eitaa logo
گام دوم انقلاب
2.6هزار دنبال‌کننده
195.2هزار عکس
135.6هزار ویدیو
1.5هزار فایل
🇮🇷🇮🇶🇵🇸🇸🇾🇱🇧🇾🇪 امام خامنه ای: شما افسران جنگ نرم هستید جنگ نرم مرد میخواهد. دیروز نوبت شهدا بود در جنگ سخت.. وامروز نوبت ماست در جنگ نرم ارتباط با مدیر @hgh1345 آیدی تبادل و تبلیغات @hgh1345
مشاهده در ایتا
دانلود
7.64M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
📱 برای اون هایی که هنوز تصور می‌کنند پیام رسان ها و شبکه های اجتماعی بیگانه، امن هستند! 🔹 /جهان رسانه 📡 💻 📱 ┄┅♦️ گام دوم انقلاب♦️┅┄ 🔴https://eitaa.com/joinchat/3861577738C3c3b839fff
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
طوفان همیشه برای مختل کردن زندگی ما نیست، برخی طوفان ها می آیند تا مسیر حرکت ما را تمیز کنند. ┄┅♦️ گام دوم انقلاب♦️┅┄ 🔴https://eitaa.com/joinchat/3861577738C3c3b839fff
10.39M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🍂🍃 بدون این که دست خودت باشه و بخوای، داری می کشی؟! 🪜 /دینی، اخلاقی ……………………………………… ┄┅♦️ گام دوم انقلاب♦️┅┄ 🔴https://eitaa.com/joinchat/3861577738C3c3b839fff
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
🌧 «نه تو می مانی و نه اندوه و نه هیچ یک از مردم این آبادی به حباب نگران لب یک رود قسم و به کوتاهی آن لحظه ی شادی که گذشت غصه هم خواهد رفت آن چنانی که فقط خاطره ای خواهد ماند» ┄┅♦️ گام دوم انقلاب♦️┅┄ 🔴https://eitaa.com/joinchat/3861577738C3c3b839fff
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
🌳🍃 🦅 🍃🌲 چه بسا که شکارچی، شکارِ شکار خود شود! دنیا دار مکافات است. 🌿 ‎‌‌‌‎‌‎‌‌‌┄┅♦️ گام دوم انقلاب♦️┅┄ 🔴https://eitaa.com/joinchat/3861577738C3c3b839fff
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
🌱 کودکانی که به شوق فداکاری، می بالند و بزرگ می شوند! ✊🏽 فریاد کودک یمنی بر سر دولتمردان کاخ سفید! ⛰ / نامداران راهدان ┄┅♦️ گام دوم انقلاب♦️┅┄ 🔴https://eitaa.com/joinchat/3861577738C3c3b839fff
🌸 ┄┅♦️ گام دوم انقلاب♦️┅┄ 🔴https://eitaa.com/joinchat/3861577738C3c3b839fff
📖 مولا امیر المؤمنین علی (درود خدا بر او): «در شگفتم از بخيل! به سوى فقرى مى‌شتابد كه از آن مى‌گريزد و سرمايه‌اى را از دست مى‌دهد كه براى آن تلاش مى‌كند. در دنيا چون تهيدستان زندگى مى‌كند، امّا در آخرت چون سرمايه‌داران محاكمه مى‌شود.» [حکمت ۱۲۶] 🌌 / نهج البلاغه ┄┅♦️ گام دوم انقلاب♦️┅┄ 🔴https://eitaa.com/joinchat/3861577738C3c3b839fff
می توانی به گونه ای باشی که هیچ چیز آن‌ اندازه که نگرانش بوده ای دیگر نگران کننده نباشد! ┄┅♦️ گام دوم انقلاب♦️┅┄ 🔴https://eitaa.com/joinchat/3861577738C3c3b839fff
گام دوم انقلاب
┄┅═🍃🌷🍃═┅┄ 📚 «مـــــرا با خودت بـــبــر» ⏪ بخش ۷۵: ابن خالد که ابتدا کنجکاو بود به سخنان مردم
┄┅═🍃🌷🍃═┅┄ 📚 «مـــــرا با خودت بـــبــر» ⏪ بخش ۷۶: زرقان گفت: «خوب یادم است، قربان! بوی دل انگیزی داشت!» ابن ابی داوود دست‌هایش را دراز کرد. دو تا از بچه‌ها که درشت‌تر بودند، دست‌هایش را گرفتند و کشیدند. راست نشست و سیبی برای ابن خالد انداخت. ــ راست بگو چه مذهبی داری؟ ــ خودم را نمی‌دانم، اما پدر خدابیامرزم یک بار پیش از مرگ گفت که چه مذهبی دارد، افسوس که از یاد برده‌ام! مهم نیست، هرچه شما بفرمایید، همان را انتخاب می‌کنم! ابن ابی داوود سرش را عقب انداخت و خندید. ــ به مذهب تو غبطه می‌خورم! بگو بدانم قرآن حادث است یا قدیم؟ ــ من به خدا و پیامبر و رستاخیز ایمان دارم. قرآن کلام خداست. سعی می‌کنم هر روز چند آیه‌ای بخوانم و به آن عمل کنم. نمی‌دانم به این‌ها حادث می‌گویند یا قدیم. هرچه شما بفرمایید! ابن ابی داوود باز خندید. ــ مرد بانمکی هستی! از تو خوشم آمد! سال‌هاست سر دانشمندان به این حدوث و قدم گرم است. چه خون‌ها که ریخته شد و چه تسویه حساب‌ها که به این بهانه انجام گرفت! حق با توست! عمل به قرآن مهم است! حالا بگو چه می‌خواهی؟ ابن خالد مانده بود با سیبی که در دست داشت، چه کند. ــ دکان من در میدان بازار کهنه است. مدتی پیش دیدم جوانی را که داخل قفسی بود سوار بر گاری آوردند و گفتند ادعای پیامبری کرده است. من دستی در طب دارم. برخی بیماری‌ها را می‌شناسم. فهمیدم که بیچاره مشاعرش را از دست داده است. او را به سیاهچال عسکریه برده اند. آمده ام تقاضا کنم بگذارید به دیدنش بروم و معالجه‌اش کنم! تمیمی که داروغه ی زندان است، ممانعت می‌کند. ابن ابی داوود به نوجوانانی که پشتش را می‌مالیدند تکیه داد و اخم کرد. ــ این فضولی‌ها به تو نیامده است، مردک! مگر تو پزشکی یا داروغه به تو گفته است که مداوایش کنی؟ زرقان پیش آمده و به ابن خالد پس گردنی زد. ــ گمشو بیرون مردک فضول! او را رو به در هل داد. ابن خالد گفت: «می‌خواستم کمکی کرده باشم! فقط همین! نمی‌دانستم شما را ناراحت می‌کند!» ابن ابی داوود به زرقان اشاره کرد که رهایش کند. با پشت انگشت اشاره، گونه ی نوجوانی را که ترسیده بود، نوازش کرد. ــ همان جوانکی را که از دمشق آورده‌اند؟ ــ بله، نامش ابراهیم است. ــ او دیوانه نیست. ادعای پیامبری هم نکرده است. ادعا کرده است که ابن الرضا داماد خلیفه ی مرحوم، او را در ساعتی از دمشق به عراق و از آن جا به مکه و مدینه برده و بازگردانده است. جز پیامبر که در شبی از مسجدالحرام به مسجد الاقصی رفت، دیگری نمی‌تواند در ساعتی از شام به عراق بیاید و به حجاز برود و بازگردد. پذیرش ادعای او یعنی بطلان حکومت بنی عباس! یعنی حقانیت آل علی! خطر این ادعا از سهم مهلک بیشتر است! این ابراهیم که می‌گویی با چنین دروغی می‌خواسته است از پیشوایش تبلیغ کند و مردم را دور او گرد آورد! می‌دانستی؟ ــ منِ گردن شکسته از کجا باید بدانم قربان! ــ حتی اگر زیباترین پسر عراق را به من هدیه می‌دادی، نمی‌توانستم کاری برایت انجام دهم. او دشمن خلیفه و دودمان اوست. بنی عباس بر نیمی از دنیا حکومت می‌کند. هر لحظه در هر نقطه‌ای از این امپراتوری بزرگ، فتنه‌ای برپا می‌شود. ثروت فراوانی را برای سرکوب شورش‌ها هزینه می‌کنیم. محافظت از این سرزمین بی کران کار دشواری است. هرچه مرزها وسعت بیشتری داشته باشند، دشمنانی که پشت این‌ مرزها کمین کرده‌اند، بیشتر خواهند بود. در این جنگ و جدال و کشمکشِ بی‌وقفه برای بقا، دیگر جایی برای مسامحه و مهربانی نیست. هر کس برای حکومت تهدیدی به حساب آید، بی‌درنگ و بدون بخشایش نابود خواهد شد. ابن خالد سر پیش انداخت و تعظیم کرد. ادامه دارد ... ................................. 🌳 ┄┅♦️ گام دوم انقلاب♦️┅┄ 🔴https://eitaa.com/joinchat/3861577738C3c3b839fff
‌‍‌┈••✾•🌿🌸🌿•✾••┈ زوج جوانی به محل جدیدی نقل مکان کردند. صبح روز بعد، هنگامی که داشتند صبحانه می‌خوردند، از پشت پنجره زن همسایه را دیدند كه لباس‌هایی را شسته و روی بند پهن می‌کند. زن گفت: ببین! لباس‌ها را خوب نشسته است. شاید نمی‌داند که چه طور لباس بشوید یا این که پودر لباسشویی‌اش خوب نیست! شوهر ساکت ماند و چیزی نگفت. مدتی گذشت و هر بار که خانم همسایه لباس‌ها را پهن می‌کرد، این گفت‌وگوی تكراری اتفاق می‌افتاد و زن از بی‌سلیقه بودن زن همسایه می‌گفت. یک ماه بعد، زن جوان از دیدن لباس‌های شسته‌شده همسایه که خیلی تمیز به نظر می‌رسید، شگفت‌زده شد. به شوهرش گفت: نگاه کن! سرانجام یاد گرفت چه گونه لباس‌ها را بشوید. شوهر پاسخ داد: صبح زود بیدار شدم و پنجره‌های خانه‌ را تمیز کردم! 📎 زندگی هم همین‌طور است. وقتی که رفتار دیگران را مشاهده می‌کنیم، آنچه می‌بینیم به درجه ی شفافیت پنجره‌ای که از آن مشغول نگاه‌کردن هستیم بستگی دارد. پیش از هرگونه انتقادی، بد نیست توجه کنیم به این که خود در آن لحظه چه ذهنیتی داریم و ابتدا شیشه ی ذهن خودمان را پاک کنیم و در پی دیدن جنبه‌های مثبت او باشیم. ┄┅♦️ گام دوم انقلاب♦️┅┄ 🔴https://eitaa.com/joinchat/3861577738C3c3b839fff