قلب منی🤍
پارت: ⁹⁸
زیبا: 😂😂😂😂
حامیم: 😲
زیبا: شوخی کردم 😁😄
حامیم: باس فقط خوب شی یه تلافی سنگین دارم برات
علیرضا: خدا به دادت برسع زن داداش
درسا: چطوری زیبا
زیبا: خوبم عالی میزون و میزون👌😂
حامیم: قربونت بشم درد که نداری ؟!
زیبا: نه نه خوبم
چرا گریه میکنی؟!
حامیم: هیچی
زیبا: رو صورتم چیه اذیت میشم اه
درسا: نه دست نزن
زیبا: دستم که چلاغه هیچ صورتمم به چخ رفتع😐
پس مبارکههه😂😂
حامیم: 😅 ما موزاحمت نمیشیم تو استراحت کن
زیبا: نه بابا انقد خابیدم دیگ خابم نمیاد
درسا: خداروشکر سرحالی
(در زدن)
مامان لیلا: سلام عروس قشنگم
زیبا: سلام😲
حامیم: تعجب نکن آخرش زن خودم میشی 😏😂
مامان لیلا: حالت خوبه دخترم
زیبا: مرسی خوبم
مامان لیلا: از اینجا بیای بیرون خودم رسماً عقد تون میکنم
زیبا: 😁☺️
حامیم: خوب مامان جون شما بفرمایید بیرون عروس تون میخاد استراحت کنه
مامان لیلا: عروسمو اذیت نکنی
علیرضا: خیالت راحت مامان لیلا خودم حواسم هست 🫡
(رفت)
حامیم: تو ببند اون جاده رووو
علیرضا: جاده رو ببندم کردم از کجا برن
حامیم: از سوراخ پایین میرن
درسا: عی عی زشته😂
بریم بیرون استراحت کنه
حامیم: عا زیبا به مامانت خبر بدیم
زیبا: خبر بدی که چی بشه 😔
حامیم: عع ناراحت نشو باش هرچی تو بگی
زیبا: حامیم تو بمون
حامیم: باش
(درو بستم)
زیبا: این پرده هارو میکشی کنار خیلی تاریکه اینجا
حامیم: چشم
(کشیدم کنار)
زیبا: یه لیوان آب هم بهم بده بی زحمت
حامیم: چشم
(آب دادم)
زیبا: حال پاشو قرت بزن
حامیم: با... چی😐
زیبا: 😂😂شوخی کردم 😁
حامیم: چه خوبه که باز میخندی
زیبا: دارم به خودم میخندم منه احمق حرف اونو گوش دادم کم بود بمیرم!
حامیم: گذشت دیگ اتفاق بود
نگران اونم نباش شکایت میکنی میندازیمش زندان
زیبا: ایشالله اعدامش کنم اون روانی رو
حامیم: یکم استراحت کن بعدا حرف میزنیم
زیبا: باشش
حامیم: میخواستم از اتاق برم بیرون
زیبا: حامیم!
