📌 دعای #سعادتمندی...
🌞روزی مردی بنام هِلقام خدمت امام #کاظم(ع) رسید و گفت:
به من دعایی جامع و کوتاه برای #سعادتمندی دنیا و آخرتم بیاموزید.
🌱 امام #کاظم(ع) فرمودند:
پس از نماز صبح تا برآمدن آفتاب🌞 بگو:
سُبحانَ اللهِ العَظیمِ وَ بِحَمدِه
اَستَغفِرُ اللهَ وَ اَسأَلُهُ مِن فَضلِهِ
هلقام گوید:
وضع زندگی من نسبت به بستگانم بدتر بود و در اثر خواندن این #دعا از مردی ناشناخته ارثی🏡💰 رسید که من گمان نداشتم میان من و او خویشاوندی باشد.
اکنون وضع زندگیم از بستگانم بهتر است و این به برکت دعای امام کاظم(ع) است.
📚کلینی، کافی، ج۲، ص۵۵۰
📌مراقب #دین و ایمانت باش
علي بن سُوَيْد سائي میگوید:
«زماني که امام #کاظم(ع) در #زندان بود، در پاسخ نامة من نوشت:
اي علي، آنچه دربارة فراگيري #معارف و اصول دينت نوشتهاي که آنرا از چه کسي دريافت کني؟
آنها را از غيرشيعيان ما نگير؛ چرا که اگر از آنان فراگرفتي، دينت را از خائناني گرفتهاي که به کتاب خدا، رسول خدا(ص) و امانات او خيانت کرده اند.»
📚کلینی، الکافی، ج8، ص126ـ 124؛
📚طوسی، اختیار معرفه الرجال، ج1، ص7.
📌 شهادت مظلومانه هفتمین پیشوای شیعیان، باب الحوائح، حضرت موسی به جعفر علیه السلام تسلیت باد.
🌻معمّر بن خلاّد گوید:
شنیدم که امام #کاظم(علیه السلام) فرموند:
اِنَّ لِلّهِ عِبادًا فی الأرضِ یَسعَونَ فی حَوائِجِ النّاسِ، هُمُ الآمِنُونَ یَومَ القِیامَهِ؛
خداوند در روی زمین بندگانی دارد که در تأمین نیازهای مردم می کوشند. آنان در روز قیامت، در امانند.
📚حرعاملی، وسائل الشیعه، ج۱۱ ص۵۸۲
📌روح پاک یونس
به #یونس بن عبدالرحمن که از اصحاب امام #کاظم(ع) و امام #رضا(ع) است، گفته شد:
بسیاری از مردم تو را #مذمت کرده و به #زشتی از تو یاد می کنند.
یونس بن عبدالرحمن گفت:
شاهد باشید هر کسی که #محبت #امیرمومنان علی علیه السلام را در دل داشته باشد، #حلال_کردم.
📚کشی، رجال، ص479.
حماد بن عیسی از اصحاب امام کاظم علیه السلام است، وی از ایشان درخواست کرد که در حق او دعا کنند تا خداوند خانه و همسر و فرزند و خادم و حج در هر سال نصیب او گرداند و آن حضرت گفت: «اللّهمّ صلّ علی محمّد و آل محمّد و ارزقه دارا و زوجة و ولدا و خادما و الحجّ خمسین سنة»
دعای آن حضرت در حق او مستجاب شد.
حماد گفت: «دانستم که بیشتر از پنجاه حج نخواهم داشت.»
حماد در پنجاه و یکمین حج خود در سن نود و چند سالگی در بین راه مدینه به مکه به «وادی قناة» در "جحفه" رسید، گودال آبی بود خواست در همان میقات غسل احرام کند اما سیل آمد و غرق شد و بدین جهت به غریق الجحفه معروف گشت و این در سال 209 ه.ق بود.
حاج شیخ عباس قمی- منتهی الامال
سِنْدی بْن شاهِکْ، از چهرههای شناخته شده در دوران حکومت خلفای عباسی. وی زندانبان و قاتل امام کاظم(علیه السلام) است.
وی نوه ای داشت به نام کشاجم که دلباخته اهل بیت شد.
