eitaa logo
قلمدار (سعید احمدی)
255 دنبال‌کننده
190 عکس
5 ویدیو
3 فایل
ن والقلم وما یسطرون مدیر👇 @saeidaa110
مشاهده در ایتا
دانلود
Nazar Ghatari - Halabikom (320).mp3
5.5M
هلبیکم یا زوار الحسین! نزار قطری صوت 🌱 @ghalamdar
صفات نوشته‌ی خوب۱ ✍جواد محدثی می‌توان ویژگی‌ها و اوصافی را برای هر نوشته‌ی خوب برشمرد که وجود آن‌ها برای هر نوشته، امتیاز محسوب می‌شود. این ویژگی‌ها عبارت است از: 1️⃣ سادگی و کوتاهی جملات جملات طولانی، خسته‌کننده است و گاهی مطلب و پیام نوشته را نامفهوم می‌سازد. تعبیرات دشوار و جملات سنگین و اصطلاحات نامأنوس و دور از ذهن هم همان اشکال را دارد و «نقض غرض» می‌شود. با این حساب، روشن است که کوتاهی و سادگی جملات، بر جاذبه و لطف نوشته می‌افزاید. این ویژگی در برخی از آثار جلال آل احمد مثل خسی در میقات دیده می‌شود. 2️⃣ درستی و صحت دستور زبان، عهده‌دار درست‌نویسی است. شناخت قواعد جمله‌سازی و ترکیب کلمات و به کار بردن آن‌ها، آبروی هر نوشته است؛ پس نویسنده باید با قواعد دستوری هم آشنا باشد و درست بنویسد؛ مثلاً مباحثی همچون «نهاد و گزاره، حروف ربط، تناسب فعل و فاعل، ضمایر و اشارات، جملات شرطی و استفهامی و خبری، پسوندها و پیشوندها، ترکیب‌ها و اضافات و زمان». آنچه در اصلاح یک متن به اسم «ویرایش» یا تصحیح انجام می‌گیرد ناظر به ضعف‌های عبارتی، غلط‌های املایی، کاربرد علایم نگارشی، غلط‌های دستوری یا رسم‌الخطی و کاربردی در واژه‌هاست. در کتاب‌های تفصیلی به بیان انواع این غلط‌ها پرداخته‌اند و در اینجا مجالی برای بسط سخن نیست. 3️⃣ مشخص بودن پیام و موضوع هدف و مقصود نویسنده باید واضح باشد تا خواننده به نوایی برسد. سردرگمی و ابهام و پیچیدگی مفاهیم مطرح شده، ضعف نوشته است و میان خواننده و نویسنده، ارتباط متفاهم را برقرار نمی‌سازد. همچنان که بیان ثقیل و پیچیده، در «گفتار» هم عیب به شمار می‌آید. 4️⃣ محتوای زیاد و حجم کم از صفات خوب هر نوشته، پرهیز از پرگویی و اضافه‌گویی است. نوشته باید پربار و غنی باشد؛ در حداقل عبارات و صفحات ممکن.حالت اسفنجی داشتن، ضعف یک نوشته است که هر چه آن را بفشاری، از حجم زیاد آن چیزی به دست نمی‌آید و عصاره‌اش اندک است؛ البته نه به حدی خلاصه‌گویی و رمزنویسی که اصل مطلب، هدر رود و تباه شود. به تعبیر ادبی باید از «اِطْنابِ مُمِلّ» و «ایجار مُخِلّ» پرهیز کرد. آثار شهید مطهری، در پرباری و پرمحتوایی و پرهیز از لفاظی‌های بیهوده، الگوی خوبی است. 🔹برگرفته از کتاب با اهل قلم نوشته‌ی استاد جواد محدثی 🔻 @kanoonnevisandeganqom 🔻 🍃کانال برگ و بار... مروری بر زندگی و آثار جواد محدثی @javadmohadesi 🌱 @ghalamdar
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
