eitaa logo
مجموعه گرا
11هزار دنبال‌کننده
3هزار عکس
1.3هزار ویدیو
495 فایل
🌐 شبکه تولیدمحتوا و جریان‌سازی سیاسی 💡تبیین، اساس کار ماست! 🔸️ارتباط با ما: 09046631709 @geraa_admin
مشاهده در ایتا
دانلود
🔻سناریو مرداد و شهریور از میان خط رسانه‌ای کاسبان مذاکره و سازش ✍جنگ، برخلاف انتظار دشمن، مردم را کنار هم قرار داد و پروژه آشوبی که روی آن حساب کرده بودند، شکست خورد. به همین دلیل، دیگر صِرف گرانی بنزین یا بالا رفتن دلار نمی‌تواند مردم را به خیابان بکشاند. حالا به نظر می‌رسد روی یک سناریوی جدید کار می‌کنند؛ اینکه با بزرگ‌نمایی خسارت‌های جنگ و القای بی‌فایده بودن مقاومت، مردم را به این نتیجه برسانند که تنها راه، «صلح شرافتمندانه» است. نشانه‌های این خط رسانه‌ای را می‌شود در بعضی اظهارنظرها و فضاسازی‌های این روزها دید. 🌐 🆔 @geraa_ir
🚩باید برخاست رهبر انقلاب اسلامی: مکتب خامنه‌ای عزیز، همان مکتب خمینی کبیر در امتداد اسلام ناب محمّدی صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم است که زیربنای آن قیامِ لله است و شاگردان این مکتب، صف در صف آماده‌ی اقامه‌ی حق، اِزاله‌ی باطل و مجاهده در این مسیر نورانی هستند. ۱۴۰۵/۰۳/۱۴ 🌐 🆔 @geraa_ir
مجموعه گرا
⭕ آمریکا را رسما یک امپراتوری در حال افول بدانید 🎯آنچه می‌خوانید برگرفته از مطلب «آمریکا رسما یک امپراتوری در حال افول است» (America Is Officially an Empire in Decline) نوشتۀ کریستوفر کالدول در نیویورک‌تایمز است که در تاریخ ۳ می نوشته شده است 🔴 حمله آمریکا به ایران فقط اشتباه نبود؛ این حمله به نقطه عطفی در افول امپراتوری آمریکا تبدیل شده است. شاید بعضی‌ها ترجیح بدهند به جای «امپراتوری» از واژۀ «هژمونی» برای توصیف نظمی که ایالات متحده رهبری می‌کند استفاده کنند، زیرا پرچم آمریکا در سرزمین‌هایی که از آن‌ها حفاظت یا بهره‌کشی می‌کند به اهتزاز درنمی‌آید. اما قاعده یکی است: امپراتوری‌ها وقتی بیش‌ازحد گسترش پیدا کنند، به نقطۀ پایان خودشان می‌رسند. کریستوفر کالدول، ستون‌نویس نیویورک‌تایمز، معتقد است: آمریکا با آغاز جنگ علیه ایران به چنین نقطه‌ای نزدیک شده است. 🔴 جو بایدن، خطرِ گسترشِ بیش‌ازحد را با لحنی تحقیرآمیز نادیده می‌گرفت. بایدن عادت داشت بگوید: «ما آمریکا هستیم، و هیچ کاری نیست که از عهده‌اش برنیاییم». در مقابل، ترامپ در تمام مدت حضورش در سیاست، رهبران آمریکا را نکوهش کرده است که فراتر از توان و امکانات خود عمل کرده‌اند. به‌همین دلیل، خیلی از کسانی که به او رأی داده بودند، تصورش را هم نمی‌کردند که درگیر جنگی جدید در خاورمیانه شود. آن‌ها حرف‌های ترامپ دربارۀ «عظمت آمریکا» را بیشتر لاف‌زنی می‌پنداشتند، نه میل به ماجراجویی. 🔴 هنگامی که ترامپ اعلام کرد تمرکز سیاست خارجی آمریکا را دوباره متوجه نیمکره غربی خواهد ساخت، بیشتر مردم تصور کردند آنچه در پیش است، نوعی عقب‌نشینی راهبردی در جهت کاهشِ تعهدات آمریکاست. او در «راهبرد امنیت ملی» خود نیز نوشت: «خوشبختانه، دوران سلطه خاورمیانه بر سیاست خارجی آمریکا ... به پایان رسیده است». این برنامه سیاست خارجی، منطقی به نظر می‌آمد و از نظر تاریخی، شبیه کاری بود که بریتانیا پس از جنگ جهانی دوم کرد. رهاکردنِ امپراتوری برای حفظ حداقلی از بقا.   