کشاجم یک شیعه امامی است که در تشیّع و موالات اهل بیت صادقانه قدم برداشته و فداکاری نمود. و عقیدهاش در خلال اشعارش کاملا آشکار است. او به تشیع خود افتخار میکرد و با براهینی استوار مردم را به مذهب شیعه فرامیخواند و از حقوق اهل بیت جانبداری مینمود، و در سوگ و ماتمشان ناله و زاری میکرد، و دشمنانشان را نکوهش و از آنان بیزاری میجست.
علامه امینی درباره «ابو الفتح کشاجم» که نوه سندی بن شاهک می باشد می نویسد:
در واقع شخصیت کشاجم، نمودار این آیه کریمه است «یُخْرِجُ الْحَیَّ مِنَ الْمَیِّتِ» (خداوند است که زنده از مرده برآورد) چرا که جد او« سندی بن شاهک» دشمن و قاتل امام موسی بن جعفر علیه السلام است؛ اما فرزند زادهاش کشاجم، آشکارا به صف شعرای اهل بیت پیوسته، و به حمایت از آن بزرگواران برخاسته است.
کتاب الغدیر، ج ۴ ص ۳۱.
شذرات الذهب؛ ج۳، ص ۳۷.
@ttt1400
@ggg1400
🔹آیت الله حائری شیرازی رحمت الله علیه🔹
🔸ماجرای عجیب امام کاظم علیه السلام و شطیطۀ نیشابوری🔸
شطیطه یک خانم نیشابوری است. اهالی نیشابور برای موسی بن جعفر علیه السلام وجوهاتشان که شامل سکههای طلا میشد را فرستادند. شطیطه چهار سکه درهم سیاه فرستاد با یک کلاف نخ. فردی که به نمایندگی از اهل نیشابور به مدینه رفته بود، وجوهات را تحویل امام داد.
حضرت نگاه به سکهها کرد، کیسه، کیسه، کیسه طلا. حضرت فرمود: من قبول نمیکنم، ما نیازی نداریم، اینها را به صاحبشان برگردانید. حضرت فرمود: دیگر چیزی نیست؟ مرد نیشابوری گفت نه. بار دیگر امام فرمود: خوب فکر کن. مرد نیشابوری گفت بله، یک زنی وقتی من میخواستم بیایم یک کلافی داد و چند تا درهم سیاه، چون قابل شما را نداشت؛ من رویم نشد بیاورم.
امام فرمود: همان را بیاور. حضرت سکه سیاه و کلاف را برداشت. بعد به او فرمود: بلند شو؛ رفتند یک مقداری پارچه آوردند، یک مقدار پول، گفت این را بده به آن خانم؛ بگو این پارچه از پنبهای بود که ملک اجدادی ماست و خواهرم حکیمه به دست خودش این پنبه را رشته و این پارچه را بافته. این را دادم برای کفنت. از وقتی که این پارچه به تو میرسد تا وقتی این پول را مصرف کنی در حیات هستی.
مقداری میماند برای خرج بقیه مقدمات کفن و دفن. به او سلام برسان و بگو روز رفتن تو ما میآییم، و من بر تو نماز میخوانم.
این فرد میگوید من برگشتم نیشابور. وقتی برگشتم همینهایی که پول طلا داده بودند، از امام موسی بن جعفر علیه السلام برگشته بودند و به عبدالله افطح رجوع کرده بودند. طبیعی بود که احساس میکردند پول شان هدر رفته اگر حضرت قبول کرده باشد.
وقتی پول را به ایشان دادم خوشحال شدند که پول شان به ایشان برگشته. رفتم سراغ شطیطه، پارچه و سکهها را به او دادم، سلام آقا را رساندم. [گفتم] درهمها را تحویل گرفتند و آقا دعا کرد.
من روزشماری میکردم ببینم این زن کی فوت میکند. روز نوزدهم شطیطه فوت کرد و من به علما گفتم حضرت مال هیچکس را قبول نکرد الا این زن. تجلیل عجیب و تشییع پرشکوهی از او شد و من میخواستم بدانم چه کسی بر او نماز میخواند.