فرار روح‌ها نخبه‌ی انسانی مغز خالص نیست روح مخلص است سعید احمدی: انسان زمینی و زمین انسان پرتو پیام نبی و کشف‌الأسرار نخبگان جوامع بشری است. نخبگی بشر در برابر پخمگی او درباره‌ی اطوار و عوالم هستی خود اوست؛ در برابر نافهمی او از زیروبم دنیای محسوساتی که در خور و خواب و خشم و شهوت با موجودات خاکی هم‌سفر و هم‌سفره است. نخبه یعنی برگزیده؛ یعنی ممتاز؛ یعنی آن که قدرت رسیدن به نادیدنی‌ها و ناشنیدنی‌ها را داشته باشد. بتواند به افق اعلای ورزیدگی و برگزیدگی در اخلاق و پاکی از دامن طبیعت خون‎آلود عروج کند. نخبه‌ی انسانی مغز خالص نیست؛ روح مخلص است. روح فراریافته و کوچنده؛ روح رفته و بازآمده؛ همان انسان ملکوت که پا در زمین دارد و سر در آسمان؛ نه انسان زمینی که سرش جلوتر از پایش در گل فرو رفته باشد؛ با مغزی پر از خاک و باد و فولاد و پلاستیک. کربلا همان زمین انسان است. خبر از جایی می‌دهد که شأن و شخصیت آدمیت را بالا و بالاتر می‌برد. جایی که بشر پا می‌گذارد تا نماند؛ از آمدن برای رفتن و از رفتن برای ماندن؛ از سکویی که باید پرید. اوج گرفت. پرواز کرد در بی‌نهایت. کربلا قبله‌ی روح‌های خالص و برگزیدگان انسانی است. نخبگان حقیقی عالم برای فرار جایی جز کربلا ندارند. پیاده‌روی اربعین فرار نخبگانی بشر از زمین حیوان به سوی زمین انسان است. 🌱 @ghalamdar
برابرهای فارسی بیوگرافی این کلمه فرانسوی است. برابر فارسی آن سرگذشت یا زندگی‌نامه است. 🌱 @ghalamdar
نخبگی بشر در برابر پخمگی او درباره‌ی اطوار و عوالم هستی خود اوست. نخبه‌ی انسانی مغز خالص نیست؛ روح مخلص است. سعید احمدی 🌱 @ghalamdar
زمین انسان پرتو پیام نبی و کشف‌الأسرار نخبگان جوامع بشری است. کربلا همان زمین انسان است. انسان ملکوت که پا در زمین دارد و سر در آسمان. پیاده‌روی اربعین فرار نخبگانی بشر از زمین حیوان به سوی زمین انسان است. سعید احمدی 🌱 @ghalamdar
صفات نوشته خوب ۲ ✍جواد محدثی 5️⃣ فصاحت و بلاغت درستی کلمه و کلام و ترکیب الفاظ و سهولت تلفظ تعابیر و رعایت قواعد، «فصاحت» است. شناخت مقتضای حال، تناسب زمانی و مکانی، شرایط جامعه، روحیات خواننده و نیازهای فکری و پسند ذوقی او و... به «بلاغت» مربوط می‌شود. نوشته هم باید صحیح و فصیح باشد، هم رسا و بلیغ. 6️⃣ نوآوری نوشته‌ای که از ابتکار و نوآوری برخوردار باشد، امتیاز دارد. این ابداع، هم در مضمون و دیدگاه و پیام، مطرح است، هم در زاویه‌ی دید و نوع نگاه به موضوع و هم در شکل جملات و قالب‌های جدید در سبک نویسندگی. تکرار مکررات و نداشتن حرف نو و نگاه نو، نوشته را از گیرایی دور می‌کند. «سخن نو آر، که نو را حلاوتی دگر است». یا باید حرفی تازه داشت یا نگاهی تازه یا سبکی جدید. یافتن «قالب نو» برای «مفاهیم کهن»، آن‌ها را از کهنگی نجات می‌دهد و کارآمد می‌سازد. اگر تنها به استواری محتوا و صحت مضمون و آسمانی بودن پیام اعتماد کنیم و به عرضه‌ی آن مفاهیم با روش‌های جدید نیندیشیم، شاید قشر عظیمی از علاقه‌مندان به مبانی دینی و ارزشی را از دست بدهیم. 