دلم گیلان ، چای آتیشی ، بوی درختای پرتقال ، رقص سبزه های کنار رودخونه تو باد ، مه ، صدای سوختن چوب تو آتیش میخواد
چمدانت را ببند، میخواهیم عازم سفری مرموز در عمقِ ناشناخته ها بشویم. در دلِ جنگل، در عمقِ اقیانوس، از دشت های دور افتاده گرفته تا قلعه های مهآلودِ کوهستانی. هر گام از این سفر پر از معما های نهفته است، یک دنیای خارق العاده؛ یک ماجراجویی. آمادهای؟
با دوستم اومدیم کتابخونه که درس بخونیم، از موقعی که اومدیم گرفته خوابیده :))