علما به صف ایستاده بودند، همه به صف ایستاده بودند، یک دفعه دیدم موسی بن جعفر علیه السلام آنجا حاضر شد؛ تکبیر را گفت و نماز را خواند و اینها هم گفتند شاید یکی از علما برای یک شهر دیگر بوده، آمدند جلو به احترام او. هیچکس نفهمید کی بود. حضرت نماز را بر او خواند. وقتی نمازش تمام شد، به من یک نگاهی کرد یعنی یادت آمد من وعده دادم؟ عملی کردم. زبانم بند آمده بود که حرفی بزنم.
این دستگاه امام زمان است. سکۀ طلای آنها را نمیپذیرد اما کلاف آن زن را میپذیرد و شما میخواهید پذیرفته شوید. دستگاه پذیرش او دستگاه دقیقی است. ممکن است یک سرباز صفر شما را قبول کند، اما یک فرماندۀ بزرگتان را قبول نکند. ممکن است یک بیاسم و بیشهرت و بیعنوان و کفش بردار و آب بده و جاروکش و فرد بیقابلیتی را بپذیرد و خدمات او را قبول کند، اما یک معروفِ مشهورِ پر سابقۀ همه چیز تمام را قبول نکند.
@ggg1400
▪️حضرت امام کاظم علیهالسلام فرمودند:
ولایت على علیهالسلام در همهی کتب و صحیفههای پیامبران نوشته شده است و خداوند هیچ رسولی را جز با میثاق و اقرار به پیامبری محمّد (صلیاللهعلیه وآله) و وصیّ ایشان، علی (علیهالسلام)، به پیامبری مبعوث نکرد.
🔺كافي؛ ج1 ؛ ص437؛ح6.
🏴سالروز شهادت باب الحوائج حضرت امام موسی بن جعفر الکاظم علیهالسلام محضر مقدس حضرت ولیّ عصر علیهالسلام و همه ارادتمندان خاندان رسالت تسلیت .
◼️امام کاظم علیهالسلام فرمودند:
شیعیان ما از چهار چیز بینیاز نیستند:
سجادۀ کوچکی که بر آن نماز بخوانند و انگشتری که به دست کنند و مسواکی که با آن مسواک بزنند و تسبیحی از خاک قبر اباعبدالله علیهالسلام که در آن ۳۳ دانه باشد.
هرگاه آن را بچرخاند در حالی که ذکر خدا میگوید، خدا در عوضِ هر دانه برای او ۴۰ حسنه مینویسد و هرگاه بدون دلیل آن را بچرخاند، خداوند برای او ۲۰ حسنه مینویسد.
لَا يَسْتَغْنِي شِيعَتُنَا عَنْ أَرْبَعٍ خُمْرَةٍ يُصَلِّي عَلَيْهَا وَخَاتَمٍ يَتَخَتَّمُ بِهِ وَسِوَاكٍ يَسْتَاكُ بِهِ وَسُبْحَةٍ مِنْ طِينِ قَبْرِ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ فِيهَا ثَلَاثٌ وَثَلَاثُونَ حَبَّةً مَتَى قَلَّبَهَا ذَاكِراً لِلهِ کَتَبَ اللَّهُ لَهُ بِكُلِّ حَبَّةٍ أَرْبَعُونَ حَسَنَةً وَإِذَا قَلَّبَهَا سَاهِياً يَعْبَثُ بِهَا كَتَبَ اللَّهُ لَهُ عِشْرُونَ حَسَنَةً أَيْضاً.
📚تهذيب الأحكام، ج۶، ص۷۶
امام موسی کاظم علیه السلام می فرمایند:
هرگاه دو کار برایت پیش آمد ، نمی دانی کدام یک بهتر وصحیح تر است ، پس در این موقع ببین کدام یک به هوای نفس تو نزدیک تر است ، با همان مخالفت کن، بدرستی که بیشترین راستی ودرستی در مخالفت با هوی و هوس است.
قال الامام الکاظم علیه السلام:
وَ اِذا مَرَّ بِکَ اَمران، لا تَدری اَیُّهُما خَیرُ وَ اَصوَبُ، فَانظُر اَیُّهُما اَقرَبُ اِلی هَواکَ فَخالِفهُ، فَاِنَّ کَثیرَ الصَّوابِ فِی مُخالَفَةِ هَواکَ.
