eitaa logo
🖤دلنوشته هایم💔
54.8هزار دنبال‌کننده
1.7هزار عکس
1.5هزار ویدیو
2 فایل
💔🖤 کانال احراز هویت شده ✅🔐 https://eitaa.com/royaeydijitall1234918 @ashgkhoda12 @Zahra6570a @mehrzad1369 کانالهای بله @mmeberdoni12 @rozmmeber کانال تلگرام https://t.me/Hekayatdell12 اینستا eshg_khande هزینه تبلیغات درکانال 300ت✅
مشاهده در ایتا
دانلود
بعد از مرگ... قسمت چپ مغز تا هفت دقیقه زنده میمونه و تمام گذشته رو مثل یه خواب مرور میکنه؛ اون لحظه واسه آخرین بار به یادم میای :)
ما از غریبه ها تشویق دیدیم از آشناها حسادت از غریبه ها آرزوی خوشبختی شنیدیم از آشناها حسادت از غریبه ها همراهی دیدیم از آشناها حسادت نمک نشناسای همیشه در صحنه...!
بعضی‌ها قضاوت می‌کنند، چون فهمیدن سخت است؛ و هرچه فهم کمتر باشد، حکم دادن راحت‌تر می‌شود. سکوت من هم از ناتوانی نیست؛ فقط ارزش بعضی آدم‌ها، در حد یک پاسخ نیست.
از قضاوت آدم‌ها ناراحت نمی‌شوم؛ چون هرکس دیگران را به اندازه‌ی فهم خودش قضاوت می‌کند.
87245897.mp3
زمان: حجم: 3.2M
آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا
155.4K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
روی دیوار نوشته بود: "این نیز بگذرد" کاش میشد کنار آن بنویسم: ما در میانه غم‌های بیشمار در حال پودر شدنیم عزیزم! گذری در کار نیست، دیگر چیزی از ما باقی نمانده که بتواند فردای روشنی که قولش را دادید لمس کند...!
ترک‌ها وقتی میخوان «قربون صدقه»  عزیزاشون برن، میگن: «گوزلرین قاداسین آلیم» یعنی «درد‌ ِچشمات‌ به جونم! چشمها عجب داستانی دارن..! ✨👌🏻
4.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
هیچ وقت هیچ کس به اندازه من دوستت نخواهد داشت! این تو... این تمام آدم‌ها...!
⇠دوستت دارم 𓄼 با وجود اینکه تو را همیشه نمی بینم... دوستت دارم چون برایت نوشتم، برایت خواندم، بخاطرت خندیدم و بخاطر تو تغییر کردم! تو را دوست دارم در حالیکه دوری اما نزدیک ترین ⇠ به قلبم... 🫀♾
اجازه هست من واسه چشای قشنگت بمیرم؟ اجازه هست من برا حالت جذاب نگاهت جونمو بدم؟ واسه قشنگیات واسه مهربونیات واسه دلبریات واسه اون صورت ماهت واسه حرف زدنت ، خندیدنت من جدی جدی میمیرم براتا🥰❣] ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌
. روزی از بار سنگینی که روی شانه‌هایم سنگینی می‌کرد حرف خواهم زد از این‌ که چطور هر صبح مثل سایه‌ای خودم را خیابان به خیابان و در مسیرهای خلاف قاعده‌ی احساس و باورم می‌کشاندم، در همان‌ حالی که داشتم لبخند می‌زدم، آرام راه می‌رفتم، آرام به کارهایم می‌رسیدم و ظاهرا همه چیز خوب بود... روزی از رنج‌های زیسته‌ای خواهم گفت که مرا تا لبه‌ی عمیق‌ترین پرتگاه‌های جهان برد و به من جسارت پرواز داد و مرا بزرگ‌تر کرد، روزی تعریف خواهم کرد که این روزها چقدر‌خسته بودم و چقدر دوام آوردم...!
. خنده‌ام با دیگری درمان دردم مادر است مایه‌ی دلگرمیَم وقتی که سردم مادر است آنکه در هر سجده‌اش حتما دعایم می‌کند؛ با تمام آن خطاهایی که کردم مادر است او که می‌بخشاید و من را نمی‌راند زِ خود آن زمانی که خدا هم کرده طردم مادر است این غزل هم مانده عاجز نه نشد وصفش کنم او تمام هستی‌ام درمان دردم مادر است...