#السلام_علیک_یااباصالح_المهدی_عج
🍀اَلسَّلَامُ عَلَیْكَ اَیُّهَا السَّبَبُ الْمُتَّصِلُ بَیْنَ الاْرْضِ وَالسَّمَاءِ
سلام بر تو ای واسطه زمین و آسمان
#امام_زمان
@gahe_ashegi
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
📝 | یک توسل مجرب به امامزمان«عجلاللهتعالےفرجہ»
برای هر حاجتی محضر امامزمان«سلاماللهعلیه» نامه بنویسید....
🔹چرا از نامه نوشتن به امام زمان غافل شدیم؟
#حجت الاسلام ناصری
#سخنرانی
@gahe_ashegi
آقای حاج حسین اسکندری🌷:
🌷 سلام علیکم و رحمة الله و برکاته
🍀 بسم الله الرحمن الرحیم
🌺 اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم
☀️ صبح روز یکشنبه نوزدهم آذر و بیست و ششم جمادی الاول و نیز عاقبت شما و منتسبین محترم به خیر ، روزگارتان منور به نور هدایت و رحمت الهی و متبرک به برکات آل الله صلوات الله و سلامه علیهم اجمعین باشد انشاءالله.
📿 ذکر روز یکشنبه: یکصد مرتبه ذ
💐 یا ذالجلال و الاکرام💐
☘️🌷☘️🌷☘️🌷☘️
سراپا دردم و جان کندن دائم شده کارم
نهادم چشم بر در، تا اجل آید به دیدارم
به وقت راه رفتن آنچنان لرزد قدمهایم
که هم دستم، سرِ زانوست، هم محتاج دیوارم
برو ای عُمر از دستم که من با مرگ، مأنوسم
بیا ای مرگ، یاری کن که من از عُمر، بیزارم
طرفدار علی بودم که بین آن همه دشمن
نشد جز شعلهی آتش کسی آنجا طرفدارم
گهی در خانه، گه بین در و دیوار، گه کوچه
خدا داند چه آمد بر سرم! کشتند صدبارم
گرفتم دامن مولای خود در چنگ و میگفتم
بزن قنفذ که من دست از امامم برنمیدارم
دلم بر همسرم میسوخت چون قنفذ مرا میزد
نگاه غربت او بیشتر میداد آزارم
نگفتم راز خود با هیچکس، اما خدا داند
نمی آید به هم از درد، یک شب چشم بیدارم
استاد حاج غلامرضا سازگار
نوکر نوشت:
ذکرِ خـیر تـو به هـر جا شـد و یادت کردیم
دسـت بر سینه به تو عرضِ ارادت کردیم
پادشاهـیِ جهـان حاجتِ مـا نیسـت حـسین
مـا به غلامـی درِ خانهات عادت کردیم
صلی الله عليک يا سيدنا المظلوم يا اباعبدالله الحسين
🌸🌷🌺🌹
*اللهم اجعَلنیٖ وَ المُتَلَقّیٖ هٰذِهِ الرِّسٰالةِ و جَمیٖعِ المؤمنینِ وَ المؤمِناتِ و المسلِمینِ و المُسلماتِ وَ مَنْ لَهُ حَقٌّ عَلَیَّ وَ مَنْ قَلَّدَنیٖ الدُّعاءَ فی دِرعِکَ الحَصینَةَ الَتیٖ تَجعَلُ فیهٰا مَن تَشاءُ و أَنزِلْ عَلَینا مِنَ السَماءَ ماءََ غَدَقأََ طَهوُرأََ وَ مِدْرارأ وَ صَلِّی اللهُمَ عَلیٰ مُحَمَّدٍ و عَلیٰ آلِهِ الطَّیبین الطّاهِرین .*
🌸🌷🌺🌹
دعای برکت روز:
🍀امام صادق(ع):وقتى صبح دمید بگو:
(الحَمدُللهِ فالِقِ الإِصباحِ، سُبحانَ رَبِّ المَساءِ وَالصَّباحِ، اللّهُمَّ صَبِّح آلَ مُحَمَّدٍ بِبَرَکَةٍ و عافِیَةٍ، و سُرورٍ و قُرَّةِ عَینٍ.اللّهُمَّ إنَّکَ تُنَزِّلُ بِاللَّیلِ وَالنَّهارِ ما تَشاءُ، فَأَنزِل عَلَیِّ و عَلى أهلِ بَیتی مِن بَرَکَةِ السَّماواتِ وَالأَرضِ رِزقا حَلالاً طَیِّبا واسِعا تُغنینی بِهِ عَن جَمیعِ خَلقِک)َ.