تحف العقول ص ۶۳۴
مرحوم «علاّمه مجلسی» در «بحارالانوار» در باب معجزات حضرت امام موسی بن جعفر (ع)، از «مناقب ابن شهرآشوب» و محدّث بزرگ «سید هاشم بحرانی» در «مدینه المعاجز» و «قطب راوندی» در «خرائج» و همچنین «شیخ حُرّ عاملی» در «اثبات الهداه»، روایت و حکایت «بی بی شطیطه نیشابوری» را آورده اند که بدین شرح است :
در زمان امامت حضرت امام موسی کاظم (ع)، شیعیان شهر «نیشابور» جمع شده و شخصی به نام «محمّد بن علی نیشابوری»، معروف به «ابوجعفر خراسانی» را انتخاب کردند تا به «مدینه النبی (ص)» برود و حقوق شرعی و هدایای شیعیان آن سامان را خدمت حضرت امام موسی کاظم (ع)، تقدیم کند .
آنها 30 هزار دینار، 50 هزار درهم، مقداری جامه و پارچه را به همراه دفتری «مُهر و موم» شده که در آن هفتاد ورق که در هر یک صورت مسئله ای شرعی نوشته شده بود، به او سپردند و به وی گفتند : هرگاه خدمت حضرت امام موسی کاظم (ع) رسیدی، سئوالات و دفتر را به آن حضرت تسلیم نما و فردا صبح، آنها را بازپس گیر . اگر دیدی که «مُهر و موم» دفتر شکسته نشده، خودت مُهر آنها را بشکن و ببین که آیا حضرت امام موسی کاظم (ع)، بدون شکستن «مُهر و موم»، پاسخ سئوالات را داده است یا خیر؟ اگر پاسخ آنها را بدون شکستِ «مُهر و موم» دفتر داده و نوشته است، بدان که او همان امام برحق شیعیان است و ایشان شایستۀ اَخذ اموال (وجوه شرعی) می باشند وگرنه اموال را به ما برگردان .
[در زمان حضرت امام موسی کاظم (ع)، افرادی نیز به دروغ، ادعای امامت می کردند و در بین شیعیان ایجاد شکّ و شبهه نموده بودند .]
در هنگام حرکت «ابوجعفر خراسانی» (نماینده مردم نیشابور)، بانوی بزرگواری به نام «شطیطه» که از پارسایان و زاهدان عصرِ خود بود، به نزد ایشان آمده، مبلغ یک درهم به همراه یک قطعه پارچه به او داد و گفت : «ای ابا جعفر ! در حالِ من، از حقّ امام (ع)، این مقدار تعلّق گرفته، این را خدمت حضرت امام (ع) برسان .»
«محمّد بن علی نیشابوری» به او گفت : من خجالت می کشم که این وَجه ناقابل را خدمت امام (ع) دهم .
بانو شطیطه گفت : خداوند از حقّ خجالت نمی کشد [منظور اینکه حقوق امام را، اگر چه اندک، باید پرداخت .] آنچه بر ذَمّه من است، همین است . می خواهم در حالی خدا را ملاقات کنم که چیزی از حقِّ امام (ع)، در گردن من نباشد .
«ابو جعفر خراسانی»، وجه اندک «بانو شطیطه» را گرفت و به «مدینه النبی (ص)» رفت . در آنجا، پس از امتحانِ «عبدالله اَفطح» (پسر امام جعفر صادق (ع) و مدّعی دروغین امامت پس از ایشان]، دانست که او شایستگی مقام امامت را ندارد، لذا نومیدانه از خانۀ او بیرون آمد . در این هنگام، کودکی او را به خانه حضرت امام موسی کاظم (ع) هدایت کرد، تا چشم حضرت بر او افتاد، فرمود : ای ابا جعفر ! چرا نا امید هستی ... به من روی کن که حجّت حق و ولّیِ خدا هستم . من سئوالات شما را دیروز جواب دادم، آنها را نزد من بیاور... همچنین درهمّ شطیطه را که وزنش یک درهم و دو دانق می باشد، بیاور !
