زمستون فن و اینجور چیزا نیستم ولی تجربه این هوا خیلی خوبه = )).
بعضی وقتا آدم وقتی ناراحته،گریه نمیکنه،ولی کلید و وسایلاشو جامیذاره،لیوان از دستش میوفته،به یه نقطه خیره میشه،چاییش سرد میشه و وقتی باهاش حرف میزنی میگه : ببخشید نفهمیدم ، میشه یه بار دیگه بگی ؟!
این روزا کسی پیدا نمیشه که صحبت کنم باهاش ، یا اصلا صحبت کنه باهام و من مانده ام تنهای تنها .