آن سمت گندم زار ؛
اتاق ایشون جالبه ، هیچوقت تصورم از اتاق پسرا همچین چیزی نبود .
نیاز دارم یه پلاکارد دستم بگیرم و روش بنویسم میشه اذیتم نکنید ؟ دیگه نمیتونم = ).
بعضی وقتا باخودم میگمدیگه نمیتونم، نمیکشمآخرشه، دیگه تمومه ؛ ولی دوباره ادامه میدم = ].
زمستون فن و اینجور چیزا نیستم ولی تجربه این هوا خیلی خوبه = )).