فاطمهربابِ ما... 🥹
✍️پارسال تو طریقالحسین، یه دختر کوچولوی ششماهه بود(عکس سمت چپ)
امسال، به لطف خدا، یکسالونیمه شده و باز هم همسفر این مسیر نورانیه... 🤍
به یادشکوفههای پرپرشدهٔ میناب.. 😭انشاءالله این قدمها و این زیارت، هدیهای باشه به روح پاک اون فرشتههای کوچک و مرهمی بر دل خانوادههای داغدارشان🤲🏻
#مشایه_۱۴۰۵
@galleryrevagh
از این لحظه با روایتهای کوتاه از طریقالحسین،بامن همراه باشین
تا جایی که اینترنت یاری کنه
و بچهها هم همراهی کنند، سعی میکنم حالوهوای مسیر رو باهاتون شریک بشم...✍️🎒📸
از هفته آینده که از سفربرمیگردم
ان شاءالله فعالیت کانال به روال
همیشگی برمیگرده.
🔸️در مورد دوره و ثبتنام، هرسوالی که داشتید؛ادمین پاسخگو خواهد بود.
دیشب حدوداً ساعت دوازده از مرز شلمچه گذشتیم.
#فاطمه_رباب_رو_شونه_داداش
✍️مگر میگذارند خستگی به تنت بماند...
عراقیهای عزیز و مهماننواز، همین که قدم به خاک عراق گذاشتیم، زمزمهی دلنشین «حِلّه بزوّار» از هر طرف به گوش میرسید...
با لبخند، با محبت و با پذیراییهایی که انگار طعم بهشت میداد، از زائران امام حسین(ع) استقبال میکردند.
اینجا هر قدم، بوی عشق میدهد؛
جایی که خستگی، در برابر این همه کرامت و مهربانی، رنگ میبازد...
✍️ساعت ۸ صبح امروز ، نجف آغوشش را به رویمان باز کرد... 🤍
مهمانِ خانهی دوستان عزیزمان شدیم؛
صبحانهای ساده، اما با طعمِ عشق؛
نانِ گرمِ محلی، تخممرغ، پنیر و چایِ شیرینِ هلدار...
انگار هر لقمهاش، خستگیِ راه را از جانمان میگرفت.
بچهها هنوز خستهی مسیرند...
گفتیم بگذاریم کمی آرام بگیرند،
آخر مگر میشود با عجله به دیدارِ پدر رفت؟
چند ساعت دیگر...
دلهایمان را برمیداریم و میرویم
به آستانِ بابا...
السلام علیک یا امیرالمؤمنین💚
#نجف_خانه_پدری
✍️گیتهای بازرسی را رد کردیم...
از اینجا به بعد، دل از پاها جلوتر میدوید؛
به شوقِ رسیدن...
به شوقِ دیدار باباعلی...
@galleryrevagh
✍️از سمت سوقالکبیر راه افتادیم...
میان شلوغی بازار و رفتوآمد زائرها، چیزی بیش از همه چشم را میگرفت؛
تصاویر رهبر شهیدمان که بر سردر مغازهها و دیوارها خودنمایی میکرد.
دیدن این صحنه، آن هم در دلِ نجف، حس عجیب و شیرینی داشت...
انگار این عشق، مرزی نمیشناسد و دلها را به هم پیوند میدهد
@galleryrevagh
✍️و آن دهینهفروشیهای عراقی...
با آن شیرینیهای رنگارنگ و وسوسهانگیزشان، هر رهگذری را برای لحظهای میخکوب میکنند.
اما میان همهی آن شیرینیها، تصویری بود که کامِ دل را شیرینتر میکرد...
تصویر آن دلبرِ مقتدرِ مظلوم؛
همان چهرهای که دیدنش، بیاختیار لبخند را بر لب و امید را در دل مینشاند.
بعضی تصویرها را فقط با چشم نمیبینی...
با تمامِ جان، حسشان میکنی
@galleryrevagh