🔹نسبت اصل تضاد و اصل جامع در تشکیل پدیدههای طبیعی و اجتماعی
«قصدم در این یادداشت طبیعتشناسی یا علمالنفس فلسفی نیست؛ فقط میخواستم مقدمهای کوتاه برای بیان آنچه در ادامه خواهد آمد ترتیب داده باشم»
🔸طبیعت از عناصر کاملا متضاد تشکیل شده است. براساس اصلِ تضاد، هر عنصری از عناصر طبیعی، فقط میخواهد خودش باشد و بس. این یعنی هر عنصری میخواهد خاصیت خودش را نشان دهد و برای این کار لازم است بر کوسِ انانیت و فردیت بکوبد و دستِ رد بر سینه سایر عناصر بزند.
🔸فیالمثل عنصر عنصر هیدروژن (H2) میخواهد اثر و خاصیت خودش را به نمایش گذارد و عنصر اکسیژن (O2) میل دارد ویژگی خود را در معرضِ دید قرار دهد. ایندو ذاتا از فایدهیِ ترکیب بیخبرند. اما صورت نوعیه (در اینجا یعنی H2O) با نگهداشتن دو امر متضاد که یکدیگر را دفع میکنند، ماده گرانبهایی چون آب را به ما هدیه میدهد.
🔸فیلسوفان در حکمتِ طبیعی قدیم، معتقد به وجود چهار عنصر طبیعی یعنی: آب، خاک، باد و آتش بودند که بینشان نهایت تضاد است. از طرف دیگر معتقد به وجود موجوداتی بنام نفس هستند که کارشان نگهداشتن عناصرِ متضاد در کنار یکدیگر است. فایده این کار بسیار روشن است: آشکار شدن خاصیتی که نه در تکتک عناصر که از ترکیب ایشان پدیدار میشود.
🔸مثلا ایشان معتقد بودند بدنِ انسان، ترکیبی معتدلشده از جمع عناصر اربعه است. این عناصر با هم ترکیبشده و از اعتدالی که بین آنها پدیدار میشود چیزی بنام «بنیه» حادث میشود که از قابلیتهای عجیبی از جمله پذیرش روح برخوردار است.
🔸براساس اصل تضادّ و اصل جامع میتوان گفت ملکولها با غلبه بر نیروی دافعه بین اتمها و نگهداشتن ترکیبی از آنان در کنار یکدیگر، مواد طبیعی را بهوجود میآورند که بیشک خاصیتی غیر از آنچه در سطح اتمی وجود داشت را آشکار میکند.
🔸نفس نباتی یا همان سلول، جمعی از ملکولها را در کنار هم قرار داده، خاصیت رشد و نمو را ظاهر میکند. نفس حیوانی با نگهداشتن انواع مختلفی از سلولها مثل سلولهای خونی، پوستی، استخوانی، عصبی، عضلانی و ... بدن را به وجود میآورند و نفس ناطقه با نگهداشتن بدن طبیعی در کنار یک موجود فراطبیعی یعنی عقل (ملک) یا روح، انسان را به وجود میآورد.
🔸این اصل تضاد و اصل جامع به حیات طبیعی یا حیات فردی ختم نمیشود. این دو اصل در حیات اجتماعی نیز حاکم است. مثلا نهاد خانواده تضاد بین زن و مرد را در سطحی بالاتر بنام خانواده نگهمیدارد.
🔸در هر جامعهای، خردهنهادها و خردهجریانهایی وجود دارند که هر یک، براساس اصل تضاد، بر اصالت خود و ردِّ نهاد یا جریان رقیب، تأکید دارند و البته که این تأکید، لازمه حیاتشان است.
🔸در این بین اما بر اساس اصل جامع، جریانها و نهادهایی نیز در سطح کلانتر وجود دارند که با کنار هم نگهداشتن این خردهنهادها و خردهجریانها، یک نهاد یا جریانِ کلانتر را تشکیل میدهند.
براساس اصل جامع، مجدد نهادها و جریانهای کلان نیز لاجرم ذیل یک جامعِ دیگر قرار خواهند گرفت تا در نهایت یک هویت متعالی بنام جامعه حادث شود.
🔸اما یک ملت یا جامعه با تمام جریانهای متضادی که درون آن زنده است، یک ملت واحد است. این وحدت، هیچ منافاتی با آن تضادها ندارد. کسی که سکلاندار این جامعِ متعالی است، وظیفهاش نگهداشتن این جریانهای متضاد در کنار یکدیگر به قصد آشکار شدن خاصیت آن است.
🔸اکنون این جامعه ایران اسلامی بهمثابه یک جامع متعالیه، دهها جریان متضاد را در دل خود جای داده و بهمثابه یک کل در حال آشکارکردن خاصیتی است که در آینده بنام تمدن ایران اسلامی ظهور پیدا میکند
🔸کفتارصفتان و کوردلانی نیز وجود دارند که چشمِ طمع به نیروی تضاد درون این جامعه دوختهاند؛ به این امید که این نیرو بر نیروی جامع و نگهدارنده غلبه کند و شاهد فروپاشی نظامش باشند.
🔸ملت ایران باید هشیار باشند. تضادِّ بین نهادها و جریانها تا جایی که در چارچوب و تحت کنترل نیروی جامع باشد، نه تنها مضر نیست بلکه بسیار مفید و ارزنده است؛ البته تا آنجا که پدیدار شدنِ امرِ جدید بر آن تضاد استوار است. اما اگر نیروی تضاد بخواهد بیشتر از حد و توانِ نیروی جامع یا نگهدارنده باشد، چیزی جز فروپاشی یا اعوجاج را در پی نخواهد داشت.
