- پا گرفتـم قد کشیدم در میان ِهیئتت ،
باشـد آخـر در همیـن هیئت بمیـرم پایِ تو .
هدایت شده از بـ𓂆ـراےاو
خداوندا ؛ اگر جایی دلی بی تابِ دلدار است ،
نمی دانم چطور ، اما خودت پا درمیانی کن .
-بی پناه که شدی صدایش کن ؛
او حسین وِترَ المَوتور است
می داند تک و تنها شدن یعنی چه !
در آغوشت میگیرد .