«ابا جعفر خراسانی» می گوید : از سخنان و نشانه هایِ درستِ امام (ع) حیران شدم و فرمانِ ایشان را انجام دادم . حضرت امام موسی کاظم (ع)، یک درهم و پارچۀ بانو شطیطه را برگرفت و مابقی اموال را برگرداند و روی به من کرده، فرمود : «انّ الله لایستحی من الحق»، ای ابا جعفر ! سلام مرا به شطیطه برسان و این کیسۀ پول را که چهل درهم در آن است، و همچنین این قطعۀ پارپه را که قطعه از کفن من است، به او بده و بگو : «آن را کفن خود قرار دهد که پنبۀ این پارچه از مزرعۀ خودِ ماست و خواهرم آن را رشته است .»، ضمناً به شطیطه بگو : «از هنگام وصول پول و پارچۀ کفن، 19 روز بیشتر زنده نیستی، 16 درهم از 40 درهم اهدایی را برای خود خرج کن و 24 درهم آن را جهت صدقه و تجهیز و تکفین خود نگه دار .» و به او بگو : «من بر جنازۀ او نماز خواهم گذارد .»
سپس حضرت امام موسی کاظم (ع) فرمود : این اموال را به صاحبانشان برگردان و مُهر سئوالات را بگشای و ببین آیا جواب سئوالات را پیش از دیدن آنها، داده ایم یا خیر ؟!
«ابو جعفر خراسانی» می گوید : به مُهرها نگاه کردم، آنها را دست نخورده، دیدم و بعد از شکستِ مُهر و موم، دیدم پاسخ سئوالات داده شده است .
هنگامی که «ابوجعفر خراسانی» به «نیشابور» برگشت، با تعجب متوجه شد، کسانی که حضرت امام موسی کاظم (ع)، اموالشان را نپذیرفته به مذهب «فَطحیّه» وارد شده اند (یا به فتنۀ فَطحیّه درافتاده اند)، اما بانو شطیطه، همچنان بر مذهب حقّ خود باقی مانده است . سلام حضرت امام موسی کاظم (ع) را به ایشان رسانید و کیسۀ محتوی 40 درهم و پارچۀ کفن را به وی تقدیم کرد و همان طور که حضرت امام موسی کاظم (ع) فرموده بودند، پس از 19 روز، از دنیا رفت .
چون بانو شطیطه درگذشت، حضرت امام موسی کاظم (ع)، در حالی که سوار بر شتر بود، به نیشابور وارد شد و بر پیکر او نماز گزارد...
💠ادب خواجه نصیرالدین طوسی نسبت به امام موسی کاظم(ع)
🔸عظمت مقام امامان معصوم(ع) قابل شناخت نیست، انسانها هرچه از نظر علمی به درجات بالاتری دست یابند، عظمت مقام معصومان(ع) را بهتر درک نموده و از همین جهت، خود را نزد آنها ناچیزتر و اندک می شمارند. به عنوان نمونه باید از #خواجه_نصیر_الدین_طوسی که خود بزرگ فیلسوف، منجم، ادیب، فقیه و ریاضیدان جهان اسلام است، یاد نمود که آن قدر از نظر علمی رشد می کند که از یک شکل هندسی به نام قطّاع، ۴۹۷۷۶۴ (نزدیک نیم میلیون) حکم هندسی استنباط می کند،
🔹 اما همین شخصیت وقتی خود را در آستانه مرگ می بیند، وصیت می نماید که مرا از جوار باب الحوائج، موسی بن جعفر(ع) بیرون نبرید و در آن حرم شریف دفن نمایید و برای احترام به مقام آن امام بزرگوار، هیچ یک از القاب مرسوم «آیت الله، علامه، پرفسور و...» بر قبرم ننویسید بلکه این آیه قرآن «وَ کَلْبُهُمْ باسِطٌ ذِراعَیْهِ بِالْوَصید.1» را بنویسید. این آیه که مربوط به داستان اصحاب کهف در قرآن است، نشان از فهم و درک خواجه نصیرالدین است که می گوید: «من همچون سگ اصحاب کهف در آستانه مزار امامین کاظمین(ع) زانو زده ام.
1_سوره کهف آیه 18