🔸بنابراین پیشنهاد میکنم طرفداران و هواداران دو جریان حاضر در انتخابات پیشرو، ضمن حفظ استقلال فکری و سلیقههای سیاسی خود در نظر به دو نامزد انتخاباتی، با تمام تضادی که بین ایشان قابل مشاهده است، متوجه امر جامع نیز باشند. این تضاد به هیچوجه نباید امر جامع را تهدید کند، بلکه باید موجب تأیید و تقویت آن شود.
🔸براساس این تبیین فلسفی، استفاده از هر ادبیاتی که یک جریان را نه متضاد جریان دیگر بلکه متضاد کل و امر جامع جلوه دهد غلط بوده و به شدت محکوم است.
@ghalayaane_ghalam
✅لطفا توجه داشته باشید! من سعی کردم در این یادداشت 👆تبیین فلسفیام از ظرفیتهایی که علیالقاعده دشمن بر آن تکیه میکند را نشان دهم. دشمنِ یک نظام، همواره به نیروهای متضاد درون یک نظام چشم دوخته است. مطمئن باشید چاره دیگری ندارد.
@ghalayaane_ghalam
نتیجه انتخابات هرچه شود مطمئن باشید خیر و صلاح امت مسلمان و معتقد به وعده الهی تٲمین خواهد شد.
پیروزی عدل بر جور، پیروزی اسلام بر کفر و تجلی آن بر تمام ادیان و در نهایت رسیدن قدرت به مٶمنین و صالحینِ عالم، وعده حتمی خدا است.
پس یا به خدا و وعدههایش اعتقاد دارید و یا هیچ فرقی نمیکند چه اتفاقی درپیش است.
دلهایتان آرام باشد. پروردگار با آزمونهای سخت و واقعی ایمان شما را به چالش میکشد تا عیار آن را نمایانسازد.
و خوشبهحال مٶمنان که بهمن فرِّ ایمانشان و پیامت ای امام نقش جان ما تا ابد!
@ghalayaane_ghalam
🔹ایدهی فربه مقاومت و طبلهای توخالی تمدنسازی
🔸قدرتی در منطقه ذیل ایده مقاومت از آغاز انقلاب اسلامی بلکه قبل آن ایجاد شد و با رشد و توسعهای که پیدا کرده است، اکنون در سطح بالایی، آماده نابودی اسرائیل است.
🔸فلسفهیپیدایش و رشد این قدرت نه تمدنسازی بود و نه دیگر شعارهای توخالی کوچهبازاری بلکه این قدرت، فقط یک رسالت دارد و قرار است در برابر نابودی اسرائیل هزینه شود.
🔸اکنون این قدرت در اوج اقتدار خود آماده است تا روانه مقصد شود، در حالی که مقصدش در اوج ضعف و نابسمانی قرار دارد.
🔸ایده مقاومت، ایده نابودی اسرائیل است و رژیم میداند اگر امروز با آن مواجه نشود، فردا دیر است. ازاینگذشته، از منظر تاریخی و با تحلیل هگلی نیز وقتی آنتیتز آماده ترکیب شود، نابودی تز و سرآوردن سنتز قطعی است.
🔸نابودی اسرائل مقدمه و آغاز یک تحول است نه خود تحول! این فروپاشی، نظم نوینی را در منطقه حاکم خواهد کرد. تمدنسازان باید به آن نظم و ظرفیتهای آن بیاندیشند نه نابودی چیزی که حتی دوستدارانش هم آن را پذیرفتهاند.
🔸اما امر دردناک این است که ما تمام ظرفیت خود را در ایده مقاومت صرف کردهایم و برای دوران پسااسرائیل و نحوه نظم جدید تقریبا حرفی برای گفتن نداریم.
🔸اینکه انتخاب جنگ تنها انتخاب ممکن و پیشروی رهبران جبهههای مختلف است به این دلیل است که قدرت اجتماعیافته در منطقه، اقتضای تخلیه شدن دارد.
🔸فربهبودن ایده مقاومت وقتی بوی تمدنسازی میدهد که هم اسرائیل نابود شود و هم زندگی مقدور باشد. به تعبیری هم چرخ سانتریفیوژها بچرخد و هم چرخ زندگی.
@ghalayaane_ghalam
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
این حسین کیست که عالم همه دیوانه اوست
اگر ملت فلسطین و لبنان، خودشان به تنهایی و بدون دخالت مستقیم ایران –گرچه با پشتیبانی و حمایت ایران‒ بهای آزادی و استقلال خود را ندهند، متاع بادآورده را باد خواهد برد.
وظیفه دولت و ملت ایران در شرایط کنونی، حمایت لجستیک و روحی و روانی است، نه دخالت مستقیم.
همانقدر که جنگیدن و پیروزی در آن پیچیدگی دارد، بقای پیروزی و ترتب آثار ماندگار آن نیز پیچیده است.
نه #تعلل میکنیم و نه #هیجانزده عمل میکنیم
جنگیدن حزبالله و حماس و اهل یمن و عراق و ... با پشتیبانی ایران یعنی جنگ با پشتوانه، یعنی جنگ مطمئن، یعنی جنگ منطقی!
اما جنگ مستقیم ایران با اسرائیل یعنی هدررفت منابع، بدون امکان جایگزینی
تولید موشکهایی که ظرف ده دقیقه شلیک شد، بیش از چند هفته زمان میبرد با هزینه چند میلیاردی
همین تعداد موشک در شرایط جنگی و قطعی یا خرابی تاسیسات و مشکلات عدیده، ممکن است چند ماه زمان ببرد