🔴 فرض غالب در واشنگتن طی دهه گذشته این بوده است که چین به‌زودی ممکن است نه‌فقط از نظر ظرفیت نظامی و صنعتی، بلکه در حوزۀ فناوری اطلاعات نیز از آمریکا پیشی بگیرد. به‌همین دلیل، ترامپ کوشید چین را از پایگاه‌های نفوذش در نیمکره غربی بیرون براند. مداخله در ونزوئلا که ۸۰ درصد نفت خود را به چین صادر می‌کرد و تهدید کوبا و حتی نقشه‌کشیدن برای تصاحب گرینلند و دسترسی به منابع انرژی قطب شمال، در همین راستا قابل فهم است. آمریکا باید خودش را آمادۀ نبردی تمدنی با چین می‌کرد. 🔴 اما حمله به ایران را نمی‌توان در چارچوب آن راهبرد کلان فهمید. این اقدام نه نوعی تحکیم دفاعی، بلکه ماجراجویی‌ای خطرناک بود. ایالات متحده از توان نظامی لازم برای تحمیل ارادۀ خود به ایران در یک جنگ طولانی برخوردار نیست. اگر آمریکا بخواهد حتی شانس معقولی برای وادار کردن ایران به تسلیم داشته باشد، باید بخش قابل توجهی از نیروهای مسلح خود را به این جنگ اعزام کند یا انبارهای ذخیرۀ سلاح‌های دورایستای خود را تمام کند. هر دوی آن‌ها در وضعیت کنونی ایالات متحده بسیار خطرناک و تقریباً ناممکن است. 🔴 البته آمریکا هنوز گزینه‌هایی در اختیار دارد. اما هر گزینه‌ای را که انتخاب کند، ناچار خواهد بود تا بهایی بسیار سنگین بپردازد. می‌تواند از ادامه جنگ در ایران دست بکشد؛ اما در این صورت، بی‌هیچ دلیل موجهی به جهانیان نشان داده است که ارتشش بسیار ضعیف‌تر از چیزی است که ادعا می‌کند. یا می‌تواند منابع و امکانات را از جبهه‌هایی که برای منافع حیاتی ملی آمریکا اهمیت دارند ــ مانند اروپا و شرق آسیا ــ به ایران ببرد تا هزینۀ آنچه رئیس‌جمهور از آن با عنوان «سفر تفریحی» خود به ایران یاد می‌کند، تأمین شود. 🔴 در نهایت، ممکن است آمریکا به گزینه‌های نظامی افراطی متوسل شود؛ همان گزینه‌هایی که ترامپ ماه‌هاست با لحنی تهدیدآمیز در شبکه‌های اجتماعی به آن‌ها اشاره کرده. چنین تصمیمی نیز ننگی ابدی برای حیثیت آمریکا خواهد بود. بنابراین ایالات متحده یا باید اعتبارش را به باد بدهد، یا دوستانش را یا حیثیت و هویت اخلاقی‌اش را. بنیامین نتانیاهو که ترامپ را به این جنگ ترغیب کرد، شاید پس از این جنگ، با آمریکایی روبه‌رو شود که دیگر نه می‌تواند از اسرائیل حمایت کند، نه تمایلی به چنین کاری دارد. 🌐 🆔 @geraa_ir
16.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 حمله به زیرساخت‌ها و توصیه رستم به کیقباد ▪️ حجت‌الاسلام محسن خاکی: ➖ عقب‌نشینی و مذاکره بر سر مؤلفه‌های قدرت (مانند رقیق‌سازی اورانیوم ۶۰ درصد) یک خطای محاسباتی است و مانع از حمله دشمن به زیرساخت‌های اقتصادی و صنعتی کشور نمی‌شود. ➖ تنها راه تضمین امنیت پایدار برای زیرساخت‌های ایران، حفظ «گرزهای سه‌گانه» قدرت شامل تسلط بر تنگه هرمز، توان موشکی و ظرفیت هسته‌ای در آستانه است. ✍مسئله فقط غنی‌سازی ۶۰ درصد نیست؛ بحث اینه که اگه ابزارهای بازدارندگی یکی‌یکی کنار برن، دشمن برای فشار روی زیرساخت‌های اقتصادی و صنعتی هم جسورتر می‌شه. امنیت با خواهش و امتیاز گرفتن به دست نمیاد؛ با حفظ قدرت به دست میاد. برای همین هم حفظ سه مؤلفه اصلی قدرت، یعنی تنگه هرمز، توان موشکی و ظرفیت هسته‌ای، از نگاه این تحلیل خط قرمز امنیت کشوره. 🌐 🆔 @geraa_ir
