دیگه آدم بعضی وقتا به یه مرحله ای میرسه که هیچی براش مهم نیست ، دیگه حتی حوصله گریه کردن و توضیح دادنم نداره، با خودش میگه بیخیال دیگه چیکار کنم و این موضوع براش عادی میشه و وای ازون روزی که عادی بشه = ).
این روزا نمیدونم به پوست موم برسم
یا سلامتیم یا استایلم یا اخلاقم یا آرامش روانم یا کتابایی که باید بخونم یا آیندم یا روابطم یا نوشیدن ۸ لیوان آب در روز یا غوز نکردن یا ...
هدایت شده از فاموتیدین.
وقتی حالم بده نپرس چیشده، بغلم کن اگر امن باشی زخمهام برات باز میشن.