هرگز مانند قبل نخواهد داشت البته که حرف زدن با مرده ها کاری عادی نیست ومن هروقت. وانمود می کردم که دارم عادی رفتار میکنم دیواری از آجر های روح مانند روی سرم خراب میشد .....
ببخشید پارت ۴ نتونستم بزارم انشالله شب میزارم 😇 .