وقتی که برای من تموم می شی نه بلاکت میکنم، نه انفالو میشی، فقط از چشمم میافتی و هیچ وقت دیگه نمی تونی برگردی به جایی که قبلاً بودی. همینقدر ساده.
.
سالها رفت و هنوز ...
یک نفر نیست بپرسد از من ؛
که تو از پنجرهى
عشق چه ها می خواهی ...!
صبح تا نیمهی شب منتظری !
همه جا مینگری ،
گاه با ماه سخن می گویی !
گاه با رهگذران ...!
خبرِ گمشدهای میجویی ؟
راستی گمشدهات کیست ؟
کجاست ...؟🥀
هرچقدر هم بگوییم
مردها فلان، زنها فلان،
یا تنهایی خوب است
و دنیا زشت است؛
آخرش روزی قلبت
برای کسی تندتر میزند...!
بوکوفسکی
دل تنگیم برا تو عصبیم کرده؛
نمیگم برگرد ولی خیلی دوست داشتم
اون آدم سابق مهربون
و با حوصله برای اطرافیانم باشم؛
خیلی دوست داشتم دوباره
از ته دل بخندم،
خیلی دوست داشتم
غذامو با میل بخورم
و با مشکلاتم پر انگیزه روبه رو شم،
خیلی دوست داشتم
خستگی یقهمو ول کنه
و بتونم امید داشته باشم،
نمیگم برگرد ولی خب منم
خیلی دوست داشتم زندگی کنم...!
یه مثال تلخ برای رها کردن هست که میگه :
رها کردن کسی که خیلی وقته تورو رها کرده
شبیه لحظه آخر اسباب کشی میمونه،
یه دوری توی تمام خونه میزنی
و همه جا رو دقیق نگاه میکنی
وقتی مطمئن میشی چیزی نیست
که به خاطرش بمونی،
درو میبندی و واسه همیشه از اونجا میری...!
دیمون زاهاریادس