شب کربلای ۵ ؛
پلاکش رو کند پرت کرد تو کانال پرورش ماهی ..
گفتم : چه کار داری میکنی؟!!
چرا پلاکت رو میکنی؟!
الان تیر میخوری مفقود میشی...
گفت: فلانی من هرچی فک میکنم
امشب تو#شلمچه ما تیر میخوریم.
با این آتیشی که از سمت دژ میاد دخل ما اومده.
من یه لحظه به ذهنم گذشت اگه من #شهید بشم جنازه ی ما که بیاد مثلا جلوی فلان دانشگاه عجب تشییعی میشه...!!!
به دلم رجوع کردم دیدم قبل از لقاءخدا،
شهوت شهادت دارم!!
میخوام با کندن این پلاک و نیومدن جنازه، یقین کنم که جنازه ای نمیاد که تشییع بشه که جمعیتی بیاد و این شهوت رو بخشکونم ..
بعدش
تیرخورد و #مفقود شد ..
🌱| @ghalam_khaki