🖼 صیانت از وحدت و پرهیز از تفرقه و تنازع و اختلافات سیاسی وظیفه‌ی همگانی است. ✍در برابر تحرکات دشمن، نه باید دچار انفعال و دستپاچگی شد و نه این تحرکات را بی‌اهمیت تلقی کرد. آنچه امروز بیش از هر چیز در دستور کار دشمن قرار دارد، جنگ ادراکات است؛ یعنی برهم زدن محاسبات تصمیم‌گیران و افکار عمومی ایران. فشار نظامی تنها بخشی از این راهبرد است. در کنار آن، دشمن با ترکیب همزمانِ مذاکره، فشار و تهدید تلاش می‌کند انسجام ملی را هدف قرار دهد و میان مردم و مسئولان شکاف ایجاد کند. بنابراین، حفظ هوشیاری، تقویت وحدت ملی و پرهیز از خطاهای محاسباتی، مهم‌ترین پاسخ به این راهبرد ترکیبی است. 🌐 🆔 @geraa_ir
📃امضایی که اعتبارش از جوهرش کمتر بود ✍مسئله فقط یک امضا نیست؛ مسئله، راهبردی است که امنیت و منافع یک کشور را به امضای طرف مقابل گره می‌زند. ☝️وقتی توافقی با تغییر یک دولت به‌راحتی کنار گذاشته می‌شود، یعنی در معادلات قدرت، «تضمین واقعی» نه روی کاغذ، بلکه در مؤلفه‌های قدرت ملی تعریف می‌شود. 🔻تجربه نشان داده کشوری که پشتوانه قدرت خود را حفظ کند، برای مذاکره هم دستِ برتر را خواهد داشت؛ اما اگر قدرت را با وعده و امضا معامله کند، نه توافقی پایدار می‌ماند و نه تضمینی قابل اتکا. 🌐 🆔 @geraa_ir
مجموعه گرا
🔰نمی‌شود؟ ✍محمد فدائی و پدرام کاویان 🔻این 140 روز بزرگ را که نگاه می‌کنیم، علی‌رغم دیدن صدها حماسه و شور، چیزی هست که همۀ ما را آزار می‌دهد. میان غلیان و هدف، فاصله‌ای هست که گویی هیچ پلی روی آن ساخته نشده. مردم مبعوث، غلیان دارند. این را در خیابان می‌شود دید، در شعارها شنید و در التهاب حضورشان حس کرد. اما این غلیان کجا خرج می‌شود؟ روی چه هدفی؟ اگر غلیان را یک سرمایه بدانیم، سرمایه‌ای که با خون و عاطفه و ایمان به دست آمده، آن وقت باید پرسید: نرخ بازگشت این سرمایه چقدر است؟ چقدر از آن صرف بزرگ‌تر کردن دایره خودی‌ها شده و چقدر از آن در همان دایره قبلی چرخیده و نیست شده؟ *سؤال بی‌رحمی است.* اما اگر قرار باشد بعثت را جدی بگیریم، یعنی همان انقلاب در دعوت را، نمی‌شود از این سؤال فرار کرد. بعثت یعنی انقلابی در چگونه دعوت کردن. چه گفتن، چگونه گفتن و به سراغ چه کسی رفتن. مخاطب ما کیست؟ آن که *دورتر ایستاده* و ما را از پشت شیشۀ میدان نگاه می‌کند؟ یا آن که *کنار خودمان ایستاده* و هم‌صدا با ما شعار می‌دهد؟! پاسخ این پرسش، همه چیز را عوض می‌کند. 🔹یک باور قدیمی در میان ما ریشه دارد که اسمش را می‌شود گذاشت *واقع‌گرایی بدبینانه.* باوری که در آن، فعل مجهول بر فاعل غلبه دارد. «نمی‌شود.» «نمی‌آیند.» «جامعه عوض نمی‌شود.» «الباقی را نمی‌شود به راه دعوت کرد.» این «نمی‌شود»‌ها آشنا نیستند؟ انگار از یک جای دور، از یک منطق مشترک، به ذهن ما راه پیدا کرده‌اند. جالب اینجاست که ما همین منطق را وقتی از زبان سیاستمداری می‌شنویم که می‌گوید «با دست فرمان رهبری نمی‌شود کشور را اداره کرد»، محکومش می‌کنیم. می‌گوییم این حرف، از موضع ضعف است، بی‌اعتمادی به مسیر است. اما پای دعوت که می‌رسد، خودمان همان حرف را می‌زنیم. «نمی‌شود مردم را دعوت کرد.» این تناقض از کجا می‌آید؟ شاید از یک احساس ضعف مشترک. همان احساسی که در مسئول هست و ما نقدش می‌کنیم، در خود ما هم هست وقتی به میدان دعوت می‌رسیم. فقط لباسش فرق کرده. 