7️⃣ رعایت علائم نگارشی علامت‌های نگارشی، در نوشته، مانند تابلوهای راهنمایی و رانندگی در جاده است. نبودنش، خطاآفرین است و کاربرد و نصب غلط آن‌ها هم حادثه‌آفرین. علائم، به درست خواندن و درست فهمیدن نوشته کمک می‌کند و خواندن را هم آسان‌تر می‌سازد. کاربرد صحیح علائمی همچون نقطه، ویرگول، علامت سؤال، نقل قول، دو نقطه، گیومه، پرانتز و... از محسنات نوشته است. در یادداشت‌های کوتاه هم باید مقید بود آن‌ها را درست به کار برد؛ البته افراط در علامت‌گذاری در نوشته، از سوی دیگر عامل خستگی و مانع سرعت در مطالعه است. 📎ادامه دارد... 📌برگرفته از کتاب با اهل قلم اثر استاد جواد محدثی 🔻 @kanoonnevisandeganqom 🔻 🍃کانال برگ و بار... مروری بر زندگی و آثار جواد محدثی @javadmohadesi 🌱 @ghalamdar
چگونه ننویسیم خطا است اگر گمان کنیم که نویسنده در ذهن می‌اندیشد و با قلم می‌نویسد؛ بلکه او در ذهن می‌نویسد و با قلم می‌اندیشد رضا بابایی: توانایی و دانایی قلم در سبک‌باری آن است. قلم راه خود را می‌داند. کافی است که ما بارهای اضافی را از دوش او برداریم و دست و پای او را از قیدها و بندها آزاد بگذاریم. ما نباید به او بیاموزیم که چگونه بنویسد؛ بلکه ما باید نوشتن را از مهارت‌های بالقوه‌ی قلم بیاموزیم. همین قدر که بدانیم چگونه نباید بنویسیم و قلم را گرانبار از چه قیدهای بیهوده و کلیشه‌ها و عادت‌ها نکنیم، کافی است. قلم، کلمات را بر روی کاغذ می‌آورد. کلمات همدیگر را احضار می‌کنند و اندیشه می‌آفرینند و پیش می‌روند. خطا است اگر گمان کنیم که نویسنده در ذهن می‌اندیشد و با قلم می‌نویسد؛ بلکه او در ذهن می‌نویسد و با قلم می‌اندیشد. یعنی آن‌گاه که شروع می‌کند به نوشتن، کلمات و جمله‌ها و روابط پنهان و پیدای الفاظ، نویسنده را به جهان هزارتوی معانی می‌برند؛ جهانی که پیش‌تر در ذهن او نبود و اندک اندک بر روی کاغذ شکل می‌گیرد. هر کلمه تا نوشته نشده است، چند حرف به‌هم‌پیوسته است؛ ولی وقتی بر روی کاغذ می‌آید، از طریق پیوندها و خویشاوند‌ها و تداعی‌ها، کلمات دیگر را فرامی‌خواند و همراه آن‌ها معانی نو خلق می‌شود. از این رو است که متن‌ها و داستان‌ها و شعرها تا پا به دنیای کاغذ نگذاشته‌اند، به بلوغ نمی‌رسند. به‌واقع اندیشه محصول پیوند و دیدار قلم با کاغذ است. نویسندگان نباید قلم را مجبور به راه و روشی کنند که پیش‌تر اندیشیده‌اند. رهایی و آزادی قلم بر روی کاغذ، پیش‌اندیشیده‌های پراکنده را به اندیشه‌های بارور و پروار و هم‌گرا تبدیل می‌کند. ما باید یاد بگیریم که قلم را چگونه آزاد بگذاریم؛ نه این‌که او را چگونه در بند عادت‌های فردی و کلیشه‌های جمعی بکشیم. ما باید بیاموزیم که چگونه ننویسیم و قلم را چگونه به بند نکشیم؛ چگونه نوشتن را او خود می‌داند. قلم به‌مثابه‌ی موجودی زنده و اندیشنده نه ابزاری برای تبدیل تصدیقات ذهنی به گزاره‌های لفظی، جهانی نامکشوف است که تنها نویسندگان حرفه‌ای به آن راهی دارند. در این جهان، قلم ذهن بیرونی نویسنده است؛ چنان‌که ذهن، قلم درونی او است. بخشی از«نشست شبی با اهل قلم» ۱۴۰۲/۰۶/۱۹ @kanoonnevisandeganqom 🌱 @ghalamdar