📘بحار الأنوارج87/ص356
گاه عاشقے
#قصه_خاطرات_آزادگی قسمت یکصد و پنجاه و یکم بسم الله الرحمن الرحیم بنام خدا یی که حیات و مماتمان ب
#قصه_خاطرات_آزادگی
قسمت یکصد و پنجاه و دوم
بسم الله الرحمن الرحیم
بنام خدا یی که حیات و مماتمان بدست اوست
خاطرات اسارت آزاده ی عزیز آقای حاج حسین اسکندری
.... خمیس برگشت نگاهی پر از خشم به من انداخت! کابلی را که در دست داشت به حالت تهدیدآمیزی در هوا چرخانده و به آرامی ضربهای بر ساق پای خود و روی پوتین نظامی زد!! و با کلمهی متداول بین عراقیها برای اهانت کردن و فحش دادن گفت : قندره (کفش) به من کنایه میزنی ؟!! گفتم نه!! من واقعأ شما را مسلمان میدانم و فقط خواستم بگویم تشنهام!! خمیس به یکی از مترجمین گفت که برایم سطلی آب بیاورد و خود رفت تا به کمک صباح آمار بگیرد !
لحظهای بعد مترجم با سطل آب بالای سرم ایستاده بود او ابتدا خود چند جرعه از آب سطل را نوشید!! در حال نوشیدن آب بود که از او پرسیدم دیشب کسی از اسرا شهید نشده ؟! وقتی پاسخ منفی داد در همان حال و به اشاره ، سجدهی شکری بجای آوردم. به خود که آمدم مترجم سطل آب را کنار من روی زمین گذاشته و به سایر مترجمین جلوی ساختمان پیوسته بود! میخواستم سطل را برداشته و آبی از آن بنوشم اما درد شدید قفسهی سینه مانع میشد! در اوج تشنگی داشتم با حسرت به آب درون سطل نگاه میکردم که باز هم پیرمرد مهربان خراسانی به یاریم شتافت! یکی دو روزی بود که او را ندیده بودم! نسبت به روزهای قبل ، تکیده ، استخوانی و زردچهره شده بود اما همچنان لبخند زیبایش را نثار همه میکرد! کنارم که رسید پیشدستی کرده و به او سلام کردم ، به گرمی پاسخ داد ، سطل آب را برداشت در مقابل دهانم گرفت ، من سرم را کمی خم کرده و دهان بر لبهی سطل گذاشتم ، جرعهای آب به دهان بردم که بنوشم اما آب در میانهی سینهام و در نقطهی ضربه دیده متوقف شد و پائین نرفت!! کبود شده و در حال خفگی بودم که با برگرداندن و پس زدن آب ، فشار از روی سینهام برداشته شده و نفسی کشیدم ، پیرمرد دستی بر سرم کشید و گفت نگران نباش درست میشود! او از من خواست از دیوار فاصله گرفته و طوری به دیوار تکیه دهم که بالاتنهام قائم نباشد ، همین کار را کردم و او دوباره لبهی سطل آب را به دهانم چسباند و من این بار با احتیاط و نه بصورت جرعهجرعه بلکه به حالت مکیدن شروع به نوشیدن آب کردم ، آب خوردنم طولانی شد و چند بار در بین آب خوردن سر برداشته و ضمن شکرگزاری ، سلام دادن به سیدالشهدا علیه السلام ، نفسی هم تازه کرده و در هر بار از پیرمرد نیز بابت محبت او تشکر میکردم ، حدود دو لیوان آب خورده بودم که یکبار وقتی سر از سطل برداشتم نگاهم به چشمان پیرمرد افتاد و متوجه شدم که اشک در چشمانش حلقه زده است احتمال دادم خود نیز تشنه باشد! با این فکر و با وجود اینکه هنوز تشنه بودم و به آب احتیاج داشتم سطل را پس زده و از او تشکر کردم ،...
ادامه دارد....
▫️ کاش تو زندگی اگه باختنی هم در کار باشه، دلباختن به مهدیِ فاطمه باشه…
#امام_زمان
#السلام_علیک_یااباصالح_المهدی_عج
#سلام_امام_زمانم🧡🌱
بٰا هَرنَفسے..؛
*سَلام ڪَردَن﴿؏ـــِشق۔۔𔘓﴾ أست۔۔*
_آقـــــآ بہِ تــُᰔـــو۔۔۔
اِحتـــــرٰام ڪَردَن ؏ـِـشق۔۔ أست۔۔۔♡
اِسم قَشَنـــــگت ۔۔؛
بِہ میٰان چوُن آیَد۔۔
أز رو؎« أدب» ۔۔!
"قیـــــآم ڪَردن ؏ِـــشق أست"۔۔۔𑁍۔۔۔
#امام_زمان ﷻ
#الـٰلّهُمَ؏َجــِّلِلوَلــیِّڪَاَلْفــَرَجْ
@gahe_ashegi