eitaa logo
🖤دلنوشته هایم💔
54.1هزار دنبال‌کننده
1.7هزار عکس
1.5هزار ویدیو
2 فایل
💔🖤 کانال احراز هویت شده ✅🔐 https://eitaa.com/royaeydijitall1234918 @ashgkhoda12 @Zahra6570a @mehrzad1369 کانالهای بله @mmeberdoni12 @rozmmeber کانال تلگرام https://t.me/Hekayatdell12 اینستا eshg_khande هزینه تبلیغات درکانال 300ت✅
مشاهده در ایتا
دانلود
Hojat Ashraf ZadehHojat_.mp3
زمان: حجم: 11.6M
دلم گریه میخواد کجاس شونه هات
یه نفر ناراحتت میکنه کل دنیا نمیتونن خوشحالت کنن ! اسمش عشقِ...❤️
طرف استوری گذاشته میگه وقتی گریه میکنم چشمامو خودم پاک میکنم انگار چشای مارو شهر داری میاد پاک میکنه😂👍
کسی میدونه بیا بغلم به عربی چی میشه؟؟🤔 بالاخره درحد صحبت های یومیه که باید بتونیم تو بهشت با حوری حرف بزنیم عزیزانی که مسافرجهنم هستن رو انگلیسیشون کار کنن 😂😂
‌ نامه ای به دخترم: نور  ِچشمای ِبابا اینطوری برات پدری میکنم🫀🧿
گاهی وقت ها یک نفر در زندگی، برای آدم می‌شود مثل… فرشته! که انگار خدا از آن بالاها فقط برای تو فرستاده… نه بال دارد و نه چوب جادویی! اما با بودنش بارها و بارها برایت معجزه می‌کند…
امیدوارم سفره ای از جیبت پهن بشه که هزارتا مرد ازش نون بخورن و هزارتام نامرد انگشت به دهن بمونن!
. روزی «اندوه» به روستای ما آمد. گفتیم رهگذر است؛ اما ماند. گفتیم مسافر است، خستگی در می‌کند و می‌رود؛ باز هم ماند و نشست و شروع کرد به بلعیدن ذخیره‌ی امیدمان؛ گفتیم مهمان بد قدمی‌ست، دو سه روز دیگر می‌رود؛ و باز هم ماند و ماند و ماند و تبدیل شد به یکی از اعضای ده‌مان! اکنون اندوه، کدخدا شده و تمام کوچه‌ها بوی «آه» می‌دهد. تمام امیدها را بلعید و به جایش «حسرت» در دل‌ها انبار کرد. پیران ده هنوز به یاد دارند: روزی که اندوه آمد، «جهل» نگهبانِ دروازه‌ی روستا بود...
زندگی کردن من مُردن تدریجی بود! آنچه جان کند تنم، عمر حسابش کردم. .
نیاز به بوسیدن و بوسیده شدن دارم ، نیاز دارم به طور مداوم کسی رو بغل کنم و در آغوش بگیرم ، نیاز دارم همه احساساتم رو که سال هاست پشت این همه مشغولیت ظاهری که واسه خودم ساختم و مخفی شده رو بیرون بکشم و خرج آدم درست کنم. نیاز دارم به کسی عشق بورزم و به همون اندازه عشق دریافت کنم.‌ نیاز دارم این نقابِ من آدمِ قوی‌ای هستم که خودم ساختمش رو از روی صورتم بردارم و بندازمش دور. .