یه فروردینی قوی و پیگیره. چون میدونه ضعیف بودن چه حسی داره.
یه اردیبهشتی لجبازه و طرز فکرشو عوض نمیکنه. چون میدونه کنار زده شدن چه حسی داره.
یه خردادی مهربونه و گرم میگیره. چون میدونه نادیده گرفتن چه حسی داره.
یه مهر ماهی درک میکنه چون میدونه فهمیده نشدن چه حسی داره.
یه آبان ماهی فقط به خودش اعتماد میکنه چون میدونه خیانت دیدن چه حسی داره.
یه آذرماهی عاقله چون میدونه احمق خونده شدن چه حسی داره.
یه شهریوری از خودش مراقبت میکنه و خودشو اولویت میذاره. چون میدونه پس زده شدن چه حسی داره.
یه دی ماهی دست از رویاهاش نمیکشه. چون میدونه هیچ شکستی بزرگتر از اهدافش نیست.
یه بهمن ماهی دوستانه رفتار میکنه. چون میدونه رد شدن توی یه جمع چه حسی داره.
یه اسفندی دلداری میده. چون میدونه شکسته شدن چه حسی داره.
یه تیرماهی به آدما اهمیت میده و دلسوزه. چون میدونه تنها موندن چه حسی داره.
یه مردادی محکمه چون نمیخواد کسی اونو با تزلزل به خاطر بیاره.
+ اگه قبول داری فور کن
.
گوشه گير و ساده بودم شهرتم اين گونه بود
كم صميمى ميشدم چون رغبتم اين گونه بود
تا كه ديدم روى او را در دلم آشوب شد
مى شدم آرام با او عادتم اين گونه بود
مىشود روزى بگويد دوستم دارد خدا؟
در قنوت هر نمازم حاجتم اين گونه بود
در دلم ترس از نگاهش بود اما ناگهان
زل زدم در چشم هايش،طاقتم اين گونه بود
هركجا ميديدمش با هر كسى غير از خودم
مشت ميشد دستهايم،غيرتم اين گونه بود
آتشى افتاد درجانم كه او با ديگريست؟!
درسكوتم سوختم من،حسرتم اين گونه بود
سرنوشتم را نوشته "عاشقىِ بى وصال"
من براى او نبودم ، قسمتم اين گونه بود...
با بعضی آدما یه خاطراتی رو تجربه میکنی که هیچ وقت از ذهنت پاک نمیشن ، وقتی از زندگیت میرن دیگه دوس نداری خاطره ای شبیه ب اونو با افرادِ جدیدِ زندگیت تجربه کنی ، طرفه جدیدت فکر میکنه تو کلا از این کارا بدت میاد نمیدونه که تو از خوده اون کار متنفر نیستی ، از اینکه اون کار تورو یاده خاطراتِ گذشتت میندازه متنفری.
.
دير سين زدن از تو ، قطع ارتباط از من. بى تفاوتى از تو ، فاصله گرفتن از من. كم توجهى از تو ، كم رنگ شدن از من. سرد شدن از تو ، حذف کردن از من. منتظر گذاشتن از تو ، منصرف شدن از من. سكوت از تو ، خداحافظى از من. كم گذاشتن از تو ، كنار كشيدن از من. اولويت نبودن از تو ، دست كشيدن از من. ناديده گرفتن از تو ، فراموش كردنت از من.
.
.
زندگى مثل يک كامواست
از دستت كه در برود، مى شود
كلاف سر در گم،گره مى خورد، میپيچد به هم، گره گره مى شود
بعد بايد صبورى كنى، گره را به وقتش با حوصله وا كنى
زياد كه كلنجار بروى، گره بزرگتر مى شود، کورتر مى شود
يک جايى ديگر كارى نمى شود كرد، بايد سر و ته كلاف را بريد
يک گره ى ظريف و كوچک زد، بعد آن گره را توى بافتنى جورى قايم كرد، محوكرد، جورى كه معلوم نشود.
" يادمان باشد "
گره هاى توى كلاف
همان دلخورى هاى كوچک و بزرگند
همان كينه هاى چند ساله
بايد يک جايى تمامش كرد
سر و تهش را بريد.
زندگى به بندى بند استْ به نام "حرمت" كه اگر پاره شودتمام است....
🌙 موضوع:
«دلم میخواست بهش بگم...»
📌 شرایط شرکت: 1️⃣ عضو کانال باشید ❤️
2️⃣ یک دلنوشته کوتاه درباره موضوع مسابقه بنویسید ✍️
3️⃣ حداقل ۳ نفر از دوستانتون رو به کانال دعوت کنید 👥
4️⃣ بعد از دعوت، اسکرین دعوتها رو در پیوی بفرستید 📸
🏆 جایزه برنده مسابقه: 🎁
[شارژ 50هزاری]
⏰ مهلت شرکت: تا [تاریخ 5/17/ساعت14]
❤️ برندهها از بین دلنوشتههای زیبا و شرکتکنندگان واجد شرایط انتخاب میشن.
✨ شاید دلنوشته تو، برنده این مسابقه باشه...
@ashgkhoda12
TELEGRAM KABIMUSIC 4_5953883845550938445.mp3
زمان:
حجم:
6.6M
سویب سنی سویلودیم