با شاعران گفتگوی سگ و گرگ گله‌ی بی‌جا شاعر: پروین اعتصامی (معاصر) 🐺 گفت گرگی با سگی، دور از رمه که سگان خویشند با گرگان، همه از چه گشتستیم ما از هم بری؟ خوی کردستیم با خیره‌سری؟ از چه معنا، خویشی ما ننگ شد؟ کار ما تزویر و ریو و رنگ شد؟ نگذری تو هیچ‌گاه از کوی ما ننگری جز خشمگین، بر روی ما اولین فرض است خویشاوند را که بجوید گم‌شده پیوند را هفته‌ها، خون خوردم از زخم گلو نه عیادت کردی و نه جستجو ماه‌ها نالیدم از تب، زار زار هیچ دانستی چه بود آن روزگار؟ بارها از پیری افتادم ز پا هیچ از دستم گرفتی، ای فتا؟ روزها صیاد، ناهارم گذاشت هیچ پرسیدی چه خوردم شام و چاشت؟ این چه رفتار است، ای یار قدیم؟ تو ظنین از ما و ما در رنج و بیم از پی یک بره، از شب تا سحر بس دوانیدی مرا در جوی و جر از برای دنبه‌ی یک گوسفند بارها ما را رسانیدی گزند آفت گرگان شدی در شهر و ده غیر، صد راه از تو خویشاوند به 🐕 گفت: این خویشان وبال گردنند دشمنان دوست، ما را دشمنند گر ز خویشان تو خوانم خویش را کشته باشم هم بز و هم میش را ما سگ مسکین بازاری نه‌ایم کاهل از سستی و بیکاری نه‌ایم ما بکندیم از خیانتکار، پوست خواه دشمن بود خائن، خواه دوست «با سخن، خود را نمی‌بایست باخت» «خلق را از کارشان باید شناخت» غیر، تا همراه و خیراندیش توست صد ره ار بیگانه باشد، خویش توست خویش بدخواهی که غیر از بد نخواست از تو بیگانه است، پس خویشی کجاست؟ رو، که این خویشی نمی‌آید به‌ کار گله از ده رفت، ما را واگذار 🌱 @ghalamdar
رخ‌داد نویسندگی ویژه‌ی اندیشمندان رسانه‌نویس 🔸دوره‌ی آموزشی_کارگاهی مدرسه علوم انسانی و اسلامی فکرت موضوع: «آشنایی با ژورنالیسم علوم انسانی» پاییز ۱۴۰۲ حضوری، همراه با تخفیف‌های ویژه 🔸سرفصل‌های آموزشی آشنایی با علوم اجتماعی؛ آشنایی با تمدن و فلسفه‌ی غرب و اسلامی و روش‌شناسی علوم اسلامی 🔸سرفصل‌های کارگاهی ژورنالیسم آشنایی با مبانی ژورنالیسم؛ بررسی مجلات ژورنالیستی حوزه‌ی اندیشه و علوم انسانی؛ کارگاه و گعده‌ی یادداشت‌نویسی تخصصی و بررسی فیلم‌های سینمایی ترند جهانی 🔖قیمت دوره: 400 هزارتومان 🔺توجه: محتوای آفلاین پس از اتمام دوره، در فروشگاه مدرسه فکرت در اختیار عموم قرار خواهد گرفت. ↙️ برای ثبت نام و کسب اطلاعات بیشتر به این آیدی پیام بدهید: @madrese_fekrat برای استفاده از تخفیف دوره‌ی ژورنالیسم علوم انسانی کلیک کنید. 📮فکرت، رسانه اندیشه و آگاهی؛ وبگاه | فکرت | مدرسه فکرت | رادیوفکرت 🌱 کانال تخصصی قلم @ghalamdar