حامیم: جانم چیزی میخای
زیبا: تو هم بیا پیشم بخاب
حامیم: باش
( دراز کشیدم بغل دستش)
خابیدیم
نویسنده: 𝕓𝕒𝕣𝕒𝕟
قلب منی🤍
پارت: ⁹⁹
(۵ هفته بعد )
حامیم: اوی علیرضای خر مث آدم 😐
علیرضا: خو شاسکول نمیشعع
حامیم: به من گفتی شاسکول😲🤨
زیبا: بس کنیدددد من لنگ که نیستم خودم پا میشم
حامیم: نه نمی.... حرفمو تموم نکردم
زیبا: حرف نباشعع
درسا: باس من کمک میکنم
(رفتیم خونه)
نادیا: زیبا خانوم چطوری
زیبا: مرسی خوبم
علیرضا: دیگ ازون صدا ها ندادی که🤨
مهدی: چرا از اون بلند تر
نادیا: گگگگگگ ببندید
علیرضا: ما نامزد کردیم عشق و حالشو اینا میکنن😐
درسا: به موقش 👌😂😂
علیرضا: اره هرچیزی به موقش حال میده ما مث شما نیستیم😌🤌
مهدی: واس ما الان حال میده
حامیم: اتاق ها خالیه برید هر موقع میخاید
علیرضا: عا درسا بریم😃
درسا: بشین سر جات هوس های بیجا نکن 😐
زیبا: خوب خوب من گشنمه غذا چی داریم
نادیا: غذا امادس اگ هوش هاتون تموم شد بفرمایید سر میز
علیرضا: بعدا در مورد این قضیه حرف میزنیم بریم
حامیم: علیرضا داشت میرفت با انگشت زدم به پشتش
علیرضا: آه آییییی
درسا: علیرضا😲🤣🤣🤣
زیبا: خاککک🤣🤣🤣🤣🤣
حامیم: علیرضا زشته بخدا این صدا ها
علیرضا: گفتم ترجمه کنم 😏
نادیا: 😐🤣🤣🤣🤣
نویسنده:𝕓𝕒𝕣𝕒𝕟
قلب منی🤍
پارت: ¹⁰⁰
(همه نشستیم )
علیرضا: بلند شدم
اهم اهم خوب دوستان حال که اینجا جمع شدیم میخام یه خبر توپ بهتون بدم
حامیم: حامله ای؟!
علیرضا: نه😂🙄
ما میخایم..... (حرفمو تموم نکردم)
حامیم: برید اتاق !
علیرضا: اقاا نههه
دست درسا رو گرفتم
ما میخایم ازدواج کنیم
همه: هووووو👏👏👏👏👏
زیبا: کی؟
درسا: خدا بخاد اخر این هفته
مهدی: علی زیاد واس شب اول عجله نداری 🤨
زیبا: چه زووود😐
امروز چند شنبس
نادیا: دوشنبه یعنی ۴ روز دیگ
حامیم: هرچی قسمت باشه همونه
زن گرفتی دیک سمت ما نیای هاا
علیرضا: نگران نباش نمیام حوری میرم که دیگه حتی قیافمم نبینی🙄
نادیا: بریم لباس بخریم😆
حامیم بچه ها من میگم تکرار کنید
عروس چقدر عنتره
همه: دوماد از اون بدترع🤣🤣
درسا: عی عی بیشورا😐😂
زیبا: کی بریم خرید
درسا: امروز 😃
نادیا: اخ ژووون بریم
(ناهار خوردیم){ساعت ۵ بود }
همه رفتن حاضر بشن
زیبا: بدویید دیگهههه
نادیا: ما امدیممم
علیرضا: عشقم بریم؟!
درسا: اره باس رژ بزنم
علیرضا: بلاخره راسما زنم شدی
درسا: عوم😄
علیرضا: آرزوم این بود تو لباس عروس ببینمت
درسا: اوخی🥹
علیرضا: من ۲ تا بچه میخاماا
درسا: بزار ازدواج کنیم 😐😂
علیرضا: باش بریم؟!
درسا: بریم
زیبا: چه عجب تشریف آوردید
علیرضا: کار داشتیم
حامیم: باس ازدواج کنید بعد 😂
نادیا: بریم دیگههه من خیلی ذوق دارممممم
زیبا: منم انقد ذوق دارم انگار عروسی خودمه🤣🤣🤣
نویسنده:𝕓𝕒𝕣𝕒𝕟
سلام سلام
عمل به قول داریم😊
این سه تا عکسو در آمار ۳۰۰ تایمون میزارم🥺🥲
آمار فعلی:۲۸۲💔
چنل
https://eitaa.com/gcsgjm
بچه ها واقعا معذرت میخواهیم ازتون که این چند روز فعالیت زیادی نداشتیم واقعا ما هم مثل حامیم دلمون گرفته و احساس همدردی داریم💔😢