دیشب، بعد از مدتها، دوباره شروع کردم زبان بخونم! 📚✨
قبلاً یه مدت کلاس زبان میرفتم، ولی بعد از بارداری متوقفش کردم.
بااینحال، یه نکته جالب این وسط هست 😂
علاقهام به زبان خوندن اونقدر زیاد بود که حتی تا شب قبل از زایمان هم توی خونه زبان میخوندم!
یعنی قرار بود فرداش بچهام به دنیا بیاد و من هنوز داشتم زبان میخوندم! 😂❤️
ماشاءالله، چشم نخورم، انشاءالله! 🤲🏻😂
این تجربه یه نکته مهم رو بهم یادآوری میکنه:
اگه واقعاً چیزی رو بخوایم، میتونیم براش یه راه پیدا کنیم.
سخته؟ بله.
وقت کمی داریم؟ احتمالاً.
مسئولیتهامون زیاده؟ قطعاً.
ولی بازم میشه یه راهی براش پیدا کرد. 🌱
البته یه نکته دیگه هم هست؛
من برای همهچیز اینقدر ذوق و اشتیاق ندارم! 😂
قرار نیست همهمون به یادگیری یه موضوع خاص علاقه داشته باشیم.
به نظرم هرکسی باید علایق خودش رو بشناسه و بر اساس اونها برای خودش وقت بذاره.
من؟
من واقعاً عاشق زبان انگلیسیام. 😍🇬🇧📚
پس شاید مسئله این نباشه که «چطور برای همهچیز وقت پیدا کنیم»؛
شاید اول باید بفهمیم برای چی واقعاً حاضریم وقت بذاریم.
چون بهانهها ممکنه شیرین باشن...
ولی در نهایت، دیابت میاره! 😶😂🍬
(📝 من همیشه کاغذهای باطله رو نگه میدارم برای چکنویس! ♻️✨)
https://eitaa.com/gandomQom3
امروز اینجا رو تمیز کردم و از بس ذوق کردم، هی میرم و میام و نگاهش میکنم! 😍🧹✨
انصافاً تمیزکاری خودش یه جور تراپیه! 😂🏻
به آدم حس خوب و آرامش میده؛ تازه این حس نظم و آرامش فقط برای خودمون نیست و به بقیهی اعضای خونواده هم منتقل میشه. 🤍
خیلی وقت بود میخاستم به اینجا برسم ولی وقت نمی کردم!
این وسط، کوچولو هم بیکار نبود و با همدستی خواهر و برادرش مدام میاومدن و میرفتن و حسابی کیف میکردن؛ انگار برای کشف اهرام مصر اومده بودن! 😂
تمیز کردن همین یه استند هم تبدیل شد به یه بازی بامزه با بچهها.