🔸حتی یک روایت ایثارگرانه از همین پارادایم «نمی‌شود» وجود دارد که کار را خراب‌تر می‌کند. «من خودم بار را به دوش می‌کشم تا هزینه‌ای به رهبری تحمیل نشود.» این را گوینده‌اش اوج فداکاری می‌داند. این ایثار نیست، انصراف از مأموریت اصلی است. مأموریت اصلی دعوت بود، بزرگ کردن دایره بود، نه فشرده شدن در یک نقطه و تحمل بار آن به تنهایی. پیامبری که مبعوث می‌شود، مأمور است دعوت کند، نه اینکه خودش همۀ کارها را یک‌تنه انجام دهد و بگوید من فدای رهبری شدم. این تصویر از فداکاری، در باطن خود یک «نمی‌شود» بزرگ را حمل می‌کند. 🔹رهبری در پیام خود دو نگرانی مطرح کردند: خطای محاسباتی مسئولان و عدم تاب‌آوری مردم. این دو نگرانی، نقشه راه است. اما تاب‌آوری مردم را چگونه باید ساخت؟ با یارانه؟ وام؟ بسته‌های اقتصادی؟ *تاب‌آوری که کالایی نیست بشود خرید و توزیع کرد.* یک حالت درونی است، یک ظرفیت روانی و ایمانی که در دیالوگ ساخته می‌شود. با حرف زدن با مردمی که ما را از پشت شیشه میدان نگاه می‌کنند. همان‌ها که نه با ما هستند و نه علیه ما. تاب‌آوری این‌ها با عتاب و شماتت ساخته نمی‌شود. پیامبران دعوت می‌کردند، نه شماتت. در منطق بعثت، این دو از یک جنس نیستند. اولی متن مأموریت است، دومی انحراف از آن. بعثت یک کار ایجابی است. یعنی *باوری را ساختن، با زبان قوم حرف زدن، و از همه مهم‌تر، جاذب بودن.* 🔺قدرت‌نمایی و تظاهرات خیابانی اگر خوب است، و قطعاً می‌تواند خوب باشد، پس چه بهتر که این اردوگاه را با دعوت از سایر اردوگاه‌ها بزرگ کرد. تصور کنید همان جمعیت، همان شور، همان غلیان، اما این بار نه برای تخلیه خشم، برای دیالوگ با دیگری. این تصور، خیلی دور از دسترس نیست. فقط یک چیز کم دارد: جاذب بودن. *جاذب بودن یک سبک زندگی است،* یک مهارت، یک هنر که در میان ما، تعداد کمی آن را بلدند. و تا وقتی این سبک زندگی در اقلیت بماند، غلیان ما هر چقدر هم عظیم باشد، خرج همان دایره کوچک قدیمی خواهد شد. صرف هدف نمی‌شود. و مأموریت، روی زمین می‌ماند. 🔸شاید اولین قدم برای شکستن پارادایم «نمی‌شود»، صرف فعل فعال بودن باشد. من فعالم، نه منفعل. تو فعالی، او هم فعال است؟ انقلاب در دعوت یعنی باور به اینکه آن سوی شیشه هم فاعلی هست که می‌تواند دعوت را بپذیرد، درونی کند و *حتی از ما جلو بزند.* بعثت یعنی همین شکستن تمام «نمی‌شود»هایی که میان ما و آنها دیوار کشیده. این دیوار را نباید باور داشت، مبعوث واقعی، دیوار را نمی‌بیند. از لابه‌لای «نمی‌شودها» عبور می‌کند و می‌رود به سراغ آن که ایستاده و نگاهش می‌کند. 🌐 🆔 @geraa_ir
تبریک به اسپانیا و جبهه مقاومت🇪🇸 ✍پیرمرد ترسوی آمریکایی هم از ترس پشت شیشه نشسته بود. جام جهانی تموم شد از پشت نقابت بیا بیرون منتظریم خون نجست رو بریزیم... 🌐 🆔 @geraa_ir
🔻در دنیای پست مسی ها، تو قهرمان کودکان غزه باش ✍یامال بازیکن اسپانیایی از حامیان فلسطین واقعا ایولا داره کارش. با پیروزی دیشب اسپانیا تغییر نام میدان آرژانتین به اسپانیا رو باید در دستور کار قرار بدیم😉 🌐 🆔 @geraa_ir
⚠️ وقتی تاریخ و اصالت رو نمیتونی از آمازون سفارش بدی! ✍️شما با پول می‌تونی بزرگ‌ترین برج دنیا رو بسازی، ولی تاریخ و اصالت رو نمی‌تونی از آمازون سفارش بدی! واسه همینه که شناسنامه کل کشورشون رو بذاری کنار کبریت توکلی، هنوز باید بهش بگن عمو. 🌐 🆔 @geraa_ir